شریعتی حتی درکی از نتایج شوم اندیشههایش نداره.
عاریه گرفتن جامهٔ دینی یک مسئله دارد. انسان متناهی چگونه میتواند سخن الهی که نفسی نامتناهی دارد رو تفسیر کند و فعلیت ببخشید جز اینکه قدرت سیاسی را که یک مادیت عینی است را کسب کند؟ فرض خطا و نامعینی در تفسیر چه میشود؟
میتوان ایستاد و با صدای بلند از سه گانهٔ «عرفان، آزادی، برابری» شریعتی پرسید که جز اینـه که آزادی و برابری رو با فرو بردن به سنت اسلامی و برداشتی علویوار روایت شده؟ جز اینه که ترم عرفان هم هویت بخش ضد پروژهٔ «تشیع علوی» است که بایستی شمشیر بر ماتریالیسم غربی بکشد؟
حمایت از یک جائل و شیاد ناشی از اینهمانی مشترک است. سروش هم به مانند مراد خویش است.
شریعتی حتی بیشتر از آنکه غنینژاد گفته جائله. مثلا در قبال مارکس، در دو مورد ساختن معشوقهٔ یهودی خیالی برای مارکس و فروکاستن دیالکتیک او به دوآلیتهٔ یا نان یا اخلاق میتوان ایستاد و سوال کرد.
در هیچ کدام از آثار شریعتی نمیتوان پروژهای ممتد یافت که فهمید دعوای او علیه مارکس، فلسفی یا اقتصادی و تاریخی باشد. تماما الهیاتی و بر پایهٔ «ایمان به خدا» است. حال اینکه آنهم ناقصه و با اضافه کردن صفت «توحیدی» به آرمان شهر خواسته تا دستآورد خود رو شکل بدهد.
حمایت از یک جائل و شیاد ناشی از اینهمانی مشترک است. سروش هم به مانند مراد خویش است.
شریعتی حتی بیشتر از آنکه غنینژاد گفته جائله. مثلا در قبال مارکس، در دو مورد ساختن معشوقهٔ یهودی خیالی برای مارکس و فروکاستن دیالکتیک او به دوآلیتهٔ یا نان یا اخلاق میتوان ایستاد و سوال کرد.
خیلی تلاش کردم تا نشون بدم انزوا طلبی و حذف روابط نمایشی همیشه به سبب هوش اجتماعی پابین نیست. اتفاقا بیشتر به خاطر اجتناب از شرایطیه که باعث تخلیه انرژی روانی به بهانههای واهی میشه و اینجاست که شما به یک شخصیت مستقل میرسی.
@mrjimche ظاهرا روش خرید مهمتره. چون من با نت دانشگاه وصل میشم برا کلاود و کانکشن کاملا اوکیه ولی با سیستم پراکسی شدیدا ریکانکت میشم و توکن رو بیهوده میسوزونه.