President Trump, the Iranian regime butchered 40K+ innocents you swore to help.
How dare you rip up every sanction, even the human rights ones, and shower this terrorist regime with $300 billion?!
Only a disgusting black-hearted monster signs a deal like that. Free Iran!
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با چهره ای بسیار خسته ولی پیام مهم با افشای ریشههای نازیها در آرمان فلسطین، خشم گسترده مسلمانان را برانگیخت.
هم نازیها و هم جهادگرایان حماس به دنبال ایجاد «جهانی بدون یهودیان» هستند.
#جاويدشاه#انتقام_جاویدنامان_رامیگیریم
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با روهیت کاچرو، دبیر امنیت جهانی در شبکه آی تی وی بریتانیا در پاسخ به پرسشی درباره «منطقی» نامیده شدن رهبری جدید جمهوری اسلامی از سوی ترامپ گفت: من روند رویدادها را بر اساس تیترهای خبری قضاوت نمیکنم.
جمهوری اسلامی همزمان با امضای تفاهمنامه «صلح»، دو تن دیگر از معترضان ۱۸ و ۱۹ دی به نامهای جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی را اعدام کرد.
این نتیجه معامله و سازش با یک رژیم جنایتکار است. توافق با رژیمی که تنها در دو روز، بیش از ۴۰ هزار معترض را به قتل رساند، نهتنها از نظر اخلاقی نادرست است، بلکه از منظر راهبردی نیز خطایی فاجعهبار خواهد بود.
تعامل با این رژیم محکوم به شکست است و همه ما بهای پیامدهای آن را خواهیم پرداخت. جنگ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی علیه مردم ایران همچنان ادامه دارد. رژیمی که هرگز با شهروندان خود به صلح نرسیده، هرگز با جهان نیز به صلحی واقعی دست نخواهد یافت.
جامعه جهانی باید از مبارزه ملت ایران برای آزادی حمایت کند و آنها را در کانون هر مذاکره و محور هر سیاستی درباره ایران قرار دهد. اما روشن بگویم: با حمایت جهان یا بدون آن، این رژیم سقوط خواهد کرد،ٰ و مردم ایران خود را از چنگ استبداد آزاد خواهند کرد.
امروز با امیلی تورنبری رئیس کمیته روابط خارجی مجلس عوام بریتانیا و شماری دیگر از اعضای این کمیته دیدار داشتم تا درباره وضعیت داخلی ایران، سرکوب مردم ایران توسط جمهوری اسلامی، و ضرورت فوری قرار دادن ملت ایران در مرکز سیاست بریتانیا گفتوگو کنیم.
بهروشنی تأکید کردم که معامله با رژیمی که در دی ماه بیش از ۴۰ هزار ایرانی را به قتل رسانده، نهتنها از نظر اخلاقی غیرقابلقبول است، بلکه از نظر راهبردی نیز خطایی بزرگ خواهد بود.
هر توافقی که به حفظ این رژیم یا بقایای آن بینجامد، محکوم به شکست است. مردم ایران چنین توافقی را نخواهند پذیرفت.
با حمایت جامعه جهانی یا بدون آن، مردم ایران این رژیم را سرنگون خواهند کرد و آزادی به ایران بازخواهد گشت.
دیروز در لندن با پریتی پتل، وزیر خارجه دولت سایه بریتانیا، دیدار و درباره آینده سیاست غرب در قبال ایران گفتوگو کردم. تأکید کردم که مردم ایران باید در مرکز هرگونه سیاستگذاری درباره جمهوری اسلامی قرار گیرند. چهار دهه مماشات نه رفتار این رژیم را تغییر داده و نه امنیت منطقه و جهان را افزایش داده است. جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی علیه مردم ایران و امنیت کشورهای دموکراتیک، از جمله بریتانیا، به شمار میرود. حمایت از ملت ایران و ایستادگی در برابر شبکههای سرکوب و تروریسم این رژیم، مؤثرترین راه برای دستیابی به ثبات، امنیت و صلح پایدار است.
شاهزاده رضا پهلوی در دومین روز سفر خود به بریتانیا با اندرو میچل، نماینده پارلمان و معاون پیشین وزیر امور خارجه بریتانیا، که سالها از حامیان و دوستان ملت ایران بوده است، دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار، آخرین تحولات ایران و ضرورت حمایت از مبارزه ملت ایران برای دستیابی به دموکراسی، آزادی و آیندهای فراتر از جمهوری اسلامی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
انتشار متن توافق آمریکا و ج.ا. نشان میدهد باید هرچه سریعتر سازماندهی مردم در داخل و خارج از ایران را آغاز کنیم.
هنوز میتوان از ظرفیت میلیونها ایرانی برای سخنگفتن با جهان استفاده کرد.
اگر در ۶۰ روز آینده، این توافق به هزینهای سنگین برای حزب جمهوریخواه بدل نشود، بندبند این فاجعه، نهایی خواهد شد.
مارک لوین در بهره تفاهم شاهنامه ایی نوشته دنباله دار
خلاصه بخش اول👇🏼
«می خواهم از دیدگاه خودم به برخی از نکات پایها درباره تفاهمنامه بپردازم. با توجه به ماهیت این پلتفرم، این کار را در چند بخش انجام خواهم داد:
۱. نحوه معرفی و انتشار اولیه مفید نبود.
من مطمئن نیستم چرا تفاهمنامه در زمان امضا، همراه با توضیحات لازم و تعامل مناسب با افکار عمومی منتشر نشد؛ اما نتیجه این شد که بخش زیادی از بحثها به جای خودِ تفاهمنامه، درباره حواشی بحث و سرزنش کسانی بود که بر اساس اطلاعات عمومی موجود ــ از جمله گزارشهای رسانههای معتبر و اطلاعات درزکرده از دولت، و همچنین حضورهای مکرر و علنی معاون رئیسجمهور ــ اظهار نظر میکردند.
در نهایت مشخص شد که بسیاری از مطالبی که افراد جدی و آگاه مطرح میکردند، تا حد زیادی درست بوده است. و از آنجا که قرار بود این تفاهمنامه در هر صورت منتشر شود، اشتباه بود که پیش از انتشار آن، رویکردی همراه با لافزنی و نمایش قدرت در پیش گرفته شود.»
۲. من از این پیشفرض آغاز میکنم که تعداد زیادی از مقامات و مفسران رسانهای، علاقهای سرسختانه به درک واقعی ماهیت این دشمن ندارند؛ دشمنی که دارای یک ایدئولوژی سیاسی ـ مذهبی خاص است، سابقهای طولانی در شیوهها و اهداف مذاکره دارد و طی دههها توانسته است رهبران و دیپلماتهای غربی را تحت تأثیر و دستکاری قرار دهد. این مسئله تقریباً نیم قرن است که بر هر تعامل دیپلماتیک و هر نتیجهای که با این دشمن حاصل شده، در مقیاسهای کوچک و بزرگ، سایه افکنده است.
اطلاعات فراوانی بهصورت عمومی در دسترس است؛ از جمله کتابها، مقالات، سخنرانیها و منابع مشابه که با جزئیات، آرمانها، انقلاب و طرز فکر این دشمن را توضیح میدهند. بخشی از این مطالب توسط خودِ آن دشمن تولید و منتشر شدهاند و بخشی دیگر حاصل پژوهشهای کسانی است که رفتار آن را بهطور جدی مطالعه کردهاند.
این دشمن بارها و بارها خود را تعریف کرده و ماهیت خود را آشکار ساخته است. اما فراتر از شعارهای کلیشهای رسانهها درباره اینکه این دشمن تا چه اندازه بد است، بهندرت میشنوم که توضیحاتی عمیق، دقیق و روشنگر برای افکار عمومی ارائه شود.
از این موضوع دستکم سه نتیجه میگیرم (و مطمئنم با گذشت روز، موارد بیشتری نیز به ذهنم خواهد رسید):
الف) افراد بسیار کمی دقیقاً میدانند با چه چیزی روبهرو هستیم، و این وضعیت تا حد زیادی حاصل یک انتخاب آگاهانه بوده است.
ب) تصور میشود ــ یا شاید واقعاً چنین باشد ــ که از نظر سیاسی، مقابله مؤثر با آنچه پس از درک کامل، یک تهدید وجودی محسوب میشود، بیش از حد دشوار است.
ج) تعداد اندکی از کسانی که بهروشنی آینده را میبینند، معنای «سالهای بیابانی» مورد اشاره وینستون چرچیل را درک میکنند و ترجیح میدهند از آن دوری کنند.
این موضوع به مسئلهای بزرگتر و بسیار نگرانکنندهتر مربوط میشود: آیا ما بهعنوان یک ملت، اراده نابود کردن دشمنی را داریم که هدفش نابودی ماست؟ و آیا سیاستمداران و دیپلماتهای ما صرفاً بازتاب همین وضعیت هستند؟ نظرسنجیها نشان میدهد که چنین ارادهای وجود ندارد و بیشتر اعضای طبقه حاکم ما نیز زندگی سیاسی خود را بر اساس نتایج نظرسنجیها تنظیم میکنند.
۳. پیش از آنکه مستقیماً درباره تفاهمنامه (MOU) اظهار نظر کنم، باید بگویم که در اینجا زمینه و بستر موضوع اهمیت حیاتی دارد.
وقتی رئیسجمهور ترامپ تصمیم گرفت وارد جنگ با رژیم ایران شود، این تصمیم از هر لحاظ تصمیمی شجاعانه بود. او دهههاست که میداند و آشکارا بیان کرده که ایران تهدیدی جدی برای کشور ماست و همواره از ناتوانی رؤسای جمهور در مقابله با آن انتقاد کرده است.
در واقع، نخستین بار در سپتامبر ۲۰۱۵، در تجمع سازمان «تی پارتی پاتریوتس» در مقابل ساختمان کنگره آمریکا با رئیسجمهور ترامپ دیدار کردم. آن روز چند نفر از ما در برابر جمعیتی چند هزار نفری علیه توافق هستهای اوباما سخنرانی کردیم و از کنگره خواستیم آن را رد کند.
شیواترین و الهامبخشترین سخنرانی آن روز را دونالد ترامپ ایراد کرد. او استدلالهای اخلاقی و امنیت ملی برای مقابله با رژیم ایران و مخالفت با آنچه «تسلیمطلبی اوباما» میدانست، مطرح کرد.
او بهطور غریزی و همچنین با مشاهده عملکرد و رفتار رژیم ایران در گذشته و حال، به این باور رسیده بود که باید به هر قیمتی مانع دستیابی این رژیم به سلاح هستهای شد.
با وجود اتهامهای آگاهانه دروغین که توسط برخی تبلیغاتچیهای بسیار بدخواه مطرح میشود، رئیسجمهور هرگز از این موضع عقبنشینی نکرده است و برای ورود به این جنگ توسط اسرائیل، Benjamin Netanyahu یا «یهودیان» متقاعد نشده و با اکراه و اجبار به این مسیر کشانده نشده است.
ادامه دارد...»
We all saw it, @SecRubio. We know what @POTUS did.
Trump didn't sign a deal to end the threat of the Islamic Republic. He signed a deal to preserve it—for the world, and perhaps for himself politically.
همه ما آن را دیدیم، مارکو روبیو. ما میدانیم ترامپ چه کرد.
ترامپ توافقی را برای پایان دادن به تهدید جمهوری اسلامی امضا نکرد. او توافقی را امضا کرد که این تهدید را برای تمام جهان حفظ میکند. و شاید با این کار، حکم مرگ سیاسی خود را نیز امضا کرده باشد.