حاتم یکتا، پناهجوی کُردی است که سال ۲۰۱۳ از سوی دولت استرالیا بازداشت و به بازداشتگاه مانوس انتقال داده شد. او از آن زمان تاکنون در آنجا گرفتار مانده است. رسانهها گزارش کردهاند که وضعیت جسمی و روانی این جوان بحرانی است.
دولت استرالیا مسئولیت را متوجه پاپوا گینه نو میداند؛ اما مدافعان حقوق پناهجویان میگویند استرالیا نمیتواند از مسئولیت انسانی و سیاسی انتقال او به مانوس شانه خالی کند. وضعیت جوانی که بخاطر فشارها ناچار به ترک سرزمیناش شد، اما گوشهای دیگر در این جهان گرفتار شد.
چه درسهایی می توان از این شکست آموخت؟
نخست به این پرسش پاسخ دادهام که آیا تحولات اخیر میان ایران و آمریکا شکست محسوب می شود و اگر آری، برای چه طرفهایی؟
در پاسخ، به سه بازنده این نبرد می پردازم.
و این سوال که آیا واقعا آمریکا به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بود؟ در پاسخ تفاوت میان هدف و پیامد را عرض می کنم.
در ادامه با مرور چند رویداد شش ماه گذشته به آسیب شناسی این شکست می پردازم مخصوصا نقش سلطنت طلبها.
و در پایان به اختصار ملاحظات خودم را به عنوان درسهای این شکست عرض می کنم.
#ژن_ژیان_ئازادی
این متن کامل یادداشت تفاهم بین جمهوریاسلامی و آمریکا است که دولت آمریکا به طور رسمی منتشر کرده است.
به عنوان کسی که جمهوریاسلامی را تباهی مطلق و دشمن اصلی مردم ایران میداند، میگویم: این یادداشت تفاهم، پیروزی مطلق برای جمهوریاسلامی و شکستی خفتبار برای آمریکاست.
ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مشترکا و با حسن نیت در [__ تاریخ] درباره موارد زیر توافق کردهاند:
۱. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری، این یادداشت تفاهم را امضا میکنند تا پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله در لبنان، را اعلام کنند و از این پس تعهد کنند که هیچ جنگ یا عملیات نظامیای را علیه یکدیگر آغاز نکنند، از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند، و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند. توافق نهایی، پایان دائمی جنگ در همه جبههها، از جمله در لبنان، و دیگر مفاد این بند را تأیید خواهد کرد.
۲. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران تعهد میکنند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
۳. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران متعهد میشوند حداکثر ظرف ۶۰ روز، که با رضایت متقابل قابل تمدید است، درباره توافق نهایی مذاکره کرده و به آن دست یابند.
۴. بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم، ایالات متحده آمریکا رفع محاصره دریایی خود و هرگونه اخلال یا مانع علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز خواهد کرد و ظرف ۳۰ روز محاصره دریایی را بهطور کامل پایان خواهد داد.
در این دوره، رفتوآمد کشتیها متناسب با شمار رفتوآمدهای پیش از جنگ خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران آن را احیا میکند. ایالات متحده آمریکا همچنین تعهد میکند ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت جمهوری اسلامی ایران خارج کند.
۵. با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران، با بهکارگیری نهایت تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور امن کشتیهای تجاری، بدون دریافت هزینه، صرفا برای مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و برعکس فراهم خواهد کرد. رفتوآمد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینروبی از سوی جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران با سلطاننشین عمان گفتوگو خواهد کرد تا در رایزنی با دیگر دولتهای ساحلی خلیج فارس، اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را مطابق با حقوق بینالملل قابل اعمال و حقوق حاکمیتی دولتهای ساحلی تنگه هرمز تعریف کند.
۶. ایالات متحده آمریکا، همراه با شرکای منطقهای، متعهد میشود طرحی قطعی و مورد توافق متقابل، با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار آمریکا، برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند. سازوکار اجرای این طرح، بهعنوان بخشی از توافق نهایی، ظرف ۶۰ روز نهایی خواهد شد. همه مجوزها، معافیتها و اجازههای لازم برای تراکنشهای مالی مربوطه از سوی ایالات متحده آمریکا اعطا خواهد شد.
۷. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همه انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و همه تحریمهای یکجانبه آمریکا، اعم از اولیه و ثانویه، را بر اساس جدول زمانی مورد توافق در چارچوب توافق نهایی پایان دهد.
جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا اهمیت حیاتی موضوع پایان تحریمهای فوقالذکر را تصدیق میکنند و قصد خود را برای پرداختن فوری به این مسائل در مذاکرات، بهمنظور دستیابی به توافق متقابل درباره آنها، ابراز کردهاند.
۸. جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید میکند که سلاح هستهای تهیه یا تولید نخواهد کرد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق کردهاند وضعیت مواد غنیشده ذخیرهشده را بر اساس سازوکاری حلوفصل کنند که مطابق جدول زمانی ذکرشده در بند هفت، بهطور متقابل بر سر آن توافق خواهد شد؛ با این روش حداقلی که این مواد در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، رقیقسازی شوند.
دو طرف همچنین توافق کردند موضوع غنیسازی و دیگر مسائل مورد توافق متقابل مربوط به نیازهای هستهای جمهوری اسلامی ایران را بر پایه چارچوبی رضایتبخش که در توافق نهایی بر سر آن توافق خواهد شد، بررسی کنند.
توافق نهایی مفاد این بند را تأیید خواهد کرد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران اهمیت حیاتی مسائل هستهای فوقالذکر را تصدیق میکنند. آنها قصد خود را برای پرداختن فوری به این مسائل در مذاکرات، بهمنظور دستیابی به توافق متقابل درباره آنها، ابراز میکنند.
۹. تا زمان دستیابی به توافق نهایی، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند وضع موجود را حفظ کنند. جمهوری اسلامی ایران وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ خواهد کرد، و ایالات متحده آمریکا هیچ تحریم تازهای اعمال نخواهد کرد و نیروی اضافی در منطقه مستقر نخواهد کرد.
۱۰. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم و تا زمان پایان تحریمها، وزارت خزانهداری آمریکا معافیتهایی برای صادرات نفت خام ایران، فرآوردههای نفتی و مشتقات آن، و همه خدمات مرتبط، از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه، حملونقل و غیره صادر کند.
۱۱. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود پس از اجرای این یادداشت تفاهم، وجوه و داراییهای مسدودشده یا محدودشده جمهوری اسلامی ایران را بهطور کامل برای استفاده در دسترس قرار دهد. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در جریان مذاکرات، درباره رویههای مربوط به آزادسازی این وجوه بهطور متقابل توافق خواهند کرد.
این وجوه، چه در حساب اصلی نگه داشته شوند و چه منتقل شوند، باید بهطور کامل برای پرداخت به هر ذینفع نهایی که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میکند، قابل استفاده باشند. ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همه مجوزها و اجازههای لازم را در این زمینه صادر کند.
۱۲. ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق میکنند که سازوکاری اجرایی برای نظارت بر اجرای موفق این یادداشت تفاهم و پایبندی آینده به توافق نهایی ایجاد شود.
۱۳. پس از امضای این یادداشت تفاهم، و مشروط به آغاز اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ این یادداشت تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مذاکرات درباره توافق نهایی را منحصرا درباره دیگر بندها آغاز خواهند کرد.
۱۴. توافق نهایی با یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید خواهد شد.
پارهای از جانِ ما در اسارت است.
هر کس که به خاطر فریادِ آزادی در بند است، پارهای از جانِ همهی آزادیخواهان است.
جانِ ما باید آزاد شود.
همهی زندانیان سیاسی، فارغ از گرایشها و باورهایشان، بدون تبعیض، بدون استثنا و بدون هیچ شرطی، باید آزاد شوند.
A part of our soul is in captivity.
Anyone imprisoned for raising their voice for freedom is a part of the soul of all freedom loving people.
Our soul must be set free.
All political prisoners, regardless of their beliefs or affiliations, must be released without discrimination, without exception, and without any conditions.
فکر میکنم مجبورم کیفهایی که دوختیم رو همینجا بذارم برای فروش. نمیدونم موقعیتش الان مناسبه یا نه، ولی چارهای نداریم.
قرار بود شب یلدا سایت و صفحهمون راه بیفته و فروش رو شروع کنیم، اما شب یلدا گوشهٔ سلول بودم. حالا دیگه باید زندگی رو ادامه بدیم.
تصمیم گرفتم فعلاً به صورت ساده عکس کیفها رو بذارم تا حداقل یه کم فروش داشته باشیم و چرخ زندگی بچرخه. خیلی از بچههایی که تو زندان مشهد با هم بودیم قراره به کارگاه اضافه بشن. اگه بتونیم کیفهای آماده رو بفروشیم، زمینهٔ کار و درآمد برای اونا هم فراهم میشه.
اگه ایده یا پیشنهادی دارید که بهتر بشه، حتماً بهم بگین. واقعاً نیاز به نظراتتون دارم.
اگر ج.ا.ا با باز ماندن تنگه هرمز موافقت کند، همچنان ابزارهای کافی برای مختل کردن امنیت و افزایش ریسک در این آبراه راهبردی را در اختیار دارد. به همین دلیل، مسئله هرمز بیش از آنکه به بستن فیزیکی تنگه مربوط باشد، به توانایی و اراده رژیم برای ایجاد نااطمینانی و بیثباتی در یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان مربوط است.
در نتیجه، جمهوری اسلامی برای ایجاد بحران در هرمز لزوما دیگر نیازی به بستن تنگه ندارد؛ کافی است نشان دهد که میتواند هر زمان که بخواهد بنادر، کشتیهای تجاری و زیرساختهای انرژی منطقه را با پهپادها یا دیگر ابزارهای نامتقارن هدف قرار دهد و از این طریق اعتماد به امنیت این آبراه را تضعیف کند. #IranWar
سه دانشآموزی که کودک کار هم بودند را کشتند.
سیزده ساله - سیزده ساله - چهارده ساله.
از آنکه شلیک کرد تا آنها که دستور شلیک و سرکوب دادند و کسانی که تلاش کردند بر این جنایت سرپوش بگذارند، ننگ بشریت هستند.
#نیمکتهای_خالی#کلاسهای_بی_معلم
همهی کسایی که بازداشت شدن، حتی اونایی که محکوم به اعدام شدن، همهشون مطمئنن الان ما داریم تمام توانمون رو میذاریم برای آزادیشون و با همین فکر امیدشون رو زنده نگهداشتن.
نمیذاریم فراموش بشن.
نام اثر: بازمانده
کلام و اجرا: توماج - افراسیاب
بیت و مهندسی صدا: بهزاد
جلد: توماج - سلیمان
هزار و پانصد داغ بر سینهی ما، اما دهها هزار بازمانده از آبان زندهاند.
پخشان عزیزی گفته تا حالا چهار بار حکمش تأیید شده و متوقف نشده. از همهٔ کسانی که علیرغم اختلافات فکری نگرانش بودن، تشکر کرده. پخشان عزیزم، نمیدونم صدامو میشنوی یا نه؟ما هر شب با این امید میخوابیم که صبح بیدار شیم و خبری بخونیم که حکمت شکسته. تمام روز با نگرانی اخبار رو چک میکنیم که مبادا اسمت تو لیست اعدامها باشه. نه اینکه جونت با جون بقیهٔ عزیزایی که اعدام شدن فرقی داشته باشه، نه. فقط چون باهات زندگی کردیم. دوستی نزدیک باهم نداشتیم، از قضا فکر کنم هیچوقت حوصلهٔ حرف زدن با من رو نداشتی و من هم با تو. اما از دور، جزئیات زندگیت آدم رو ول نمیکنه. صدای مویههات برای بابا روناهی هنوز تو گوشمه. اینکه از آدمایی مراقبت میکردی که شرایطشون بهتر از خودت بود، یادم نمیره. نگرانیهات برای تسنیم… همهشون هنوز تو حافظهم جاریه. حافظه بیرحمه پخشان، حافظه سربند سرت رو هم یاد آدم میآره، بعد ترکیبش میکنه با نون پختنت، بعد ترکیبش میکنه با حق حیاتت، بعد میگه مثلاً اگه یه روزی نبودی چی؟ اگه نبودی دنیا سختتر از این میشه برامون. اگه نبودی واقعاً یه چیزی از این دنیا کم میشه. نمیدونم خیلیها اومدن و دیدنت و بعدش فهمیدن چقدر حکم اعدام ظالمانهس. خیلیها نوشتههای پرشنگ رو میخونن و میفهمن ستم حکم اعدام چهها که نمیکنه. گاهی به یادت که میافتم، با خودم میگم: کاش نمیدیدمت… کاش از دور هم نمیدیدمت.
عزیز دلم، تو مثل پرومتهای که آتش رو دزدید و به ما داد؛ حالا خودت در بند شدی. اما آتش تو خاموش نمیشه. امیدوارم حکمت بشکنه، زنجیرهات پاره شود و دوباره برگردی پیش ما. شانا، پرشنگ، الهام و همهٔ ما منتظرتیم. بیا، دنیا بدون تو ناقصه.
#پخشان_عزیزی
از یه جایی به بعد مقصرِ تداومِ این وضعیت، قلادهدارهای استبدادطلبی هستند که زیرِ دستهای اپوزوسیونی تشکیل شده از اطلاعات فعالیت میکنند، حالا یا از جهل یا بخاطر منفعت.
از ۴۰۱ تا الان همینها جلوی اتحاد مردم رو گرفتند.
ایران یه عالمه زندان داره که سویه ستم تو هر زندانش به شکلیه، بندرعباس ممکنه قیچی ابرو و ریمل و بالم لب به شکل قاچاق بیاد داخل بند. اما من روایت هم دارم ازش که چطور زندانی حبس سنگین تو توالت به دختر ۱۸ ساله تجاوز کرده و زندان پیگیری هم نکرده و چطور تو یه بازهی زمانیای بازرسی نمیزدن که فروش مواد مخدر به بالاترین حد خودش برسه، هم زندانی ضعیف بشه هم زندانبان قوی. به نظرم اگر سویههای ستم بررسی بشه دیگه ناراحت نمیشیم از این حرفا. و دیگه وقتی فیلم اوین مثلا میاد بیرون همه شوک نمیشن که وای چرا تلویزیون دارن.
سالهای گذشته، به نظر من اوضاع بازداشتشدگان خیلی بهتر از الان بود. صفحاتی مثل «۱۵۰۰تصویر» فعالانه اخبار بازداشتشدگان را پوشش میدادند و واقعاً تأثیرگذار بودند. در دی ۹۶ کمیتهٔ بازداشتشدگان داشتیم و بعد از آن، در هر خیزشی، تشکلها و گروههایی بودند که محکم و پیگیر وضعیت بازداشتشدگان را دنبال میکردند.
اما امسال اوضاع عجیب و متفاوتی داریم. بینامترین و مظلومترین افراد، همین امسال در زنداناند.
اسامی برخی از زندانیان سیاسی زندان وکیل آباد مشهد:
#آذر_یاهو
#شهرزاد_ضمیری
#طاهره_دهقان
#محبوبه_شعبانی
#زینب_موسوی
#حدیث_مرواریدی
#زهرا_موسوی
#نجمه_امینی
#سهیلا_حسینی
#آسیه_نعیمی
#عادله_نعیمی
#مینا_زارعی
#ملیحه_تیماجی
#نرگس_تربتی
#مهسا_بهادری
#آزاده_یعقوبی
#آرزو_ساسانیان
#آمنه_بیرقدار
فریمان، شهری کوچک در نزدیکی مشهد است. دادستان فعلی فریمان، حسین قناد، گویا همان کسی است که حکم اعدام مجیدرضا رهنورد را صادر کرد. او فردی بسیار تندرو و افراطی است.
تعداد زیادی از بازداشتشدگان مشهد، اهل همین شهر کوچک هستند. شکنجه و تجاوز، از مواردی است که از زبان بازداشتشدگان ثبت کردهام.
راضیه، یکی از بازداشتشدگان فریمان و کارگر فستفود، در بازداشتگاه فراجای فریمان مورد تجاوز قرار گرفت و در زندان نیز شکایت و پیگیری کرد.
وحید قاسمی، پسر یکی از همبندهایم که معلم بود، در همان بازداشتگاه تا سر حد مرگ کتک خورده بود.
زهرا موسوی، سیما انبایی، زهره حمزهدوست، حدیث مرواریدی، مهناز حداد و آمنه بیرقدار هم از بازداشتشدگان فریمان بودند که با آنها همبند بودم. همهشان نقض فاحش قوانین و برخوردهای بسیار شدید را از سر گذرانده بودند.
حالا مادر آمنه دوباره به زندان برگشته؛ امیدوارم هرچه زودتر آزاد شود.
#آمنه_بیرقدار
#مشهد #وکیل_آباد
جداً اگر یک شب بخوابم و صبح بیدار بشم ببینم همهٔ جهان طرف جمهوری اسلامی شدن و من خودم این وسط تنهام، باز هم تنها دشمن جمهوری اسلامی باقی میمونم.
تا روزی که بره، در راستای سرنگونیش هر کاری از دستم بربیاد و فکر کنم درسته انجام میدم. یه روز رفتن تو خیابون، یه روز توییت کردن، یه روز تف انداختن تو صورت بازجوهاش.
حالا تو این مسیر، از آسمون سنگ هم بیاد، کل دنیا تحقیرم کنن باز همینه که هست؛ کارمو انجام میدم.
اینو گفتم جهت یادآوری.
آزاده به بیماری کرون مبتلا است.
داروهایش آنقدر گراناند که حتی تصور پرداختشان هم برایش ممکن نیست. توان مالیاش را ندارد.
از نزدیک شاهد درد کشیدنش بودم؛
آزاده یکی از میلیونها هموطن ماست که در دیماه سکوت نکرد.
#آزاده_یعقوبی
مادر جوانی زندانی.
زندانی بودن، مادر بودن و زن بودن در شرایط عادی هم به اندازهی کافی سخت است؛ چه رسد به اینکه در «وضعیت قرمز» باشی.
وضعیت قرمز یعنی کارت بانکیات خالی باشد، یعنی هیچکس نامت را نشناسد، یعنی وثیقه نداشته باشی، یعنی هیچکس را نداشته باشی.
فائزه دقیقاً در همین وضعیت قرمز زندانی است.
در زندان وکیلآباد، پوشیدن لباس راهراه زندانی و چادر اجباری برای خروج از بند الزامی است. انگار واقعاً جنایتکاری. با همان لباسها به سمت سالن ملاقات میروی تا کودکانت را ببینی.
قبلتر التماس کرده بودی اجازه دهند بدون لباس راهراه بروی. امروز تولد پسرت است؛ نباید از دیدن مادرش بترسد.
اما قبول نکردند.
به ملاقات میروی. وقتی برمیگردی، در سکوت بند، گریه میکنی و زمزمه میکنی:
«کاش وثیقه داشتم… کاش تنها نبودم.»
#فائزه_صالح_آبادی #زندان_وکیل_آباد
سث مایرز کمدینِ آمریکاییه که سالها سردبیرِ بخشِ طنزِ برنامهی «شنبه شب زنده» بود و حالا مجریِ برنامهی شبانهی خودشه به اسمِ «شبِ دیرهنگام با سث مایرز». معروفترین بخشِ برنامهش «یه نگاه دقیقتر»ـه؛ یه مونولوگِ طولانیِ سیاسی که توش با لحنی تند و طنزآمیز اخبارِ روز، مخصوصاً سیاستِ آمریکا و ترامپ، رو میشوره، میگذاره کنار. سبکش ترکیبیه از خبرخونیِ جدی و شوخیِ نیشدار، و همین بخش بوده که اسمشو سرِ زبونها انداخته.
این هفته تعلیقِ مذاکرات با ایران، تبادلِ آتش، بسته بودنِ تنگهی هرمز، یه صندوقِ ۱٫۸ میلیارد دلاری برای حامیهای مجرمِ ترامپ، حکمِ قاضی برای برداشتنِ اسمِ ترامپ از مرکز کندی، شصت تا پستِ عصبانی تو چهارده ساعت
تمرکزِ اصلیِ برنامه روی دو تا وسواسِ ترامپه: مغزش و املای کلمهها.
ماجرا از اونجا شروع میشه که ترامپ پز داده چهارمین تستِ شناختیشو با نمرهی کاملِ سی از سی داده و اسمشو گذاشته «هوشِ فوقالعاده». مایرز اول یادآوری میکنه که این تستِ زوال عقله، نه تستِ هوش، و بعد ضربه رو میزنه: «اگه یه تستِ زوال عقل بدی و فکر کنی تستِ هوش بوده، هم تو تستِ زوال عقل ردی هم تو تستِ هوش.» بعدشم میگه «هوشِ فوقالعاده» اصلاً اصطلاحِ پزشکی نیست، چون «دکترها از کلمهی شدید استفاده نمیکنن، چون دکترن، نه قوطیِ نوشابهی انرژیزا.»
نکتهی تیزترش اینه که اصلاً چهار بار تستِ زوال عقل دادن، افتخار نیست: «اینکه هی مجبورت میکنن بدیشون نشونهی خوبی نیست. این یعنی کسایی که ازت تست گرفتن به نتیجهها اعتماد ندارن.» و با یه تشبیه جمعش میکنه: «خوشت نمیومد اگه پلیسها هی مجبورت میکردن الکلسنج رو فوت کنی.»
بعد میرسیم به بخشِ املا. ترامپ ادعا کرده یه اسمِ نابغهوار برای دموکراتها ساخته: کلمهی «احمق» رو تو انگلیسی برداشته، یه حرفشو عوض کرده و رسیده به «دموکرات». مایرز این رو دستاویزِ یه رشته شوخی میکنه و یادآوری میکنه که ترامپ قبلاً هم با کشفِ نوشتنِ کلمههای یههجایی خودشو نابغه فرض کرده بود؛ مثلاً اینکه «کلمهی ما رو با همون حروفِ مخففِ آمریکا هجی میکنن، تازه اینو فهمیدم». تیکهی آخرِ برنامه هم خودِ همون کلمهست: بعد از شمردنِ فساد و بیکفایتی و جنگِ فاجعهبار، میگه «فقط یه کلمه از همه بهتر جواب میده» و اون کلمه «احمق»ـه.
وسطش ماجرای کنسرتِ «آزادی ۲۵۰» هم هست که داره از هم میپاشه، چون هنرمندها هی میکشن کنار، از جمله میلی وانیلی. شاید بهترین تیکهی کل برنامه همین باشه: «تصور کن اوضاع چقدر باید خراب باشه که میلی وانیلیِ واقعی علناً ردت کنه و این حتی جزو دهتا اتفاقِ شرمآورِ اولِ این هفتهت هم نباشه.» بعدش ادای ترامپ رو درمیاره که یه خواننده اومده پیشش و گفته «آقای ترامپ، شما میلی وانیلیِ رئیسجمهورهایی»، و ترامپ جواب داده «عزیزم، خودت میدونی که راسته.»
شوخی با مقایسهی مغزِ ترامپ و بایدن هم هست. مایرز میگه گفتنِ اینکه یکی «در مقایسه با بایدن تیزه» اصلاً پز نیست: «مثل اینه که بگی یکی در مقایسه با ریگانِ بریکدنسکار خوبه. میتونه راست باشه و در عین حال هنوزم تو بریکدنس بد باشی.»
جمعبندیش هم اینه که ترامپ کل عمرش به چیزایی پز داده که اگه واقعی بودن، اصلاً لازم نبود پزشونو بده: «لازم نبود مدام به مردم اصرار کنی که یه نابغهی باهوشی، اگه واقعاً نابغه بودی.» اگه اقتصاد واقعاً خوب بود و مردم پولِ غذا و مسکن و درمان و بنزین داشتن، میتونست فقط لم بده و حالشو ببره. ولی هیچکدومش واقعی نیست، واسه همینم مجبوره هی دادشو بزنه.
واسه همینم مجبوره هی دادشو بزنه.
بچهها سلام❤️
بالاخره رسیدم خونهمون و دیگه مشهد نیستم.
ببخشید که نتونستم تکتک به پیامهاتون جواب بدم. میدونید که چقدر دلم براتون تنگ شده. به اندازهٔ یک انقلاب و یک جنگ بینمون فاصله افتاده.
به اندازهٔ یک انقلاب و یک جنگ هم براتون قصه آوردم. وقتی یکم وضعیتم بهتر شد، مفصل براتون مینویسم.
عجالتا فقط خواستم بگم دوستتون دارم. فکر کردم عکس آذر رو هم براتون بذارم.
آذر، زندانی زندان وکیلآباد مشهد، بند آرامش.
آذر بهخاطر گذاشتن یک استیکر برای نتانیاهو با خشونت بازداشت شد. بعد از مدتی انفرادی در سپاه، حالا توی بند آرامش زندان وکیلآباده و هنوز بلاتکلیفه.
آذر عاشق سفر کردنه، تو آژانس هواپیمایی کار میکنه، رپ گوش میده و آشپزیش هم فوقالعادهست. تمنای آزادی تو تمام وجودش جریان داره؛ تمنای رهایی و عصیان.
آذر ماههاست که زندانه.
برای خیلی از آدما شاید رنج افسردگی تو زندان رسمیت نداشته باشه. یعنی وقتی پتو رو میکشی رو سرت و مشتمشت آلپرازولام و فلوکستین و ترانکوپین میخوری تا بتونی تو شلوغی بخوابی... فقط بخوابی تا رنج دیوارها از پا درت نیاره؛ رنج وطنت و هر لحظه ویرانتر شدنش.
قصهٔ آذر، قصهٔ خیلی از بچههای بازداشتی این دورهست.
من فکر نمیکنم هیچ کشوری تو دنیا بابت یه استیکر به کسی اتهام «همکاری با اسرائیل» بزنه و بندازتش انفرادی، اما اینجا رواله .
هر چی تمنای ما به آزادی بیشتر میشه، سرکوب هم بیشتر میشه.
هر چی عصیان ما بیشتر میشه، سرکوب هم بیشتر میشه.
#آذر_یاهو
#زندان_وکیل_آباد