آلودگی صوتی عمل مجرمانه
چطور به افراد مؤمن و مسلمان فهماند که آلودگی صوتی از اعمال مجرمانه است؛ زیرا نقض حقوق شهروندی است. خدا ادم را از شر آدم مؤمن و مسلمان رهایی بدهد! امین. پرستش و نیایش و پرفومنسهای آیینی امر شخصی و پنهانی است و نباید در سطح عمومی آورده شود.
گفت: "من جل، جخل و پوستین پر شپش پدری را کنار گذاشته و با یک کبریت آتش زدهام. آنچه که از پدر اندر پدر برایم مانده بود، گندیده بود. بو میداد. دور انداختمش. اکنون در هوای ازاد نفس میکشم. از دور شعلههای سوختن پوستین را تماشا کردم. سپس خاکسترها را به باد دادم."
#استعاره
دوستی این عکس را برایم فرستاده و نوشته: مردم ابلهاند. تو بیا کاخ بازیگران فوتبال را با کوخ هوادارن فوتبال مقایسه کن. وانگهی ابلهی یک مشت پوفیوز عربدهکشان طرفداران فوتبال را خوب میفهمی. من در پاسخ چیزی نگفتم. فقط خواستم در اینجا جهت داوری بگذارم. همین.
✔️
-اولی: "موهایت را بپوشان."
-دومی چیزی نگفت.
-سومی: "موی زنان را از خیابان بگیری، زیباییهای طبیعت را گرفتهای."
-دومی چیزی نگفت.
-چهارمی: "تجاوز به آزادیهای مدنی و تعرض به حوزههای خصوصی خلاف ارزشهای دموکراتیک است."
اولی: "اسلام گفته."
دومی: "خب به تو چه که چه گفته".
یکی از منابع ممنوعیت آموزش زنان و دختران، از سوی طا+لبان، کتاب شیخ عبدالحکیم حقانی به نام "الامارت الاسلامیه و نظامها" به زبان عربی است که این کتاب مانیفست طا+لبان نیز است. شیخ حقانی در صفحهی ۴۶۸ گفته است: "شارع زنان را از بیرون شدن خانه منع کرده است".
#قاعده_منع_حق_آمزش_زنان
سقوط حکومت همان و زیر آوار کوهی از فروریختگی همان. امروزها پس از سالیان سقوط، خاک و گرد لبتاب خود را تکانده و روشن کردهام تا بنویسم. اما پرنده در قفس است. فضایی برای تنفس هوای آزاد ندارد. زمین یخزده است و آسمان تاریک و شب.
دومی گفت: "هرگاه دیدید که کسی در دفاع از باور دینی و مذهبی رگ گردنش کلفت شد، از وی دوری کنید؛ زیرا "عقیده" پیچیدهترین، خطرناکترین و سمیترین بخش روانی آدمی است. آدم مذهبی دو دو تا چهارتاست و خطاناپذیری در وی نیست. تیغ بران در دست دارد و ناباوران خود را میکشد.
سکانس دوم:
-اولی: "تو به اسلام توهین کردهای".
-دومی: "به تو چه؟ اسلام مگه مال توست؟ اسلام یک باور اسطورهای است. اگر صاحب لاهوتی دارد، چرا او دفاع نمیکند که تو آش از کاسه داغتری؟ اسلام پیراهن، گاواهن، گندم کندو و کچالوی مزرعه تو نیست. خط امضا شده از طرف خدا هم نداری."
سکانس نخست:
-اولی گفت: "فلان کس به مسجد (پرستشگاه مسلمانان) توهین (سبکی) کرده".
-دومی در پاسخ گفت: "خب به من و تو چه؟ اگر پرستشگاه خانهی خداست، به تو چه، خانه از خودش صاحب دارد."
-اولی گفت: "من او را میکشم".
دومی گفت: "به تو چه" و لب فرو بست.
Destiny is a strange subject 🤔. There is a proverb by Hazara people. "will be happen being all thing that was written in your front of your head." Of course, this is true 👍. This proverb arises by experience of peoples.
#proverb#destiny
نامهای حالات خوابیدن در ادبیات مردم هزاره
شمال دایکندی-بندر:
- روی چکُو= با رو خوابیدن؛
-پَسَکِی= با پشت خوابیدن؛
- چَلپَسَکِی= با خط پشت خوابیدن؛
-کُونَدَلو= با بغل خوابیدن؛
-چپه ناف= خوابیدن راحت و آرام با تخت پشت
#ادبیات_شفاهی_مردم_هزاره#فرهنگ_عوام#فولکلور_مردم_هزاره
در مراسم عروسی در تالاری در سر میز، روبهرویم جوانی رسما عرق سگی را سر میکشد. یک جرعه عرق سگی و یک جرعه آب انگور آب مجتبی. الکی هر هر میخندد. کناریاش هم زده. حالا یکی دیگر سر میز آمده و یک پیک میزند. #عرق_سگی
ووثه، مرتیکه ویروسی جور کده که هزاران گنگ و شپش و خمندوک د آن لکهتیوه. این ویروس میلیونها انگل در خود پرورده. زندگی را قوربچی جور کده. از بینی خو بالاتر نموشه گپ زد برای اینکه به ویروس برنخوره. الیگونو خود را واکسن بزنید. چه موگی ووثه اَلَی! خلق مه کلو تنگه.
"اَلَم جُلَم" و "اژغند" را نمیتوان برابر فارسی آن را برايتان پیدا کنم. این واژگان منحصر بهفرد هزارهگی تنها برای مردمی معناداراند که به آن زبان سخن میگویند. جالبی کار در این است که هنگام بهکار بردن "بادی لنگویچ" یا زبان بدن نیز دارند.
قونَلغُو
چنین واژه برای شما شگفتبرانگیز نیست؟ مردم شمال دایکندی به جای شرمگین از واژهی #قونلغو (به پیش قاف، به زبر نون و پیش غین) به کار میگیرند. مثال: "اچه، ووثه فلانی کلو قونلغویه".
#ادبیات_هزارهگی