ایرانِ جان،
تو از دلِ آتش گذشتی و استوار ماندی؛
فرونشستنِ آتش، آغازِ نفسِ تازهٔ این سرزمین است؛
سرزمینی که زیرِ بارِ جنگ و رنج خم نشد و استوارتر از همیشه ایستاده است.
ایرانِ من، شکوهت در صلح، گوارای فرزندانِ این تمدنِ کهن.
ایرانِ جان، چه رازی در جانِ خاکت نهفته است که هرچقدر ستم دیدی، گلهایت خوشبوتر شکفتند
ایرانِ من، تو را با زخمهایت دوست دارم، با ترمیمهایت، با قامتِ استوارت.
زیرساختهایت، تکیهگاهِ زندگیِ یک ملتاند؛
و ما، با جانمان، نگهبانِ این تکیهگاه خواهیم بود.
مذاکرات پنجم در رُم، تهران میزبان OPEC Fund.
ایران، سهامدار بزرگ نهادهای مالی بینالمللی، اما هنوز پشت درهای بستهی OFAC ایستاده است.
پس از توافق، تنها نفت آزاد نمیشود؛ نفَس تازهای در کالبد صادرات خدمات فنی و مهندسی ایران دمیده خواهد شد.
مذاکرات چهارم، حساسترین لحظه در ۴۷ سال اخیر؛
فرصتی برای آیندهای روشن و بیتحریم.
توافق در دسترس است.
فردا، در مسقط، شهر توافق ها؛ مذاکرهکنندگان ما با پشتوانه ملی پای میز مینشینند.
از هیاهوی حریف نمیهراسیم؛
ایرانِ پساتحریم، آماده جهش اقتصادی و پرصلابت
شنبه چهارم، مذاکره چهارم؛ انفجار بندر شهید رجایی فقط یک حادثه نبود، صدای ترکهای زیر ساخت بود.
تا توافق نکنیم، بنادر ایران از فناوری، ایمنی و مدیریت جهانی دور میمانند.
مذاکرات، فرصتی است برای توافقی که جان، تجارت و آینده را نجات میدهد.
شنبه سوم، دوباره مسقط، نقطه آغاز فصلی نو برای ایران است.
توافق، فرصتی فراتر از دیپلماسی؛ نخبگان بازمیگردند، دانشگاهها جهانی میشوند و سرمایهگذاری، آینده را میسازد. عشق به وطن در انتظار ثبات است؛ آینده از همین شنبه سوم آغاز میشود.
در شنبه دوم، از مسقط تا رُم، رؤیای ایران بدون تحریم یعنی: ۸۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی، ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی، رشد ۸٪، فرودگاهها و ناوگان مدرن، قلب هوش مصنوعی منطقه، استادیومها و نمایشگاههای جهانی، ۵۰هزار مگاوات نیروگاه.برای ایران جدید، توافق کنید.
امروز، در هوای دلانگیز بهاری، چشم ایران به مسقط است؛ جایی که تاریخ دوباره رقم میخورد. یاد آن صعود افسانهای در زمین استرالیا، با دلی سرشار از ایمان و غرور، آنروز جهان را شگفتزده کردیم. امروز نیز، در طنین دعا و امید ۸۰ میلیون ایرانی بدرخشید، توافق کنید برای آینده و شکوه ایران