آخرین بار که بازی آرسنال رو دیدم فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۶ بود. مقابل بارسلونا. همون بازی که لمن اخراج شد. من اون موقع ۱۱، ۱۲ ساله بودم و خیلی به فوتبال علاقه داشتم. اون شب با گریه خوابیدم.
جمهوری اسلامی همیشه شرایط رو تو مرحلهی پیش از نقد مدرن نگه داشته. برای نقد مسائل اصلی، ما باید یک مرحله از مسئلهای که خودمون داریم جلو بریم. همهی وجوه همینطوریه. یعنی مثلا اگر بخوای دموکراسی رو نقد کنی میبینی ما اصلا دموکراسی نداریم. بخوای بوروکراسی اداری رو نقد کنی همینطور.
جالبه که برای توصیف حزب نازی آلمان، سوسیالیست بودنش رو توی پرانتز قرار بدی اما ملی (ناسیونالیست) بودنش رو نادیده بگیری تا به این برسی که سوسیالیسم آسیبزا و کاپیتالیسم موتور محرکهی همه چیزه.
"افسانه پیروزی شوروی"
پوتین در مراسم رژه روز پیروزی: "پیروزی همیشه از آن ما بوده و همیشه از آن ما خواهد بود."
دیروز و امروز سالروز پیروزی متفقین در جنگ جهانی دومه. باید در اینجا به یکی از افسانههای کمونیستها، سوسیالیستها و کلاً چپها اشاره کنم.
جنگ علیه فاشیسم رو متفقین با هم به پیروزی رسوندند، اما پروپاگاندیستِ اعظم در این گروه که اتفاقاً به لطف متحدانش موفق شده بود خودش رو زنده نگه داره، پس از جنگ همهٔ غنایم مادی و معنوی جنگ رو به نام خودش زد: شوروی استالینی.
سوسیالیستها و کمونیستها در سراسر جهان — به عنوان ستون پنجم شوروی — ابن افسانه رو جا انداختند که شوروی پیروزی بر فاشیسم رو رقم زد و این مدیونِ نظم سوسیالیستیه. ستون پنجم شوروی (مثل تودهایهای ایرانی) تصویری رؤیایی از شوروی ترسیم میکردند؛ هر چیز خوبی در این دنیا رو به آرمانشهرشون در شوروی نسبت میدادند (که از قضا هولناکترین دیکتاتوری توتالیتر تاریخ بشر بود). اصلاً انگار نه انگار که پیروزی بر آلمان نازی نتیجهٔ این بود که آمریکا و بریتانیا بازوهای این اختاپوس رو قطع کردند و اجازه ندادند روسیه زیر فشار چنگکهای آلمان نازی له بشه؛ اجازه ندادند آلمان بتونه لجستیک لازم رو برای شکست شوروی تدارک ببینه و از اون طرف سیلی از ادوات نظامی و تجهیزات حیاتی رو به سمت شوروی سرازیر کردند.
داخل پرانتز: دیگه ما که ایرانی هستیم بهتر از هر کس باید یادمون باشه چرا ایران در شهریور ۱۳۲۰ اشغال شد؟ چون متفقین به یک پل مطمئن برای ارسال تجهیزات آمریکایی به شوروی نیاز داشتند.
در آمریکا قانونی تحت عنوان "وام و اجازه" تصویب شد که به دولت این کشور اجازه میداد تجهیزات نظامی و مواد و اعتبارات گسترده در اختیار دشمنان آلمان قرار بده. به این ترتیب میلیاردها دلار تسلیحات و ادوات به سوی شوروی و بریتانیا سرازیر شد.
دلیل اینکه آمریکا چنین قدرتی داشت، به این بود که این کشور با سیستم کاپیتالیستی بهترین موتور توسعه رو در موتورخونهش نصب داشت و میتونست بهترین تسلیحات رو تولید و سخاوتمندانه در اختیار متفقین قرار بده. — و البته بعد از جنگ هم به بازسازی اروپای ویرانشده کمک کنه (اون زمان اروپاییها درمونده بودند و مثل الان تبختر توخالی نداشتند).
شوروی از بدو تأسیس، دشمن خونی غرب بود. حتی با هیتلر پیمان بست تا هیتلر آسودهخاطر لهستان و اروپای شرقی رو ببلعه و با غرب بجنگه و اگر هیتلر به شوروی حمله نمیکرد، اصلاً پای شوروی به این جنگ کشیده نمیشد. اما وقتی هیتلر ناگهان به شوروی حمله کرد و رفیق استالین در تنگنا قرار گرفت، بریتانیا و آمریکا — البته طبق منافع خودشون، و چون پیروزی هیتلر به معنی سقوط قطعی اروپا بود — به یاری شوروی شتافتند.
شوروی اما پس از پیروزی همهچیز رو به نام خودش زد، رفقای کمونیست در سراسر جهان به فرمان مسکو دوباره برگشتند به تنظیمات کارخانه — یعنی آمریکاستیزی و کاپیتالیسمستیزی؛ همون کاپیتالیسمی که اگر نبود، "سوسیالیسمِ" ملی آلمان شوروی رو بلعیده بود. و بعد این افسانه جا افتاد که بله! شوروی فاشیسم رو شکست داد.
اساساً روسیه در عصر جدید کارنامهٔ افتضاحی در جنگ داره. قبلاً این رو توضیح دادهم. در جنگ جهانی اول هم آلمان بخش وسیعی از روسیه رو بلعید! و با معاهده بِرِست–لیتوفسک همهچی رو نهایی کرد. اما چند ماه بعد بریتانیا، آمریکا و فرانسه آلمان رو شکست دادند و شکستهای سنگین روسیه کاَن لم یکن شد و مناطق جداشده به روسیه برگشت. اما آیا روسیه بابت این نجات قدردان غرب بود؟ نه! تازه لنین، پیشوای عظیمالشان مارکسیستهای عالم، آمده بود و میخواست با انقلاب جهانی کل غرب و کاپیتالیسم رو نابود کنه و طاعون کمونیسم رو به جهان صادر کنه.
روسیه که از زمان آمدن پوتین یاد گرفت میراثدار پروپاگاندای دوران شوروی باشه، همهٔ افتخارات دروغین شوروی رو حفظ کرد.
مهدی تدینی
@majid_hajibabai نه دیگه این نگاه رو سرمایه داری ایجاد کرده. این که پول موجودیت داره رو سرمایه داری ایجاد کرده. وگرنه موجودیت متعلق به کار و معاشه. پول این وسط نشسته و مشکل همینجاست.
@majid_hajibabai این نوع نگاه به کار، حاصل جامعه ی سرمایه داریه. اتفاقا اگر اینطور نباشه جامعه خیلی بهتر به حیاتش ادامه میده.
انسان هایی که به دنبال کسب درآمدن. در صورتی که انسان اصلا با درآمد تعریف نمیشه. انسان کار میکنه و در ازای کار معاش خودش رو تامین میکنه. درآمد یک معیار ساختگیه.
@majid_hajibabai بحث همینه که درآمد نباید انگیزه ی افراد برای انجام یک کار باشه. وقتی باشه فرد از کار بیگانه میشه و میشه انسان امروز. میشه پزشکی که تو بیمارستان بیمار رو ویزیت نمیکنه تا بیاد مطبش. میشه معلمی که سر کلاس درس نمیده تا کلاس خصوصی بگیره. انگیزه ی انجام کار خود کاره.
@majid_hajibabai ببین تو علوم اجتماعی دو نوع تقسیم بندی از جامعه هست: تقسیم بندی افقی که افراد جامعه رو بر اساس شغل به قشرهای مختلف تقسیم میکنه و تقسیم بندی عمودی که بر اساس ارتباط با ابزار تولید به طبقات تقسیم میکنه. حرف اینه که اقشار مختلف باید جایگاه طبقاتیشون مشخص باشه.
@majid_hajibabai همون مثال قدیمیه: اگر کسی خیابان ها رو تمیز نکنه هیچ انسان دیگه ای نمیتونه زندگیش رو انجام بده. اون فرد برای تمیز کردن خیابان به مهارت کمی نیاز داره. اما این دلیل نمیشه ارزش کارش کمتر باشه. حالا تو دنیای سرمایه داری که کار با درآمد سنجیده میشه، پس درآمدش هم نباید متفاوت باشه.
@majid_hajibabai / یه تضاد دیگه هم که تو جامعه ایران هست بین همین جزیره های بودجه خوره. مثلا وزارت فلان با سازمان فلان. این تعدد تضادها همه مردم رو به جون هم انداخته. در صورتی که تنها یکی از تضادها تضاد اصلیه. اما جامعه مدرن اجازه نمیده اون تضاد تبدیل به تضاد عمده بشه.
@majid_hajibabai تو جامعه ی ایران ما به صورت کلی دو طبقه داریم که یکی از رانت (دولتی که عمدتا از نفت حاصل میشه) بهره منده و دیگری بهره مند نیست. منتها چون ساختار سیاسی به صورت جزیره های بودجه خور قرار گرفته، داخل هر جزیره هم زیرطبقه هایی هست که بعضی از رانت بیشتری بهره میبرن و بعضی بیشتر. /
@majid_hajibabai انحصار و درآمد بالا ویژگی های طبقه ی برخورداره. این طبقه تو جامعه ی سرمایه داری توسط ارتباطی که با ابزار تولید داره شناخته میشه و تو جامعه ی سرمایه داری رانتی مثل ایران به وسیله ی ارتباطی که با رانت داره.