"بچهام رهگذر نبود، مبارز بود! برای وطنش رفت!"
مادر #نهایت_رحیمی در مراسم چهلم: خانوادهای که علم میگرفتیم دور میزدیم، از این به بعد تاسوعا و عاشورای ما؟ ۱۸ دی ۱۹ دی! این راه ادامه دارنه!
"نهایت رحیمی دشتی، پنجشنبه ۱۸دی با تیراندازی به گردن در میدان کاخ #گرگان کشته شد."
#Iran
اونقدر حرف زیاده که آدم نمیدونه از کجاش بگه.
دستور سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در مناطق مختلف کشور و حتی محلات مختلف یک شهر متفاوت بود.
در جایی که من بودم، دستور کشتار از ساعت ۱۰:۱۵ داده شد. در برخی نقاط زودتر از آن شروع کرده بودند و در برخی نقاط دیرتر.
در قلعهحسنخان (شهرکی در غرب تهران) از همان ساعت ۸:۳۰ شروع به شلیک و کشتار کرده بودند.
با کلاشینکف و کلت و وینچستر؟ نه.
با دوشکا. سلاحی که ضد زره است، نه ضد نفر.
جای گلولههایش را که بر آسفالت و جدول خیابان میدیدی، مو به تنت راست میشد. با این گلولهها نفر زدهاند. دشمن خارجی را نه. جوانان بیدفاع ایران را.
این شکل از سرکوب و کشتار وحشیانه، صرفا برای کنترل یا خواباندن اعتراضات نبوده. ج.ا به شدیدترین شکل ممکن از مردم ایران انتقام گرفته.
شخصی را که با یک باتوم یا حتی گلولهی کلاشینکف میتوانستند از پای در آورند را دوشکا آوردهاند و جسمش را متلاشی کردهاند. چه علتی جز نفرت این حکومت و وحوش سرکوبگرش از مردم شریف ایران میتواند داشته باشد؟
مردم!
این رژیم اگر بماند بهمعنای دقیق کلمه ریشهمان را خواهد سوزاند.
تا الان توهمش بر این بود که بسیاری از ما مردم طرفدارش هستیم و با اینحال از ما بیزار بود و بیچارهمان کرده بود.
حالا که به فاشترین شکل ممکن فهمیده و دیده که ازش متنفریم و دوستدار پهلوی و پادشاهیایم و خواستار براندازی وجود ننگینش هستیم، قطعا نفرتش از ما بسیار بیشتر هم شده و اگر بماند انتقام سختی از ما خواهد گرفت. بسیار سختتر از هر آنچه تا کنون به چشم دیدهایم.
ما حقیقتا راهی برای بازگشت نداریم.
مسیر براندازی و رسیدن به آزادی و برقراری پادشاهی در کشور را باید و به هر قیمتی شده تا انتها برویم. وگرنه که وای بهحال خودمان و نسلهای آیندهمان، با وجود رژیم ایرانویرانکن و مردمکشی که از ما مردم ایران متنفر و به خونمان تشنه است.
متاسفانه این جواب نمیده، شاید چشم آدم از خستگی باز نشه ولی بیخوابی ناشی از استرس زیاد، فکر و خیال و صد تا مرض دیگه نذاره بخوابین یا حداقل خواب عمیق نداشته باشین.
یادمه چون میخواستن ساختمون مدرسه رو تخریب کنن (که تا وقتی دبیرستانم تموم شد نکردن) کاری به بچههایی که آسیب میزدن به درو دیوار نداشتن و یه سری با قندیل یخ در کلاس رو به شعاع ۲۰ سانت سوراخ کرده بودن
حالا بماند که همون قندیل احتمال داشت از شیروونی بیافته روی کله یکی.