وقتش است کمی با هم مهربانتر باشیم. مهربانی یعنی کاهش رنج طرف مقابل در همان لحظه، بدون عقب نشینی از مرزها و هدفها. در سوگ جمعی و زیر فشار مداوم، مغز دنبال راهی میگردد برای کم کردن درد و برگرداندن حس کنترل. وقتی دستمان به عامل اصلی جنایت نمیرسد، خشممان به سمت هدفهای نزدیکتر و کم هزینهتر منحرف میشود، همان «پرخاشگری جابجا شده» و الگوی «ناکامی و پرخاشگری»: انسداد کنش، خشم تولید میکند و خشم مسیر آسانتر را انتخاب میکند.
در این وضع، ذهن برای معنا دادن به آشوب، میل به مقصرسازی و قربانی کردن اطرافیان پیدا میکند. مکانیسم روانی قابل درکیست، اما ویرانگر است�� انرژیمان را از هدف واقعی میدزدد و روانهی جنگ با گروههای دیگر میکند. فشار که بالا میرود، هویتهای جمعی هم تنگتر میشود و مرزبندیهای «ما و آنها» حتی درون یک اردو شدت میگیرد. رقابت برای «حقانیت» یا «نمایندگی واقعی» بالا میگیرد و اختلاف نظر مبدل میشود به تهدید هویتی، نه بحث راهبردی. نتیجهاش میشود این وضع فعلی که هرکس به بغلدستیاش حمله میکند و انگ و تهمت میزند.
بسیاری از ما، حتی اگر هم عقیده نباشیم، سوگوار و خشمگینیم. مهربانی اینجا توصیهی اخلاقی تزئینی نیست، ابزار تنظیم هیجان و حفظ کارکرد جمعی است: یعنی تبدیل خشم از «حمله به نزدیک��ترین نفر» به «کنش مؤثر علیه عامل اصلی». مهربانی یعنی نقد بدون تحقیر، مخالفت بدون دشمنسازی، و متوقف کردن زبانِ افترا و تهمت و انگ. مهربانی به معنای بیتفاوتی نسبت به دروغ�� تخریب و فرصتطلبی نیست؛ با رفتار مخرب برخورد میکنیم، بدون اینکه آدمها را به دشمن مبدل کنیم.
اگر هدف حسابرسی جنایتکار و تغییر است، شرط لازم این است که تمرکزمان را از دست ندهیم و اجازه ندهیم مکانیسمهای طبیعیِ سوگ و ناکامی و خشم، ما را به سمت مقصرسازی از دیگران هل بدهد. اختلاف نظر داریم، اما تا وقتی خشممان را روی هم تخلیه کنیم، فقط به همان جنایتکار اصلی خدمت میکنیم.
مثلاً اگر گفتند «خائنی»، میگوییم: «میفهمم عصبانی هستی. اما برچسب نزن. دقیق بگو کدام حرفم غلط است و چرا.»
اگر گفتند «مزدوری»، میگوییم «میفهمم جرا بیاعتمادی، اما اتهام بیسند نزن. یا مدر�� بیاور یا ادعایت را پس بگیر.»
اگر گفتند «اگر با ما نیستی پس شریری»، میگوییم «میفهمم دنبال مرزبندی هستی. اما همهچیز صفر و یک نیست. روی این موضوع اختلاف داریم، روی این دو نکته مشترکیم.»
ممکن است همدیگر را قبول نداشته باشیم، اما درد هم را میفهمیم. قبل از حمله، یک لحظه آدم روبهرو را ببینیم تا تمرکز از جنایتکار اصلی منحرف نشود.
@stats_feed The Basij, formally Sâzmân-e Basij-e Mostaz'afin, is a paramilitary volunteer militia within the Islamic Revolutionary Guard Corps and one of its five branches.