این ویدیو بدون شک بهترین تراپی و زیباترین ویدیوییه که شما تو طول سال 1405 میتونید داخل فضای مجازی ببینید؛ وضعیت گزارشگر صداسیما تو 2 دقیقه پایانی بازی اتریش و الجزایر :)))))))))
@Mikassa98 خاستگاز ۲۹ ساله من بعد از تماس با مامانم سنم رو پرسیدن مادر گفته ۲۴ و مادرشون فرموندن نه سنش زیاده دنبال دختره ۱۶ و۱۷ ساله ایم نمیخواییم بالای ۱۸ باشههه(((((:
شد ۵۴ درصد. داره میاد پایین و هنوز یازده ساعت دیگه مونده. خیلی مهمه🚨
تو اینستا خبر بدین. تو گروه ها. اگر توییتر نیستن بیان اکانت درست کنن. همه بیان رای بدن. این یارو داره لایحه میده به کنگره هفته دیگه که جلوی حمله به رژیم گرفته بشه.
هرگز دوست ندارم شب آخر یک محکوم به اعدام را توصیف کنم، چون با تصورش بندبند وجودم به لرزه در میآید اما مینویسم تا بدانید در زندانهای جمهوری اسلامی، این جانها دقیقاً چه جهنمی را تاب میآورند.
از نظر جسمی، بدن در وضعیت «هشدار مرگ» قفل میشود. قلب آنقدر وحشیانه به قفسه سینه میکوبد که انگار میخواهد راهی به بیرون پیدا کند. دهان از شدت استرس خشک خشک میشود و نفس در سینه سنگینی میکند. یک لرزش مهارناپذیر از مغز استخوان شروع شده و تمام دستها و پاها را میگیرد گویی تکتک سلولهای بدن، پیش از طناب دار، دارند از ترس تمام شدن فریاد میکشند.
از نظر روانی، این یک «شکنجهی بیپایان» است. مغز میان باور نکردن و وحشت مطلق دستوپا میزند. فرد در سلولش راه میرود و به دیوارهایی نگاه میکند که قرار است چند ساعت دیگر آخرین تصویر او از دنیا باشند. هجوم خاطرهها، بوی دستهای مادر، حسرت یک آغوش ساده و آرزوهایی که قرار است با چهارپایه دفن شوند، آدم را به مرز جنون میبرد. هر بار که کلیدی در قفل میچرخد یا صدای پایی در راهرو میپیچد، انگار جان از بدن بیرون میرود.
اینها فقط منتظر مرگ نیستند
این عزیزان در زندانهای این رژیم جنایتکار، هر ثانیه هزار بار اعدام میشوند. آنها در تنهایی محض، با گوشت و پوستشان طعم نابودی را میچشند.
صدای آنها باشیم، پیش از آنکه سپیدهی فردا، سکوت مرگبار دیگری را تحمیل کند…