خمینی برای اتحاد با دشمنان پهلوی هیچ خط قرمزی نداشت با همه ی مخالفان با هر مرام وتفکری متحدشد وجز اسلام وچندین دروغ، آنچه را که درسر داشت آشکار نکرد تازمانیکه برکرسی قدرت تکیه زد ودیدیم که چه کرد حال کسی هست که خط قرمزهایی دارد و به اصولی پایبندست که خواست اکثریت مردم ایران است/۱
خیلی جدی دایرهای از واژگان رو از گفتار تون کنار بگذارید.
بیتالمال، حقالناس، حاجی، بندهخدا، انشاالله، ناموس و بیناموس… و خیلی واژه های دیگه که الان یادم نمیاد!
شما بنویسید که کدام واژه ها رو مخ تونن تا ببینیم میشه براش جایگزینی پیدا کرد یا از اساس باید کنار گذاشته بشن!
مگه مصر کانال سوئز رو کنترل نمیکنه؟
مگه پاناما کانال پاناما رو کنترل نمیکنه؟
مگه ترکیه از کشتیهای عبوری از داردانل و بوسفور پول نمیگیره؟ پس چرا جمهوری اسلامی نتونه از هرمز پول بگیره یا مجوز بخواد؟
بعد از جنگ جهانی دوم، جامعه جهانی سعی کرد برای دریاهای آشفته یه چارچوب بسازه. نتیجهش شد مجموعه کنفرانسهای حقوق دریاها. سال ۱۹۵۸، اولین کنوانسیونهای مهم حقوق دریاها در ژنو شکل گرفت؛ درباره آبهای سرزمینی، دریای آزاد، فلات قاره، منابع دریا و ...
بعدتر این اسناد در یک چارچوب جامعتر جمع شد؛
کنوانسیون معروف ۱۹۸۲ در مونتگو بی جامائیکا، یعنی UNCLOS.
هدف UNCLOS این بود که بالاخره یه نقشه حقوقی برای اقیانوسها بده؛ مشخص کنه آب سرزمینی چیه، منطقه اقتصادی انحصاری چیه، دریای آزاد چیه، و مهمتر از همه، در تنگههای بینالمللی حق عبور دقیقا چطوریه؟
سابقا آبهای سرزمینی فقط سه مایل دریایی حساب میشد. منطقش هم ساده بود: هر جا توپ جنگی ساحلی میرسید، همونجا قلمرو دریایی کشور بود. اما با گذشت زمان، در کنوانسیونهای ۱۹۵۸ و بعد در UNCLOS، این محدوده به ۱۲ مایل دریایی افزایش پیدا کرد. همینجاست که بعضیها اشتباه میکنن و میگن چون عرض هرمز حدود ۲۱ مایله و دو طرف ایران و عمان هر کدوم ۱۲ مایل ادعا دارن، پس مسیر بینالمللی تموم شده و این دو تا کشور مالک مسیر هرمز به حساب میان!
❌ این برداشت اشتباهه. چون UNCLOS فقط درباره آب سرزمینی حرف نمیزنه؛ درباره حق عبور ترانزیتی هم حرف میزنه. و این دقیقا قلب ماجرای هرمزه.
❌ اصل حقوقی ماجرا: حق عبور ترانزیتی.
توی UNCLOS مفهومی وجود داره به اسم Transit Package. ماده ۳۸ کنوانسیون ۱۹۸۲ . معنیاش اینه که کشتیها حق دارن از تنگههای بینالمللی عبور کنن، به شرط اینکه عبورشون پیوسته، سریع و بدون توقف غیرضروری باشه؛ یعنی از یک بخش آبهای آزاد یا منطقه اقتصادی انحصاری به بخش دیگهای از آبهای آزاد یا منطقه اقتصادی انحصاری برن.
به زبان سادهتر: وقتی یه تنگه تنها راه اتصال یک پهنه آبی مهم به دریاست، کشورهای ساحلی نمیتونن بگن چون اینجا آب سرزمینی ماست، هر وقت دلمون خواست میبندیمش.
ماده ۳۷ هم دقیقا برای همین موقعیتها اهمیت داره. چون کشورهای زیادی داخل خلیج فارس منطقه اقتصادی انحصاری دارن و برای دسترسی به اقیانوس باید از هرمز رد بشن. شما نمیتونید عراق، کویت، عربستان، بحرین، قطر، امارات، عمان و بقیه کشورها ر از آبهای آزاد محروم کنید. اگر چنین چیزی مجاز باشه، یعنی یه کشور یا دو کشور ساحلی میتونن عملا اقتصاد و امنیت دریایی چندین کشور دیگه رو گروگان بگیرن. حقوق دریاها دقیقا برای جلوگیری از همین وضعیت طراحی شده.
ماده ۴۴ حتی صریحتره. میگه کشورهایی که در دو طرف یک تنگه قرار دارن، نباید مانع عبور ترانزیتی بشن. اگر خطری برای ناوبری یا پرواز وجود داره، باید اعلامش کنن.
و مهمتر از همه، حق عبور ترانزیتی قابل تعلیق نیست. این جمله خیلی کلیدیه: قابل تعلیق نیست. یعنی حتی اگر جمهوری اسلامی بخشی از تنگه هرمز رو آب سرزمینی خودش بدونه و عمان هم بخشی رو متعلق به خودش بدونه، باز هم حق ندارن جلوی عبور ترانزیتی کشتیهای تجاری رو بگیرن. میتونن مقررات ایمنی داشته باشن، میتونن خطرات رو اعلام کنن، میتونن در چارچوب حقوقی مشخص عمل کنن، اما نمیتونن اصل عبور رو ببندن.
اینجا یک ان قلت پیش میاد:
«خب جمهوری اسلامی که UNCLOS رو امضا نکرده، پس چرا باید بهش پایبند باشه؟»
این پرسش جذابه، ولی در عمل جوابش اونقدرها ساده نیست. حقوق بینالملل فقط یه قرارداد ساده بین چند امضاکننده نیست. خیلی از اصولش از عرف بینالمللی میاد؛ یعنی از رفتار تکرارشده دولتها، توافقهای تاریخی، و قواعدی که کمکم تبدیل شدن به استاندارد عمومی. UNCLOS هم روی هوا ساخته نشده. پشتش دهها معاهده، دهها سال مذاکره، و حتی چند قرن تحول حقوق دریایی هست. برای همین هیچ کشوری نمیتونه خیلی راحت بگه چون من امضا نکردم، پس هر کاری خواستم میکنم؛ مخصوصا وقتی رفتارش روی حق دسترسی کشورهای دیگه به آبهای آزاد اثر مستقیم میذاره.
نمونه ساده ترش اینه: ممکنه من با مالیاتی که دولت تصویب کرده موافق نباشم، اما اگر قانون شده باشه، آخرش باید رعایتش کنم. در سطح بینالملل البته ماجرا پیچیدهتره، ولی اصلش همینه. شما نمیتونی توی یک سیستم جهانی زندگی کنی، از مزایاش استفاده کنی، کشتیهات از آبهای دنیا عبور کنن، تجارتت از مسیرهای بینالمللی رد بشه، بعد وقتی نوبت به تعهدات رسید بگی من این قسمت رو قبول ندارم. مخصوصا در حوزه کشتیرانی که اساسا بدون قواعد مشترک، همه چیز خیلی سریع تبدیل میشه به هرجومرج
حالا ممکنه یکی بگه: "مگه مصر کانال سوئز رو کنترل نمیکنه؟
مگه پاناما کانال پاناما رو کنترل نمیکنه؟ مگه اونها از کشتیها پول نمیگیرن؟ پس چرا جمهوری اسلامی نتونه از هرمز پول بگیره یا مجوز بخواد؟"
این مقایسه در نگاه اول جذابه، ولی غلطه. کانال سوئز و کانال پاناما طبیعی نیستن. این کانالها مصنوعی ان. حفر شدن، ساخته شدن، نگهداری میخوان، لایروبی میخوان، سیستم راهنمای دریایی دارن، کنترل ترافیک دارن، هزینه اداره دارن، و کاملا داخل قلمرو همون کشورها قرار گرفتن. کشتی وقتی از سوئز رد میشه، از یه سازه مهندسیشده عبور میکنه که مصر باید دائم نگهداریاش کنه. وقتی از پاناما رد میشه، وارد یه سیستم پیچیدهی آبراههای مصنوعی میشه. هرمز اما یه تنگه طبیعی بینالمللیه. کسی حفرش نکرده. جمهوری اسلامی یا عمان هرمز رو نساختن. این مسیر طبیعی اتصال خلیج فارس به آبهای آزاد بوده و هست.
مثال دیگه تنگههای ترکیه است؛ بسفر و داردانل.
اینها دریای سیاه رو به مدیترانه وصل میکنن. ترکیه عضو UNCLOS نیست، اما اون منطقه از قبل تحت کنوانسیون مونترو اداره میشه. ضمن اینکه بعضی بخشهای اون تنگهها واقعاً خیلی باریکن، حدود 1 کیلومتر یا حتی کمتر. برای عبور از اونجا راهنمای دریایی لازم میشه، گاهی یدککش لازم میشه، کنترل ترافیک خیلی شدیدتره. این با هرمز فرق داره. در هرمز عبور کشتیهای بزرگ به شکل معمولی و بدون الزام راهنمای دریایی یا یدککش انجام میشه. خیلی از دریانوردها بارها از هرمز رد شدن بدون اینکه نیاز به Pilot (راهنما) یا Tug (یدککش) داشته باشن.
تنگههای دانمارک هم همینطور. اونجا هم به خاطر باریکی، جریانهای خاص، و تراکم ترافیک، استفاده از راهنمای دریایی و سیستم کنترل ترافیک اجباریه. اما باز هم اون شرایط با هرمز یکی نیست. نزدیکترین مقایسه برای هرمز، کانال مانشه؛ آبراه بین انگلستان و فرانسه.
عرضش هم تقریبا شبیه هرمزه، حدود ۲۱ مایل دریایی. اونجا هم مسیرهای تفکیکشده کشتیرانی وجود داره، حجم عظیمی از کشتیها ازش رد میشن، و آبهای سرزمینی بریتانیا و فرانسه در اون منطقه به هم نزدیک میشن. اما هیچکس نمیگه فرانسه و بریتانیا مالک عبور از کانال مانشن به این معنی که هر کشتی باید مجوز بگیره یا پول عبور بده. کشتیها طبق قواعد بینالمللی و مقررات ایمنی رد میشن، نه باجگیری.
البته کانال مانش هم تاریخ جنگ و درگیری کم نداره. انگلیس و فرانسه قرنها سر اون منطقه رقابت کردن. در جنگ جهانی دوم هم عملیات نرماندی از همین مسیر اتفاق افتاد. یعنی اینکه یه آبراه محل جنگ تاریخی بوده، چیز عجیبی نیست. اما نکته اینه که بعد از شکلگیری نظم جدید بینالمللی، قرار شد این مسیرها فقط ابزار قدرتنمایی دولتهای ساحلی نباشن. قرار شد قواعدی وجود داشته باشه که تجارت و عبور بینالمللی ر از گروگانگیری حفظ کنه. هرمز رو هم دقیقا باید در همین چارچوب دید.
از نظر حقوقی، جمهوری اسلامی و عمان مالک تنگه هرمز به این معنی نیستن که بتونن عبور بینالمللی رو هر وقت خواستن تعلیق کنن. طبق مواد ۳۷، ۳۸ و ۴۴ حقوق دریاها، حق عبور ترانزیتی وجود داره و قابل تعلیق نیست. اما از نظر سیاسی و نظامی، قضیه پیچیدهتره. چون حقوق بینالملل تا جایی کار میکنه که اراده اجرای اون وجود داشته باشه. اگر یه حکومت تصمیم بگیره با پهپاد و تهدید مسیر رو گروگان بگیره، اون وقت فقط نوشتن ماده قانونی کافی نیست.
باید جامعه بینالمللی واکنش عملی نشون بده؛ IMO، سازمان ملل، آمریکا، اروپا، کشورهای خلیج فارس، کشورهای آسیایی مصرفکننده انرژی، همه باید این رو مسئله خودشون بدونن
این فقط چالش آمریکا نیست.
بحث هرمز رو طوری مطرح میکنن که انگار دعوای آمریکاست با جمهوری اسلامی. ولی واقعیت اینه که هرمز مسیر تنفس تجارت جهانیه. چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، اروپا، کشورهای خلیج فارس، همه به امنیت این مسیر وابستهان. حتی کشورهایی که دوست ندارن درگیر سیاست آمریکا بشن، نمیتونن نسبت به آزادی کشتیرانی بیتفاوت باشن. چون اگر امروز هرمز تبدیل بشه به نقطهای که یه حکومت میتونه با تهدید پهپادی از کشتیها پول زور بگیره، فردا همین منطق در بابالمندب، مالاکا، مانش یا هر گلوگاه دیگهای هم قابل تکراره.
پس وقتی دفعه بعد شنیدیم جمهوری اسلامی دوباره تهدید کرده هرمز رو میبنده، یا یه مقام آمریکایی گفته مسیر باید باز بمونه، یا IMO درباره امنیت دریانوردها هشدار داده، باید بدونیم پشت این خبرها یه دعوای خیلی بزرگتر خوابیده: دعوای بین نظم و هرجومرج دریا.
برای همین، ماجرای هرمز فقط یه بحران منطقهای نیست. یه آزمونه. آزمونی برای حقوق بینالملل، برای آمریکا، برای IMO، برای سازمان ملل، برای کشورهای مصرفکننده انرژی، و برای همه دولتهایی که ادعا میکنن به نظم بینالمللی و تجارت آزاد باور دارن. اگر هرمز امن بمونه، یعنی هنوز میشه از قواعد مشترک دفاع کرد. اگر هرمز تبدیل بشه به مسیر مجوز و پهپاد و بیمه اجباری و تهدید، یعنی داریم قدمبهقدم برمیگردیم به دنیایی که هر قدرت ساحلی میتونه دریا رو ملک شخصی خودش بدونه.
از روز اول این درگیری، بارها در مورد عدم اقدام قاطع آمریکا برای بازکردن تنگه هرمز و دلایل عدم برخورد ترامپ با جاسلامی نوشتم.
سیاستی که علی رغم انتقادات، به نظر برای فشار به همه کشورها طراحی شده.
از بی ثباتی حاصل از پهپادهای جمهوری اسلامی برای تنظیم دوباره همه حقوق دریاها داره استفاده میشه و البته این روند بلاخره به پایان خواهد رسید.
داریم به جایی میزسیم که همه کشورهای ذینفع باید برای این مساله یک فکر اساسی کنند.
این فکر هرچه باشه، دیگه کمکم همه دارن به این نتیجه میرسن که مذاکره راهش نیست...
اپوزیسیون غرغرو یک موجود عجیب و شگفتانگیز است.
قصه جدید؛
این جماعت حالا درگیر این هستند که چرا دفتر شاهزاده گفت پشتمان را به سرود جمهوری اسلامی کنیم.
اصلاً قبول؛ (که نیست و ایده خوبیست) و اینکه تو میگی درست
حالا ایده خودت چیست؟
سکوت...
بعد از سه دقیقه سکوت، لینک آخرین لایو یوتیوبش را میفرستد.
طرف ده سال است بین لایو، پادکست، اسپیس و رشتهتوییت در رفتوآمد است. اگر به او بگویی برنامهات برای مبارزه چیست، میگوید یک اپیزود دو ساعته دارم که آنجا توضیح دادهام چرا همه اشتباه میکنند.
اینها اپوزیسیون نیستند.
هیات داوران دائمی مسابقهای هستند که هیچوقت در آن شرکت نمیکنند.
یکی میگوید این حرکت نمادین است.
خب بله عزیزم. قرار نیست با پشت کردن به سرود، نیروگاه اتمی را تعطیل کنند. حرکت نمادین است. دقیقاً مثل پرچم، مثل شعار، مثل اعتصاب، مثل تحریم، مثل تظاهرات و مثل صدها کنش سیاسی دیگر در تاریخ.
ولی برای اپوزیسیون غرغرو، هر کاری که خودش انجام نداده باشد، نمایش است.
مشکل این جماعت این نیست که ایده بهتری دارند.
مشکل این است که هیچ ایدهای ندارند.
اگر داشتند تا حالا رو میکردند.
تمام هنرشان این است که کنار زمین ایستادهاند و به بازیکنها فحش میدهند.
نه توپ دارند.
نه تاکتیک دارند.
نه تیم دارند.
نه برنامه دارند.
فقط سوت میزنند.
انگار همه با هم تبدیل شدهاند به مسعود فراستیِ سیاست.
یک نفر میگوید فلان حرکت را انجام دهیم.
میگوید آشغال است.
یکی میگوید فلان کمپین را راه بیندازیم.
میگوید آشغال است.
یکی میگوید فلان تجمع را برگزار کنیم.
میگوید آشغال است.
دوست! عزیز، اگر همه چیز بد است، یک بار هم چیزی غیر از غر زدن تولید کن.
#انقلاب_شیر_و_خورشید
#ایران_را_پس_میگیریم
اسامی جاویدنامان در برنامه آقای ویسی، سهشنبه ۱۲ خرداد ۲۵۸۵
کوت میکنم به یاد
فرزند ایران و جانفدای میهن، جاویدنام
#داوودچایفروش
۵۳ ساله، ۱۹ دی، گرمدره البرز عزیز
@RezaVaisi#جاويدشاه
شاهدخت نور پهلوی: «مأموریت پدرم همواره یکی بوده است: ایرانی دموکراتیک و سکولار؛ ایرانی که در آن قدرت در اختیار مردم باشد.»
نشست سالانه انجمن آزادی اسلو
۲ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵
«نام خانوادگی من معمولا موجب پیشداوری دیگران میشود، بنابراین میخواهم کاملاً روشن صحبت کنم: هدف پدرم و هدف ما بهعنوان یک خانواده تنها یک چیز است؛ گذار به انتخابات آزاد و عادلانهای که در آن این ایرانیان باشند که آینده خود را تعیین میکنند.»
@NoorPahlavi
آینده ایران
از پهلویها خوشتان بیاید یا بدتان، ما را مبارزان راه آزادی بنامید یا اراذل و اوباش، هواداران شاهزاده رضا پهلوی را ربات بدانید یا ساخته و پرداخته اسرائیل، ولی یک چیز را نمیتوانید انکار کنید:
نگاهی به عکسهای قهرمانان انقلاب ملی ۱۴۰۱ و انقلاب شیروخورشید بیندازید، چه آنان که جان باختند و چه آنان که با روانی رنجور به خانه بازگشتند تا روایتگر آن حماسهها باشند،؛
ببینید آن زنان قهرمان بیشتر به نور پهلوی شبیهاند، یا به زنان فرقه رجوی و آخوندزادههای جمهوریخواه و شادیهای مبتذل در جبهه چپگرایان؟
ما آینده ایران را پر از زیبایی و شادی و جوانی و «نور» میخواهیم!
#انقلاب_شیروخورشید
#پهلوی_برمیگرده
#نور_بر_تاریکی_پیروز_است
#بسنتتایم:
چند ماهه دارم از تعلل عمدی ترامپ برای رفع مساله هرمز مینویسم.
از جعلی بودن تلاش آمریکا برای توافق.
حالا بعد از دو ماه وانمود کردن برای مذاکره و با دیدن کنشهای ترامپ، شاید جرقهای در ذهن تحلیلگرهای سیاسی خورده باشه که بلاخره متوجه بشن قضیه چیز دیگهایه.
(البته به میزان قابل توجهی به بیتوجهی به اخبار روز و پروپاگاندای نشریات آمریکایی نیاز داره که تحلیلگرهای کمهوشتر یا هیجانی هرگز از پسش برنمیان!)
اقتصاد:
مهم نیست چند روزنامه دموکرات و جمهوریخواه تیتر بزنن: “ترامپ در حال باخته”
مهم اینه در صحنه واقعی چه رخ میده.
تمام اندیکیتورهای صنعت نفت و پتروشیمی به وضوح نشون داده که برنده اصلی شرایط هرمز از نظر اقتصادی ( VG ,VLO,MPC, VSX) بودن!
مبحثی که اینجا فرصت پرداختن بهش نیست و اونقدر واضحه که نیاز به اثبات نداره.
هژمونی دریایی:
همه چیز از دو طرح تغییر اجندای دریایی آمریکا شروع شد.
اولی Executive Order 14269
که به اسم
Restoring America’s Maritime Dominance
شناخته میشه و
در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۲۵ توسط ترامپ امضا شد. تمرکز روی احیای صنعت کشتیسازی، کاهش وابستگی به چین و تقویت امنیت ملی آمریکا و برنامه دوم
America’s Maritime Action Plan
که با هدف احیای برتری دریایی آمریکا (۲۶ فوریه ۲۰۲۶) توسط ترامپ امضا شد. بازسازی ظرفیت کشتی سازی، حفاضت از پایه صنعتی دریایی، مالیات بندری روی کشتیهای خارجی (چینی).
اما ستون اصلی این اجندا، رسیدن به هدف ۲۵۰ کشتی آمریکایی (یا با پرچم آمریکا) بود. ترامپ اصرار داره سهم کشتیسازی آمریکا ر به موقعیت قوی سابق برگردونه و وابستگی به چین ر کم کنه. برای این کار از ابزارهایی مثل تعرفه، تغییر پرچم کشتیها به آمریکا و بیمه کشتیرانی به عنوان اهرم سیاسی استفاده میکنه. اروپا اما با اجرای همه طرحهای ترامپ مخالفت کرد. پیشنهاد معافیت کشتیهای آمریکایی از قانون کربن صفر IMO ر رد کرد و عملا به چینیها چراغ سبز نشون داد. حالا بسته شدن تنگه برای طرحهای دریایی ترامپ حکم کاتالیزور و اهرم فشار ر داره. ترامپ خیلی با حوصله به اغتشاشها نگاه میکنه و اجازه میده اروپا بیشتر در بحران فرو بره.
جدیدا دفتر کنترل داراییهای وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) اعلام کرد هر کشوری که برای عبور امن از تنگه هرمز به جاسلامی پول بده (نقدی، ارز دیجیتال، سوآپ یا حتی کمک خیریه به هلال احمر ایران) تحریم میشه. شرکتهای آمریکایی که جریمه سنگین میشن. اروپاییها و کشورهای آسیایی هم با ریسک تحریم ثانویه مواجه میشن. بدتر اینکه اگه پرداخت باعث نقض تحریمهای بیمهای هم بشه، مسئولیت مدنی و کیفری هم به همراه داره!
ضمن اینکه کل خدمات بیمهای، سوخت و بندرگاهی هم واسشون از دست میره. سادهتر اینکه:
(یعنی دیگه مکرون به خواب ببینه با تماس با پزشکیان، کشتی کود رد کنه)
سیاسی:
بعد از این همه رفتوآمد و خبر فیک و راست، دیگه بعیده کسی هنوز انقدر سادهدل باشه که باور کنه ترامپ قراره از نابودی جاسلامی دست برداره.
تاکتیک البته سیاله. یعنی چی؟
جنگ واقعی فعلا جای خودش ر به جنگ اقتصادی و سیاسی داده.
هگست جای خودش ر به بسنت داده.
چرا؟
همه چیز از روزی شروع شد که جاسلامی برای مذاکرات پاکستان هیأت ۷۰ نفره اعزام کرد. کاملا مشخص بود که نیروهای جاسلامی در شرایط صلح به پشت سر خودشون هم اعتماد نخواهند داشت!
آخرین تلاش جدی آمریکا برای مذاکره، فرستادن جیدیونس بود. این مشاور جوان و کمهوش دقت نکرد که چرا روبیو خودش ر درگیر روند مسخره مذاکره نمیکنه. فکر میکرد معجزه میکنه، اما چنان سنگ روی یخ شد که تا امروز دیگه جز موضوعات کلی، به هیچ وجه در روند مذاکره شرکت نمیکنه.
ترامپ همون روز که ابلهی مثل ویتکاف ر برای مذاکره انتخاب کرد نشون داد به مذاکره به چشم شوخی و وقتکشی و کنترل بازار نگاه میکنه و جیدیونس اینو از راه سخت فهمید!
🛑 مذاکرهای در کار نیست.
پس چرا جنگ شروع نمیشه؟
جنگ در جریانه، اما همونطور که جنت میگه، الان بسنتتایمه.
آمریکا با ذهن تحلیلگران کمهوشتر بازی میکنه. هر روز اخباری از باقیمانده موشکها و اینترسپتورها بیرون میاد که قراره نشون بده اوضاع آمریکا خرابه!
اما کسی که اندکی در جریان سیاست کنترل اخبار پنتاگون باشه، دقیق میدونه که آماری که اندیشکدهها و روزنامهها از موشکهای آمریکا منتشر میکنن، فقط در جریان بریفهایی هست که خود پنتاگون بهشون درز میده. (مخصوصا بعد روی کار اومدن هگست که مسیر کنترل داده از پنتاگون بسیار سختگیرانهتر هم شد)
یعنی هر دادهی نظامی که میبینید،
دقیقا همون چیزیه که میخوان ببینید و راجع بهش حرف بزنید
بسنت تایم فرصت میده که نظام از درون با چالشهاش مواجه بشه. نوبت هگست تایم هم دوباره میرسه.