فرندز فقط یک سیتکام نبود یک روش دوستداشتن و زندگی بود، امشب بعد از دیدن فرندز رییونیون حسدلتنگی داره خفهام میکنه،دلتنگی برای آدمهایخوب و حسهای خوبزندگیام...۱/
هشت :
اینکه خشونت و هرآنچه زایدهی خشم است، هیچ نتیجهای نداشته و نخواهد داشت/برای همه آنان که با تقدیری بیرحم زاده شده اند/ مبادا فراموش کنیم که چقدر شکنندهایم ما/ بیامان و بیوقفه باران میبارد، همچون اشکیکستاره/ بیامان و بیوقفه باران میخواند ، چقدر شکنندهایم ما.....
یک :
یکی از مهمترین علایق شخصی من در حوزهی موسیقی، دنبال کردن و کشف «کاور»ها یا همون بازخوانیهای ترانههای موردعلاقهام است.لذت کشفکردن اینکه یکنفر دیگر چه چیزی میتواند به روح اصلی آن ترانه اضافه کند و یا چجوری میتواند گندبزند به تمام تاروپود اصلی آن اثر...
هفت :
خونی که از برخورد گوشت و آهن جاری میشود/ در غروب سرخرنگ خورشید، خشک خواهد شد/ باران فردا لکهها را خواهد شست/ اما چیزی تا ابد در یاد ما باقی خواهد ماند/ شاید این اقدام باید میافتاد تا حقیقتی همیشگی را در زندگی ثابت کند....