بهارا بهل تا گیاهی برآید
درخشی ز ابر سیاهی برآید
درین تیرگی صبر کن شام غم را
که از دامن شرق ماهی برآید
بمان تا درین ژرف یخزار تیره
به نیروی خورشید راهی برآید
مگر ز آه مظلوم گردی بخیزد
و زآن گرد صاحبکلاهی برآید
ملکالشعرای بهار
به شرط حیات، هر بهار، اگر بارانی هم ببارد، من یاد عطاملک جوینی و این غمناکترینِ استعارهها خواهم افتاد که:
«بر یاد جوانانی که هر بهار بر چهرهٔ اَنوار و اَزهار در بساتین میکش و غمگسار بودندی، سحاب از دیدهها اشک میبارید و میگفت باران است…»
#کردستان#بلوچستان#ایران#مغول
میگه: «خال به ابروی ایران بشینه، دنیا در امان نیست.» میگه: «میدونی چرا؟» میگه: «چون، همه عالم تنَند و ایران دل، نیست گوینده زین قیاس خَجل، چون که ایران دلِ زمین باشد…» میگم: «خوب، بقیهش!» نفس عمیق میکشه. سکوت کرده. اشک شتک زده رو شیشهٔ عینکش.
##IranRevolution2022
«دیگر قادر به خرید کتاب نیستم»
وقتی در گفتگویی از او پرسیدند؛ اگر یک جوان از شما بخواهد پندی دهید، چه میگویید؟
پرفسور عبدالمجید ارفعی گفت:
«من پندی نمیدهم عزیز!
اگر پند میخواهید رادیو را باز کنید که همیشه همه را نصیحت میکند و پند میدهد؛ از یک ساله تا ۹۹ ساله!»
همانجا به کریم فیضی گفت که سالهاست کار عبث ِپند دادن را کنار گذاشته است، وقتی از صدر تا ذیل مملکت، از صبح تا شامگاه مردم را نصحیت و سرزنش میکنند.
نه فقط سودای پند دادن، که مدتها بود امید نوشتن کتابی جامع در باب “تاریخ ایلام” را هم در سکوتی تلخ واگذار کرده بود.
نمونهاش پژوهشی که در زمینهی یافتن منزلگاهها و شهرهایی در مسیر “شاهراه تختجمشید - شوش” بر اساس گِل نبشتههای باروی تختجمشید کرد و پس از خواندن ِپنج هزار گِل نبشته، در پایان مقالهاش، فروتنانه نوشت:
«نگارنده ممکن است نتوانسته باشد به درستی تمام جای منزلگاههای شاهراه تختجمشید به شوش را مشخص و معین کند.
بیگمان آنگاه که گِل نبشتههای بیشتری خوانده شود و بررسیها و کاوشهای باستانشناسی در سراسر جنوب ایران به درستی و به صورت جامعی انجام گیرد، احتمال خطا کمتر خواهد بود و به یقین نزدیکتر شدهایم»
اما دریغ که در حکومت ِغارتگران، جایی برای عاشقان تاریخ و فرهنگ ایران نیست.
که سالها پیش در جواب ِ«چرا شما تاریخ ایلام را نمینویسید» به نشریهی “رشد آموزش تاریخ” گفت؛
برای این که در این سالها کتابها و تحقیقات بسیار زیادی در خارج از کشور در این موضوع به چاپ رسیده است.
«و من متأسفانه به علت اُفت ریالی به آنها دسترسی ندارم و دیگر آنطور که باید قادر به خرید کتاب نیستم.
اگر من بنویسم مسؤولیت شاقی به گردن من است و باید هیچ خارجی نتواند حتی در یک کلمه کاربردی، ایرادی بر من بگیرد...
اما من به خاطر دسترسی نداشتن به مدارک، نمیتوانم خیلی چیزها را بنویسم»
همین است داستان ِپُر آب ِچشم ِایران ِما، که در زمانهی ذبح فرهنگ و تاراج وطن، جای عاشقان این سرزمین و بزرگانی چون او، تنگ است.
هر چند برای کسی که در جوار حافظ و فراز تاریخ آرام خواهد گرفت، عبدالمجید ارفعی همان است که حضرتش سرود:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
برای جناب گیوراد @SaamGivrad و جهاد فرهنگیش!
گفتم مردم را هیچچیز عزیزتر از جان هست در این جهان؟
گفت سه چیز است که مردم در این جهان بدان پرورند؛
دینداشتن
و
کینخواستن
و
رستن از سختی
از ظفرنامه؛ سخنان منسوب به بزرگمهر حکیم
«اسطورهها همیشه قهرمانان خود را خلق نمیکنند، بلکه گاهی به تاریخ واقعی چنگ میزنند و چنان محکم به دور آن میپیچند که جداکردنشان دشوار و حتی غیرممکن است؛ آنچنان که جداکردن پیچک از درخت بلوط یا گلسنگ از سنگ خارا…»
اسطورهشناسی تطبیقی/ ماکس مولر