خانمی ۳۵ ساله با شکایتِ کاهش میل جنسی به من مراجعه کرد... بررسی کردم دیدم خلق پایین، بیلذتی، خستگی مفرط صبحگاهی، کندی روانی-حرکتی و کاهش تمرکز هم داره.
جالب اینجاست که ایشان تأکید داشتن که هیچ عامل استرسزای بیرونیِ قابل توجهی در زندگیشون وجود نداره!
بر اساس ملاکهای DSM، این علائم دقیقاً با اپیزود افسردگی اساسی همخوانی داشت. دو جلسه پروتکل استاندارد CBT رو اجرا کردیم، اما پاسخ درمانی عملاً صفر بود.
نقطه عطف در جلسه سوم رخ داد. علی رغم اینکه برق کلینیک قطع بود و داشتیم از گرما میپختیم گفتش که مدام سردش میشه و همون لحظه هم احساس سرما میکرد...این نشانه منو به سمت یک hypothesis افتراقی سوق داد. پرسیدم: «آیا اخیراً تغییراتی در بافت مو یا الگوی ابرو تجربه کردید؟» پاسخ مثبت بود!
دو علامت نسبتاً اختصاصی برای اختلال تیروئید.
همانجا فرآیند ارزیابی را متوقف کردم و ارجاع پزشکی با پیشنهاد ارزیابی کامل تیروئید رو دادم. خانوم ابتدا این تصمیم را نوعی طردِ درمانی تلقی کرد و ناراحت شد ولی خب توی کلینیک به من میگن "اِرجاعالسلطنه"😄 لذا برخلاف میلشون درمان رو متوقف و ادامهی مداخله رو منوط به نتیجه آزمایش کردم. اما نتایج آزمایش، تشخیص رو تأیید کرد!
نکته فنی ماجرا همینجاست:در کمکاری تیروئید تحتبالینی، مغز در حال جیغ زدن برای دریافت هورمون بیشتره اما غده تیروئید دیگه توان پاسخگویی نداره... نتیجه؟ مغز وارد حالت متابولیکِ صرفهجویی میشه و علائمی تولید میکند که از افسردگی اساسی غیرقابل افتراق هستش!
پس از شروع درمان پزشکی، علائم افسردگی این خانوم ظرف دو-سه ماه کاملاً برطرف شد، بدون اینکه حتی یک جلسه رواندرمانی اضافی نیاز باشه.
در ادبیات (البته غیر رایج) پزشکی، اصطلاحی داریم به نام «Endocrine-related depressive syndrome» یا به زبان سادهتر، سندرم افسردگی مرتبط با غدد درونریز. تفاوت کلیدیاش با افسردگی واقعی روانزاد در این اینه که در افسردگی واقعی، محتوای فکری بیمار با نشخوارهای منفی، احساس گناه و بیارزشی آغشتهست. اما در نوع تیروئیدی، بیمار بیشتر از یک تهیشدگی انرژی شکایت داره تا یک درد روانی عمیق.... گویی که باتری وجودش بدون دلیل تخلیه شده، نه اینکه از زندگی ناامید شده باشه.
۲ سال پیش خوابِ امام زمان رو دیدم در مورد حجابم ، اما آدم نـشدم، از ۹ اسفـند جهان من عوض شد و بله! مـن ، هانیه پیروزرام
حجاب رو انتخاب کردم!
برام ثابت قدم بودن آرزو کنید که شـرمنده امام زمانم نشم…
هیچ وقت شب ۱۸ دی رو یادم نمیره، ساعت ۳ شب زنگ زد گفت یه مأمور سر بریدن، سرش رو هم وسط خیابون آویزون کردن
بیشـ.رفهایی که اونور آب نشستن و به نوجوونا دنده دادن و فضا رو برای شورش و قتلعام آماده کردند، در تکتک این خونها شریک هستند
ننگ بر شما
این خونها دامنتون رو میگیره
امروز بعد از ۷۱ روز رفتم مدرسه
با عکس قشنگتون مواجه شدم،و اسمتون…
شهید زهرا حداد عادل
مادرتونو دیدم زهرا خانم.همون زن مقتدر،اما متواضع همیشگی،با یه بغضی که گویا خیلی وقته مهمون چشماشونه
زهرا خانوم دست به قلبامون بکش،ما هیچ کدوم دل و دماغ نداریم❤️🩹