دلیل ادامه فحاشی به جناب #ظریف شکست در انتخابات نیست، هدف از بین بردن پایگاه اجتماعی ظریف است.
بابد به دنبال این دلیل باشیم که چرا هم زمان دشمنان قسم خورده ایران هم صدا با تندروها و رسانه های متحجر داخلی و #اپوزیسیون_خشمگین ایرانی، دست از تخریب جناب @JZarif بر نمی دارند.
به شهادت تاریخ، برای حذف صالحان و دلسوزان #سرزمین_عزیزمان_ایران بارها پایگاه اجتماعی بزرگان آماج تیرهای زهراگین قرار گرفته است و این اولین و شاید ساده ترین قدم برای تخریب #نخبگان است.
یادمان باشد تلخ ترین نمونه این صحنه آرایی، سرنگونی #دکتر_مصدق بود که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردار بود و با اندک هزینهای، توسط سرویس های جاسوسی و امنیتی غربی، تخریب پایگاه اجتماعی او کلید خورد و #کودتای_بیست_و_هشت_مرداد توسط گروهی خودفروش داخلی و همراهی جمع کثیری از مردم ناآگاه شکل گرفت و در پرده آخر با طراحی اتهاماتی دروغین محقق شد ودر ابتدا حیات سیاسی و سپس حیات بیولوژیک مصدق از دست رفت.
#آگاه_باشیم هرگاه بزرگی ایرانی، در مرام نامه ای نانوشته میان دشمنان غیر ایرانی و متحجرین داخلی، آماج تهمت هایی اینچنین قرار می گیرد، لحظه ای درنگ کنیم و #کودتای_ننگین در سال #هزار_و_سیصد_و_سی_و_دو را بیاد بیاریم که ققط با شصت هزار دلار جلوی زایش #دموکراسی در ایران و سپس #خاورمیانه که می توانست محقق شود، گرفته شد.
#کودتای_۲۸_مرداد
#آژاکس
#برای_ایران
عکس اول : #دکتر_حسین_فاطمی و مصدق
امشب به تماشای هنرنمایی هنرمندان خوب کشورمان در نمایش تحسینبرانگیز «آرش» نشستم؛ آرش، در این روایت، فقط قهرمانی از دل اسطورهها نیست؛ نمادی است از فداکاری و مسئولیتپذیری برای وطن که همواره باید بزرگ داشته شود و تداوم یابد.
اسطورهها تنها قصههایی از گذشته نیستند؛ حافظهی مشترک یک ملتاند که همچون رشتهای نامرئی، ما را به ریشهها، به یکدیگر و به معنای ایران پیوند میدهند.
دیدن مردمانی با دیدگاهها و سلیقههای گوناگون که گرد هم آمده بودند تا اسطورهای مشترک را بازخوانی کنند، به ما یادآوری میکند که هویت یک ملت، در فراسوی تفاوتها و سلیقهها، بر خاطرهها و ارزشهای مشترک استوار است؛ و در بزنگاههای تاریخی آنچه همه ما را به هم پیوند میدهد و یکی میکند، چیزی نیست جز میهن: ایران.
نامهای سرگشاده به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا
جناب مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا،
ما در تاریخ هفتهزارسالهمان، گاه در برابر خیانتها و دستاندازیها به قلمرو امپراتوری بزرگمان پاسخ دادهایم؛ از جمله نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش، پس از حمله به سارد و بهآتشکشیدن آن.
داستان حمله خشایارشاه به آکروپولیس نیز پیشداستانی دارد که شما از بازگفتن آن دریغ کردهاید؛ یا شاید دوستان ضدایرانیتان آن صفحات از کتاب تاریخ شما را نیز به آتش کشیدهاند!
اما کشور نوپای شما که تاریخ شکلگیریاش با غصب سرزمین بومیان آمریکا، کشتار و آوارگی آنان و بردهداری گره خورده است، چه پاسخی برای گذشته خود دارد؟ برای بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، کشتار مردم ویتنام، بمباران کامبوج، کودتا علیه دولتهای مستقل، از ایران و گواتمالا تا شیلی، جنگ عراق و شکنجه زندانیان ابوغریب؟
و در همین دو دوره دولت ترامپ، حمایت همهجانبه از اقدامات دولت نتانیاهو و کشتار دهها هزار انسان بیگناه در غزه را چگونه میتوان توجیه کرد؟
یا تنها در همین یک سال گذشته، دو بار تجاوز نظامی به خاک ایران، مشارکت و همدستی در کشتار مردم و کودکان ایرانی، سربازان وطن و دولتمردان و سیاستمداران ایرانی در خانهها و محل کارشان را چگونه میتوان توضیح داد؟
در تاریخ کشور شما نیز دورههایی بوده که دولتمردانتان کوشیدهاند رو به جلو حرکت کنند و از میراث تلخ استعمار، تبعیض و خشونت فاصله بگیرند.
اما آنچه در دو دوره دولت ترامپ شاهد بودهایم، صرفاً بازگشتی چندساله به گذشته نیست؛ بازگشتی است به صدها سال تاریخ تاریک استعمار، استثمار و توجیه خشونت به نام تمدن.
و این ننگی است که بر کارنامه هر دو دوره دولت ترامپ، با همراهی شما در دولت کنونی، خواهد ماند.
جناب روبیو، اگر قرار است تاریخ را بازگو کنید و از آن درس بگیریم، بهتر است آن را از ابتدا و بهتمامی بخوانیم، نه آنکه از میان هزاران سال تاریخ، تنها روایتی را برگزینیم که به کار توجیه سیاست امروزمان میآید.
تا زمانی که دولتمردان جهان، بهویژه دولتمردان ایالات متحده آمریکا، دست از این استانداردهای دوگانه برندارند، جهان جای امنی نخواهد بود.
#ایران
An Open Letter to Marco Rubio, U.S. Secretary of State
Dear Mr Rubio,
Throughout our seven-thousand-year history, we have, at times, responded to acts of betrayal and incursions into the territories of our great empire. One such instance occurred nearly 2,500 years ago, following the attack on Sardis and the burning of the city. The story of Xerxes’ assault on the Acropolis also has a backstory that you have chosen to leave untold. Or perhaps your anti-Iranian friends have burned those pages of your history books as well!
But what account can your relatively young nation give of its own past—a nation whose very foundations are intertwined with the dispossession of Indigenous Americans, their massacres and forced displacement, and the institution of slavery? What of the atomic bombings of Hiroshima and Nagasaki, the slaughter of the Vietnamese people, the bombing of Cambodia, the coups against sovereign governments—from Iran and Guatemala to Chile—the war in Iraq, and the torture of prisoners at Abu Ghraib?
And how can the unwavering support for the actions of Netanyahu’s government, and the killing of tens of thousands of innocent people in Gaza, be justified across the two Trump administrations?
Or how can one explain, in the past year alone, two acts of military aggression against Iranian territory, and the participation and complicity in the killing of Iranian civilians and children, the soldiers who defend our homeland, and Iranian government officials and political figures in their own homes and workplaces?
There have also been periods in your country’s history when its leaders sought to move forward, striving to distance America from its painful legacy of colonialism, discrimination, and violence.
Yet what we have witnessed during the two Trump administrations is not merely a retreat of a few years into the past. It is a return to centuries of the dark history of colonialism, exploitation, and the justification of violence in the name of civilisation.
And this is a stain that will remain on the record of both Trump administrations, with your own participation in the present one.
Mr Rubio, if you intend to recount history and expect us to learn from it, then surely we ought to read it from the beginning, in its entirety, rather than selecting, from thousands of years of history, only those narratives that serve to justify the policies of the present day.
Until the leaders of the world—particularly those of the United States of America—abandon these double standards, the world will never be a safe place.
@marcorubio
Hiroshima, Japan — September 1945, After the Atomic Bombing
♦️ واکنش تورج دریایی، مورخ برجسته، به اظهارات روبیو:
🔹 خشایارشا آتن را بهعنوان مجازاتِ سوزاندن سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، به آتش کشید
🔹 در ۲۰۰ سال گذشته، این «غرب» بوده که به «شرق» حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشته / انتخاب
اجازه بدهیم رئیسجمهور محترم با درایت و هوشمندی کار خود را پیش ببرد. هیجانزدگیها و توهمات ما را به این نقطهٔ تاریک رسانده است. بیتردید، جناب #پزشکیان تنها امید برای عبور از این روزهای سخت و تلخ است.
تنها کاری که از ما، باقیماندگانِ امیدوار به ساختن ایرانی بهتر، برمیآید همراهی و حمایت از رئیسجمهور محترم است.
#براي_ایران
نمایندهی مردم یا دشمن مردم؟!
اصرار بر بازگشایی و ازسرگیری فوری جلسات مجلس پس از جنگ چهلروزه، اگر قرار باشد حاصلش بازگشت به همان دستورکارهای تفرقهافکنانه و تنشزا باشد، نه نشانهی مسئولیتپذیری، بلکه ادامهی مسیری است که برخی جریانهای ضدملی و ضدمردمی در پیش گرفتهاند؛ جریانهایی که با پوشیدن لباس انقلابیگری و ادعای نگرانی برای دین و دنیای مردم، خود را سخنگوی جامعه معرفی میکنند، اما در عمل در برابر خواست، مصلحت کشور و منافع اکثریت مردم میایستند.
پیشبردن و تصویب طرحهایی که هیچ نسبتی با مسائل واقعی و فوری جامعه ندارند، آن هم در شرایطی که جامعه هنوز از فاجعهی شبهکودتای هجدهم و نوزدهم دیماه و قربانیشدن بیش از سههزار جانفدا زخمخورده است، همزمان داغ جانفدایانِ دفاع از ایران و دیگر جانباختگان جنگ چهلروزه را بر دل دارد و مردم همچنان با پیامدهای جنگ، ناامنی، فشارهای اقتصادی و آسیبهای روانی ناشی از این بحرانها دستوپنجه نرم میکنند، صرفاً یک خطای سیاسی یا محاسباتی نیست؛ چنین تصمیمهایی میتوانند نخستین جرقههای شعلهور شدن دوبارهی خشم عمومی باشند. نتیجهی این رویکرد نه تقویت حاکمیت، بلکه عمیقتر شدن شکاف میان مردم و نظام حکمرانی، فرسایش سرمایهی اجتماعی و زیر سؤال رفتن دوبارهی کارآمدی آن خواهد بود.
تناقض تلخ ماجرا آنجاست که همین افراد بیش از همه از نگرانی برای بقا و استحکام نظام حکمرانی سخن میگویند؛ اما با تصمیمها و رفتارهای خود، دقیقاً همان پایههای اجتماعی را تضعیف میکنند که تداوم و ثبات هر نظام سیاسی به آنها وابسته است. هیچ ساختاری با نادیده گرفتن صدای اکثریت، تحمیل سبک زندگی و تصویب طرحهای تحریکآمیز قدرتمندتر نمیشود؛ بلکه بهتدریج اعتماد مردم را از دست میدهد و زمینهی بحرانهای عمیقتر را فراهم میکند.
اگر نگرانی برای ایران، مردم، دین و آیندهی نظام صادقانه است، نقطهی آغاز باید شنیدن صدای جامعه، درک شرایط حساس کشور پس از بیش از یک سال تجربهی روزهای تلخ و بحرانهای پیدرپی، توقف سیاستگذاریهای تفرقهافکنانه و بازگرداندن عقلانیت، منافع ملی و مطالبات واقعی مردم به مرکز تصمیمگیری باشد.
در چنین شرایطی، مجلس ونهادهای دیگر باید محل ترمیم اعتماد عمومی و تقویت همبستگی ملی باشد، نه صحنهی بازتولید نزاعهای ایدئولوژیک و تصویب طرحهایی که مردم را بیش از پیش از حاکمیت دور میکنند.
از این منظر، بیدلیل نبود که عقلای نظام حکمرانی در روزهای پس از جنگ، از بازگشایی شتابزدهی مجلس و بازگشت نمایندگانی که عنوان «نمایندهی مردم» را یدک میکشند جلوگیری میکردند؛ آنان بهخوبی میدانستند که این جریان، بهجای کمک به بازسازی کشور و ترمیم اعتماد عمومی، بار دیگر همان دستورکارهایی را پیش خواهد کشید که مستقیماً در برابر خواست جامعه و مصالح ملی قرار دارند.
#ایران_برای_همه
#پزشکیان
حمله به منتخبان و شخصیتهای سیاسی محبوب اکثریت جامعه ایران و تلاش برای تخریب آنان، نه اتفاقی تازه است و نه پدیدهای شگفتانگیز. هر زمان یکی از منتخبان جامعه، صدای طیفهای متنوع مردم را میشنود و برای حل مسائل کشور گامهای جدی برمیدارد، معمولاً از دو سو هدف حمله قرار میگیرد: از یک سو، جریانهای ضدایرانی خارج از کشور که پرچم وطندوستی و تمدنی هفتهزارساله را در دست گرفتهاند، اما نقشه مرزبندیِ ایرانی تکهتکه را در جیب دارند؛ و از سوی دیگر، جریانهای ضدایرانی پنهان و نفوذی در داخل کشور که سالهاست با هر ترفندی خود را پشت شعارهای انقلابی، دفاع از نظام، رهبری، اسلام و دلسوزی برای حکومت پنهان میکنند.
با گذشت نزدیک به پنج دهه از عمر جمهوری اسلامی ایران، زمان آن رسیده است که با دقت بیشتری به همزبانی، همزمانی و همجهتی این دو جریان مشکوک، پیچیده، ریشهدار و برخوردار از پشتوانه بنگریم؛ جریانهایی که در عمل از شبکههای فاسد اقتصادی داخلی و خارجی و منافع ضدایرانی تغذیه میشوند و هر یک به اشکال مختلف، با ایجاد آشوب و دلزدگی و در نهایت به مسلخ کشاندن بخشی از جامعه آسیبدیده و مغموم، خون جوانان وطن را بر خاک ریختهاند و سپس خود لباس سیاه عزاداری این جاویدنامان را بر تن کردهاند.
حملات گسترده و مستمر علیه کسانی که در پی بهبود شرایط کشور بوده و هستند، بهسادگی قابل تقلیل به اختلافنظرهای سیاسی، جناحی و اعتقادی نیست. حاصل عملی رفتار هر دو جریان، داخلی و خارجی، تضعیف دولتهای برآمده از رأی مردم، افزایش شکافهای داخلی، فرسایش سرمایه اجتماعی، تعمیق بیاعتمادی، بریدن امید از اصلاح امور و فراهمکردن بستر برای تضعیف انسجام ملی و در نهایت، آسیب به ایران و مردم رنجدیده آن است.
از همان روزی که رئیس دولت چهاردهم، دکتر مسعود پزشکیان، در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه، سرخورده و دلزده از سیاست، به انتخابات پشت کرده بود، با رأی بخش امیدوار و عملگرای جامعه برگزیده شد، فشارها نیز آغاز شد؛ در بیرون از مرزها، پروژه اقدامات خشونتآمیز و تروریستی طراحی و به اجرا درآمد و در داخل کشور، موجی از حملات شبهسیاسی، عملیات تبلیغاتی، تخریب شخصیت، تمسخر، انتشار اطلاعات نادرست و «ترور هویتی» به تکمیل همان پروژه ضدایرانی آمد.
پیادهنظام این جبهه در داخل، کسانی بودند و هستند که لباس انقلابیگری بر تن دارند و خود را حامیان سینهچاک نظام، رهبری و کشور معرفی میکنند؛ اما در عمل، آگاهانه یا ناآگاهانه، در مسیری حرکت کرده و میکنند که نتیجهاش با اهداف دشمنان ایران همسوست: تعمیق شکافها، فرسایش اعتماد عمومی، خاموشکردن آخرین روزنههای امید و ریختن بنزین بر آتش دلِ سوخته مردمی که سالهاست بار بحرانها، ناکارآمدیها و دشواریهای زندگی را بر دوش میکشند.
علت این حجم از حملات را باید در واقعیتی مهمتر جستوجو کرد: دولت چهاردهم، در امتداد بلوغی که از دل بیش از ۴۷ سال تجربه سیاسی و اجتماعیِ نظام حکمرانی و جامعه ایران شکل گرفته بود، پس از انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۴۰۳ این ظرفیت را ایجاد کرد که بهجای استمرار تنش، تقابل و فرسایش، روزنهای به سوی اصلاح نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حکمرانی بگشاید؛ روزنهای برای شنیدن صدای مردم، بازسازی اعتماد عمومی، کاهش شکافهای اجتماعی و حرکت به سوی حل بخشی از مشکلات انباشته کشور.
طبیعی است کسانی که بقای سیاسی یا منافع اقتصادی خود را در استمرار بحران، تعمیق اختلاف، گسترش بیاعتمادی و ناامید ماندن جامعه میبینند، از گشودهشدن چنین روزنهای احساس خطر کنند؛ چرا که برای آنان، خطر اصلی نه یک دولت و نه یک شخص، بلکه امکان بازگشت امید، شکلگیری دوباره پیوند میان جامعه و نظام حکمرانی و جوانهزدن دوباره امید به اصلاح و بهبود است.
بیتردید، بحرانهای دو سال گذشته را باید در امتداد همین تقابل دید: تلاشی برای تخریب امیدی که پس از سالها سرخوردگی و فرسایش، بار دیگر امکان شکلگیری یافته بود؛ امیدی که نه یکشبه و نه به دست یک فرد، بلکه حاصل سالها تلاش بخشهای دلسوز و عقلای نظام حکمرانی از یک سو، و پایداری جامعهای مغموم اما همچنان امیدوار به اصلاح و بهبود از سوی دیگر بود.
مسئله، در نهایت، دفاع از یک دولت یا یک شخص نیست؛ مسئله، هشداری درباره فرصتسوزیهای مخربی است که میتواند آخرین امکانهای اصلاح و بازسازی را نیز از میان ببرد. هر جریانی، در داخل یا خارج، که آگاهانه امکان بازیافت توان جامعه برای ساختن ایران را تخریب کند، شکافهای اجتماعی را عمیقتر سازد و امید به اصلاح را از میان ببرد، فارغ از نام، لباس و شعاری که بر خود میگذارد، در نهایت به ایران آسیب میزند و در برابر منافع مردم ایران قرار میگیرد و بیتردید دشمن مردم است.
تصویر : هوش مصنوعی
#ایران
پیشنهاد #راهبردی و خیرخواهانه به #دولت_چهاردهم و ریاست محترم جمهوری، جناب آقای دکتر #پزشکیان
با توجه به اجماع گسترده در میان #نخبگان_فرهنگی و اقشار مختلف جامعه نسبت به رویکرد جناحی، تکصدا و جهتدار رسانهای که قرار بود «#رسانه_ملی» باشد اما امروز از این جایگاه فاصله گرفته است، پیشنهاد میشود:
دولت محترم، با بهرهگیری از ظرفیت #هنرمندان_نخبه و شایستهای که در سالهای اخیر بهدلایل سیاسی و جناحی مورد قهر یا بیمهری رسانهی ملی قرار گرفتهاند، زمینهی شکلگیری یک شبکهی تازهنفس، مستقل و ملی را فراهم آورد؛ رسانهای که بتواند #صدای_اکثریت جامعه باشد، نه بلندگوی اقلیت.
در گام نخست، میتوان این طرح را بهطور رسمی به سازمان #صداوسیما ارائه کرد تا، در صورت تمایل، امکان استفاده از بستر پخش سراسری همانند شبکهی «افق» فراهم شود. با این حال، مسیر اصلی و مؤثر، راهاندازی این شبکه بهصورت آزاد، مستقل و #اینترنتی است؛ رسانهای که بتواند در فضای دیجیتال، با آزادی بیشتر و پیوندی واقعیتر با جامعهی متکثر ایران، به بازتاب تنوع فرهنگی و اجتماعی کشور بپردازد.
با توجه به #بزنگاه_تاریخی کنونی و نیاز مبرم به #بازسازی_پایگاه_اجتماعی حکمرانی، در میان جامعهی دلگیر از تصمیمات #ضد_اکثریتی، شکلگیری چنین رسانهای میتواند نقشی اساسی در بازگرداندن #اعتماد_عمومی و ترمیم شکاف میان ملت و #حکمرانی ایفا کند.
در چنین شرایطی، اگر رسانهی رسمی کشور همچنان در #مصادره_جناحی باقی بماند، دستکم فرصتی فراهم خواهد شد برای بازتاب صادقانهی جامعهی متکثر ایران؛ فرصتی برای تنفس، ترمیم، و تحقق #امر_ملی.
#ایران_برای_همه_ایرانیان
#حق_مردم
#حکمرانی_فرهنگی
#رسانه_مردمی
#برای_ایران
@drpezeshkian@F_Mohajerani@ali_ahmadnia@S_A_Salehi
پیشنهاد #راهبردی و خیرخواهانه به #دولت_چهاردهم و ریاست محترم جمهوری، جناب آقای دکتر #پزشکیان
با توجه به اجماع گسترده در میان #نخبگان_فرهنگی و اقشار مختلف جامعه نسبت به رویکرد جناحی، تکصدا و جهتدار رسانهای که قرار بود «#رسانه_ملی» باشد اما امروز از این جایگاه فاصله گرفته است، پیشنهاد میشود:
دولت محترم، با بهرهگیری از ظرفیت #هنرمندان_نخبه و شایستهای که در سالهای اخیر بهدلایل سیاسی و جناحی مورد قهر یا بیمهری رسانهی ملی قرار گرفتهاند، زمینهی شکلگیری یک شبکهی تازهنفس، مستقل و ملی را فراهم آورد؛ رسانهای که بتواند #صدای_اکثریت جامعه باشد، نه بلندگوی اقلیت.
در گام نخست، میتوان این طرح را بهطور رسمی به سازمان #صداوسیما ارائه کرد تا، در صورت تمایل، امکان استفاده از بستر پخش سراسری همانند شبکهی «افق» فراهم شود. با این حال، مسیر اصلی و مؤثر، راهاندازی این شبکه بهصورت آزاد، مستقل و #اینترنتی است؛ رسانهای که بتواند در فضای دیجیتال، با آزادی بیشتر و پیوندی واقعیتر با جامعهی متکثر ایران، به بازتاب تنوع فرهنگی و اجتماعی کشور بپردازد.
با توجه به #بزنگاه_تاریخی کنونی و نیاز مبرم به #بازسازی_پایگاه_اجتماعی حکمرانی، در میان جامعهی دلگیر از تصمیمات #ضد_اکثریتی، شکلگیری چنین رسانهای میتواند نقشی اساسی در بازگرداندن #اعتماد_عمومی و ترمیم شکاف میان ملت و #حکمرانی ایفا کند.
در چنین شرایطی، اگر رسانهی رسمی کشور همچنان در #مصادره_جناحی باقی بماند، دستکم فرصتی فراهم خواهد شد برای بازتاب صادقانهی جامعهی متکثر ایران؛ فرصتی برای تنفس، ترمیم، و تحقق #امر_ملی.
#ایران_برای_همه_ایرانیان
#حق_مردم
#حکمرانی_فرهنگی
#رسانه_مردمی
#برای_ایران
@drpezeshkian@F_Mohajerani@ali_ahmadnia@S_A_Salehi
در همین چند ماه تلخ گذشته، با صدای زنان این سرزمین، با آوای زیبای #پرستو_احمدی احمدی و با کلام جاودان «از خون جوانان وطن» به قلم #عارف_قزوینی، در سوگ #دختران_میناب، جاویدنامان دیماه و همه عزیزان و سربازان این سرزمین که در دو تجاوز دوازدهروزه و چهلروزه از میان ما رفتند، خون گریستهایم.
بی تردید هنر، بیخطرترین و در عین حال شریفترین دستاویزی است که انسان را در عبور از این روزگار پراضطراب و تلخ یاری میکند؛ مأمنی آرامشبخش که روحِ جریحهدارشده را تسکین میدهد تا با توانی مضاعف برای ساختن دوباره ایران گام برداریم.
#ایران_برای_همه_ایرانیان
امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش.» غدیر، دعوت به حکمرانی بر پایه عدالت، کرامت انسان و خدمت بیمنت به مردم است. این راهی است که ایران برای پیشرفت و سربلندی به آن نیاز دارد.
جناب پزشکیان، با قاطعیت میگویم:
هر گام واقعی بهسوی مردم بردارید، نهتنها بیش از شانزده میلیون ایرانی که به شما رأی دادند همچنان در کنار شما خواهند ایستاد، بلکه همان سیویک میلیون نفری که در انتخابات پای صندوق حاضر نشدند نیز، با مشاهده نشانههای واقعیِ تغییر و اصلاحاتِ جدی، در کنار شما قرار خواهند گرفت و برای ساختنِ ایران گام برخواهند داشت؛ چراکه بخش مهمی از این عدم مشارکت، حاصلِ همین دست دراز نکردن و گام برنداشتنِ نظام حکمرانی بهسوی اکثریتِ جامعه و بیاعتنایی و دهنکجی به مطالبات و آرای آنان بوده است.
تحققِ امرِ ملی تنها با وفاق با اکثریتِ جامعه ممکن میشود؛ زیرا هیچ امرِ ملیای با فاصله گرفتن از مردم و نادیده گرفتنِ صداها، سبکهای متکثر و زیستِ عرفیِ جامعه معاصر ایران به سرانجام نخواهد رسید.
#ایران_برای_همه_ایرانیان
@drpezeshkian
رئیس محترم جمهور
جناب آقای دکتر پزشکیان
سلام علیکم
احتراما، بارها در فرمایشات خود عنوان داشتید که اگر کسی میتواند کار مثبتی در کشور انجام دهد، “بسم الله، این گوی و این میدان”اعلام کند تا به او اختیارات لازم را بدهم.
اینجانب صرفا جهت تامین خواستههای بحق ملت بزرگ ایران، به ویژه جوانان و مقابله با زیادهخواهی و حقکشی عدهای قلیل و انگشت شمار در حوزه اینترنت و فضای مجازی، علیرغم میل باطنی و قلبی آمادگی لازم برای پذیرش دبیری شورای عالی فضای مجازی را اعلام میدارم.
حضرتعالی به اثرگذاری اینجانب در این حوزه به واسطه ارتباط گسترده با اقشار مختلف مردم آگاه هستید و نیک میدانید بهتر از هر فرد دیگری زبان گفتگو با این جماعت حداقلی، غیر پاسخگو و خودبرترپندار را میدانم.
مناللهالتوفیق
جلال رشیدی کوچی
۵/خرداد/۱۴۰۵