The same day that Hegseth fires multiple senior army leaders, he announces that individuals "trusted" by the administration will be able to carry arms on base...
On the same day Trump is purging his cabinet...
This is like coup level shit.
There's one striking difference between the present and the Stone Age: there was no oil or gas being pumped in the Middle East back then.
Are POTUS and Americans who put him in office sure that they want to turn back the clock?
Important legal reminder for the #US and #Iran that might guide their negotiations and have long term implications :
Under article 52 of the Vienna Convention on the Law of Treaties (coercion of state by the threat or use of force)
“A treaty is void if its conclusion was procured by the threat or use of force in violation of the principles of international law embodied in the UN Charter.”
Thus if the use of force or threats effectively deny a meaningful choice for a negotiating partner, any resulting agreement could be declared void ab initio (invalid from the start).
@UN
جان مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی در جدال با پیرس مورگان:
کل این ماجرای ایران، اساساً یک عملیات تغییر رژیم بزرگِ آمریکایی-اسرائیلی است/آیا فکر نمیکنی بسیار عجیب است که اسرائیل و ایالات متحده که عمیقاً در حال اجرای یک «نسلکشی» در غزه بودهاند حالا دارند درباره اینکه دولت ایران چقدر بد با معترضان رفتار میکند سروصدا راه میاندازند؟ آیا این نفاق آشکار نیست؟/طوری صحبت میکنید که انگار این اعتراضات در ایران صرفاً به دلیل نارضایتی ایرانیها از دولت است و هیچ ربطی به ایالات متحده ندارد/ما آمریکاییها با تحریمهای اقتصادی، اقتصاد ایران را ویران کردهایم، ما مسئول اصلی شکلگیری این اعتراضات هستیم/این در راستای منافع ملی ما نیست که این رابطه خصمانه را با ایران داشته باشیم و اگر به خاطر این واقعیت نبود که اسرائیلیها اصرار دارند که ما ایران را به عنوان یک دشمن نگه داریم، ما در غیر این صورت روابط خوبی با ایرانیها میداشتیم...
در تحلیل تطبیقی، آنچه میان وضعیت سوریه در آستانهٔ سقوط حکومت بشار اسد و وضعیت ونزوئلا در سقوط و دستگیری نیکلاس مادورو مشترک است، نقش محوری «کار اطلاعاتی عمیق» و «هماهنگی هدفمند با ارتش و بدنهٔ اطلاعاتی و امنیتی رژیمها»ست. در هر دو پرونده، تلاش اصلی نه صرفاً بر تقابل بیرونی، بلکه بر نفوذ در لایههای درونی قدرت و ایجاد شکاف در زنجیرهٔ فرماندهی متمرکز بود.
در هر دو مورد، این هماهنگی تا حد قابل توجهی محقق شد؛ بهگونهای که بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی یا به بیطرفی سوق داده شدند یا از آمادگی برای دفاع قاطع بازماندند. این وضعیت، ظرفیت مقاومت ساختاری رژیمها را تضعیف کرد و هزینهٔ مداخلهٔ مستقیم خارجی را بهطور معناداری کاهش داد.
همزمان، عامل بازدارندهٔ مهم دیگر، مدیریت نقش روسیه بود. در هر دو پرونده، با کانالهای مذاکره و پیامهای سیاسی مشخص،روسیه عملاً از ورود مستقیم و پرهزینه به میدان بازداشته شد. نتیجه، شکلگیری وضعیتی بود که در آن تغییر موازنه نه از مسیر جنگ کلاسیک، بلکه از طریق فرسایش درونی، تردید نهادی و مهار بازیگران حامی خارجی رقم خورد.
یکی از اهداف فوری و قطعی رژیم متخاصم، کشاندن موج اعتراضات ارزی و اقتصادیِ روزهای آینده به سمت خشونت است. ریخته شدن خون شهروندان و انباشت خشم عمومی، چرخه خشونت را تشدید و بازتولید خواهد کرد. رادیکالشدن تظاهرات میتواند بهسرعت به یک چالش امنیتی جدی و حتی خشونت شهری منجر شود؛ مسیری که در مراحل بعد، قابلیت لغزش به الگوی «سوریهسازی» مشابه تجربه روزهای نخست بهار عربی را دارد.
این یک پیشبینی نیست؛ یک هشدار است. باید نسبت به نفوذیها، عناصر خودسر و رادیکالهایی که عامدانه یا ناآگاهانه در پی سوقدادن اعتراضات به تقابل خشونتآمیز هستند، هوشیار بود.