هم میهنان عزیزم،
امسال چهل و هفتمین سال درگذشت شاهنشاه ایران در مصر است، و در تمامی این سال ها حضور پر شکوه و چشمگیر شما نشانه بارزی از ارج نهادن به خاطره آن پادشاه بزرگ و خاندان پهلوی است.
جمهوری مصر و روسای جمهور آن از همان ابتدا، تا به امروز، همیشه و با ابراز محبتی برادرانه نسبت به خانواده پهلوی، در کنار ما بوده اند، و من برای همیشه از این همه لطف و دوستی بی شائبه سپاسگزار و قدردان هستم.
امسال دولت مصر، به دلیل مسائل امنیتی و همینطور اوضاع آشفته و درهم منطقه ای، صلاح در آن دیده که این مراسم در سطح دیداری محدود و تنها برای خاندان پهلوی انجام پذیرد.
رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی، و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن پرست بطور کامل لازم است، و توقع من از همه هم میهنانم احترام و ارج گذاری به این تصمیم ملت و دولت دوست و برادر ماست.
امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.
با سپاس از پشتیبانی روز افزون همه شما، و در انتظار پیروزی نور بر تاریکی،
فرح پهلوی
ببین میتونی فرق رونالدو فن و مسی فن چیه؟
کسی که طرفدار رونالدوعه هیچوقت خوب بودن مسیو انکار نمیکنه صرفا بدش میاد ازش
ولی مسی فنا همه چیه رونالدو رو انکار میکنن همه چیش حتی دوران پرایمش
واسه همین میگم مسی فن هیچ منطقی نداره و نمیشه باهاش صحبت کرد
ده ساله که دارم ساختار ریزمعاملاتیِ بازارها و رفتارهای پیچیدهی قیمت رو تماشا میکنم. توی این مسیر طولانی، همکاران و تریدرهای زیادی رو دیدم که بسیار بااستعداد بودن، اما اسیر یک خطای شناختیِ پنهان به اسم سوگیری نتیجهمحور (Outcome Bias) شدن و دارایی خودشون رو از دست دادن. واقعیتِ مهندسی مالی به ما یاد میده که ارزش و کیفیت یک معامله رو هرگز نباید با برآیند مالیِ کوتاهمدتِ اون بسنجیم.
یه ترید خوب، تصمیمی هست که بیشترین همگرایی رو با تابع چگالی احتمالِ بهینه داشته باشه؛ یعنی دقیقا همون فرآیندی که اگر زمان بینهایت داشتیم و یک ابرکامپیوتر تمام سناریوهای ممکنِ عالم رو از طریق شبیهسازی مونتکارلو پردازش میکرد، به عنوان مسیرِ دارای ارزش انتظاری مثبت خروجی میداد.
فرض کنید شما تمام این فاکتورهای علمی رو لحاظ کردین، مدیریت ریسک رو مو به مو چیدین، اما به دلیل یک آنتروپیِ پیشبینینشده یا یک اتفاق شدید و کمتکرار در بازار، پوزیشن با ضرر بسته میشه. از نظر من، این یک معاملهی عالی و در سطح استاندارد جهانی هست.
در مقابل، اگر بدون الگوریتم مشخص پوزیشن گرفتی و صرفا به خاطر یک عدم تقارن موقتی در رفتار قیمت یا یک جهش تصادفی سود کردی، تو افتضاحترین معاملهی ممکن رو انجام دادی. این فرآیند، چیزی جز فریبخوردن توسط تصادف نیست که واریانس مثبت بازار موقتا پوششِش داده.
اگر به دنبال ماندگاری و طول عمر حرفهای توی این صنعت هستین، باید با این حقیقت مبرهن ریاضی کنار بیایین: سود و زیان کوتاهمدت، از نظر آماری فاقد درجهی اهمیت (Statistical Significance) هست و هیچ دیتای معناداری دربارهی مهارت واقعی و آلفای شما ارائه نمیده.
یه مدلِ نهادی رو با هم بررسی کنیم تا قضیه روشنتر بشه: یه استراتژی معاملاتی نظاممند رو در نظر بگیر که بازدهی سالانهی ۱۵ درصد با نوسانپذیری سالانهی ۱۰ درصد ایجاد میکنه. در مقیاس مدیریت دارایی مدرن، این یک بازدهی تعدیلشده با ریسک فوقالعاده و در سطح صندوقهای ثروت ملی هست.
حالا اگر این فریم سالانه رو بر اساس ریشهی دوم زمان به مقیاس روزانه خرد کنیم، متوجه یک پدیدهی آماری عجیب میشیم:
نوسانپذیری روزانهی این سیستم بهشدت بر میانگین بازدهیِ روزانهاش غلبه میکنه. محاسبات نشون میده احتمال اینکه این استراتژی بینظیر، در یک روز معاملاتیِ مشخص مثبت بسته بشه، فقط و فقط حدود ۵۴ درصد هست.
این عدد رو باید جدی گرفت؛ ۵۴ درصد یعنی برتری ریاضیاتی یا همون لبهی معاملاتی تو در مقیاس ریز، تنها ۴ درصد بالاتر از فرآیندِ ۱۰۰٪ تصادفی پرتاب یک سکهی منصفانه عمل میکنه.
برتری واقعی در علم مالی اینطوری خودش رو نشون میده. سود و زیان روزانهی تو، صرفا یک نقطهی مجزا از یک توزیعِ احتمالی وسیع هست. بخش عمدهی این مشاهدات، حول میانگین متمرکز میشن و تمرکز بیش از حد روی این نوسانات، چیزی جز وسواس به خرج دادن روی نویزِ خالص نیست.
وقتی یک روزِ برنده داری، معناش این نیست که بازار رو رمزگشایی کردی؛ بلکه یعنی قرعههای تصادفی سیستم در اون بازهی زمانی خاص به نفع تو بودن. وقتی هم که یک روز بازنده داری، به این معنی نیست که لبهی معاملاتی تو از بین رفته؛ تو داری مالیات و خراجِ واریانس رو به مارکت پرداخت میکنی تا اجازهی حضور در بازی رو داشته باشی. این یک پدیدهی کاملا طبیعی و سیستماتیکه.
تریدرهایی توی این مارکت پیر میشن که تمرکزشون رو از روی نتیجهی تکتک پوزیشنها برمیدارن و روی کیفیت اجرای فرآیند سرمایهگذاری میکنن. پوزیشنهای ما باید تکرارپذیر، فرمولهشده و مستقل از سوگیریهای حسی باشن؛ این تنها راه زنده موندن در پناهگاه احتمالات هست.