وسط این همه خبر بد، حداقل یکیمون امروز بهتر از سه ماه قبلشه.
نارین، دختر سنندجی که توسط پدر و نامادریش شکنجه شده بود و شکستگیهای متعددی داشت.
دم دکتر عبدالهی و کادر درمان گرم. ❤️
امیدوارم زندگی بالاخره روی خوشش رو به این بچه نشون بده.
ای مردم!
مادر علیرضا سپاهی ، سمیه افشار، در زندان اصفهان است
خواهرانش بازداشت هستند، حتی خواهر ۱۶ ساله اش.
نامزدش، مهشاد کهشانی، در زندان است
جنازهاش را در بیابانهای دور دفن کردند
از او اعتراف اجباری گرفتند، ناخنهایش را کشیدند و چهار تیر به پایش زدند
پس از آنکه سکته کرد، احیایش کردند و دوباره او را برای اعدام بردند
جهان باید برای این درد گریه کند؛
نه اینکه در برابرش سکوت کند.
وقتی جوانی را دیدید که جانش را بر سر آرمانش فدا کرد، از باور و عقیدهاش بگویید.
اگر خواستید تکریمش کنید، از دلیل کشتهشدنش بنویسید.
اگر میخواهید دادخواهش باشید، بگویید که چه میخواست.
وقتی از مرگ جوانان مینویسید و دلیل سلحشوریشان را کتمان میکنید و با جملاتی چون «عاشق زندگی بود» سر و ته ماجرا را هم میآورید، موجودی تهوعآور میشوید.
مسیر و راه این همه جانباخته را انکار میکنید اما از مرگ آنان برای خود رزومه میسازید تا فعال دلیر حقوقبشری به چشم بیایید.
در دکان شما، تنها چیزی که یافت نمیشود، کرامت و حقوق انسان است.
مستند دیماه (منوتو) را دیدم. هر ۴ قسمتش را.
در کنار تمام غمها، خشم و عصبانیتها، افسوس و فغانها و سایر احساساتی که با دیدن ویدئوها در وجود آدم شکل میگیره، چیزی که با لحظهلحظهی ویدئوها در ذهنم میچرخید این بود که چه مردمی داریم. چه مردم زیبا و غرورآفرینی داریم.
چقدر بزرگوار و شریفند این ملت. یکنفر و دو نفر، نه. آدمهای خاص و شناختهشده، نه. در یک شهر و دو شهر، نه. تمام مردم، در تمام صحنهها، در تمام شهر و روستاهای کشور. همگی انگار از دل اساطیر بیرون آمدهاند. شجاع، شریف، وطندوست، مردمدار و مردمدوست، آزادیخواه، مصمم، و ایستاده با دست خالی در برابر اهریمنِ تا دندان مسلح.
چطور همچین چیزی ممکنه؟ اونهم بعد از ۴۸سال نکبت رژیم ملاها!
نمیخوام احساساتی حرف بزنم. از صمیم قلبم میگویم؛
سر تعظیم فرود میارم در برابرتون مردم. دوستتون دارم، و افتخار میکنم که هموطنتون هستم❤️
پاینده ایران و ایرانی، و #جاویدشاه
از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله .. از شر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان..
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا.. از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد…
از او بگو به دنیاااا
با تأیید رأی اعدام مژده هاشمی بازرگانی، کارمند ۲۷ ساله هلال احمر، در دیوان عالی جمهوری اسلامی، یک زن دیگر در خطر فوری قتل حکومتی قرار گرفته است.
این رژیم اهریمنی، با پروندهسازی، شکنجههای قرون وسطایی، و برگزاری دادگاههای نمایشی، جان فرزندان ایران را میگیرد تا چند صباحی بیشتر بر سر قدرت نامشروعش بماند، اما سرنوشت محتوم جمهوری اسلامی نابودی است.
صدای ایرانیان در خطر اعدام باشیم.
#آخرین_نفس
نخست وزیر نتانیاهو: ما نمیترسیم. اما به شما میگویم چه کسی میترسد. دیکتاتورهای تهران؛ آنها هستند که میترسند. و میدانید از چه چیزی بیشتر از همه میترسند؟ از مردم خودشان. از مردم شجاع ایران که برای مدتهای طولانی، فداکاریهای بسیاری کردهاند.
حکومت ایران بهویژه زمانی میترسد که مردمش این را داشته باشند. این یک وسیله ارتباطی است؛ استارلینک، که به مردم امکان میدهد به حقیقت دسترسی پیدا کنند، انتخاب کنند، و از آزادی اندیشه و آزادی بیان برخوردار باشند.
به همین دلیل است که حکومت ایران میلیونها و میلیاردها دلار صرف سانسور اینترنت میکند. آقای رییس، من این وسیله را نزد شما میگذارم تا آن را به هیات نمایندگی جمهوری اسلامی بدهید؛ تا وقتی که آنها، دیر یا زود، ناگزیر به جدا شدن و ترک حکومت شدند، آنها هم بتوانند آزادانه داستان خود را در شبکههای اجتماعی بازگو کنند.
نتانیاهو چنان از ایرانیان دفاع کرد که گویی نماینده مردم ایران سخن میگوید.
حالا همگان میفهمند که چرا پرچم اسرائیل در کنار پرچم شیر و خورشید، بالا میرود.
نخستوزیر نتانیاهو: خطاب به معترضانی که بیرون از اینجا هستند، و خطاب به نمایندگان ریاکاری که این سالن را ترک کردند، میپرسم: وقتی دیکتاتورهای جمهوری اسلامی دهها هزار غیرنظامی ایرانی بیسلاح را قتلعام و مجروح کردند، شما کجا بودید؟ وقتی هزاران نفر از مردم خودشان را قتلعام و مجروح کردند، شما کجا بودید؟ کجا بودید؟ آیا تظاهرات گسترده برگزار کردید؟ اعتصاب غذا کردید؟ آیا در برابر نمایندگی ایران در سازمان ملل اعتراض کردید؟ نه. نه، چنین کاری نکردید؛ چون شما معترضان قلابی حقوق بشر هستید.
درباره ایران هم چیزی نگفتید. همین حالا هم درباره ایران چیزی نگفتید. اما میخواهم خبر خوبی به شما بدهم. با وجود سکوت شما، با وجود ریاکاری شما، فقط مسئله زمان است که در ایران اتفاقی شگفتانگیز رخ دهد. قدرت مردم بر کسانی که در قدرت هستند غلبه خواهد کرد.
میخواهم به سخنانم با دقت گوش کنید. روزی، و شاید آن روز چندان دور نباشد، مردم ایران آزاد خواهند شد. این حکومت جنایتکار، زیر بار دروغهایش، فسادش و بیرحمیاش، سرنگون خواهد شد. این حکومت شرور سقوط خواهد کرد و همه ما آن روز را جشن خواهیم گرفت.
دستکم ۵ دانشجو توسط جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شدهاند.
طبق اطلاع خبرنامهی امیرکبیر، امیدرضا حیدری ۱۹ ساله، نجمه امینی ۲۳ ساله، سپهر امیرزاده ۲۳ ساله، احسان فریدی ۲۲ ساله و آرمین نورمحمدی ۲۷ ساله به اتهاماتی چون محاربه به اعدام محکوم شدهاند.
جمهوری اسلامی شر مطلق است.
نجمه امینی، دختر ۲۳ ساله در مشهد، در سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی توسط رژیم تبهکار جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شده است.
او در پیامی میگوید: «من یک دختر بیگناهم، یک جوان با کلی آرزو و رویا. صدایم باشید!»
صدای نجمه امینی را بشنویم و نگذاریم پشت دیوارهای زندان خاموش شود.
#آخرین_نفس