@Ms_Nobo ردیابی حرکات چشم رو فقط به عنوان «نظارت» دیدن سادهانگاریه. همین دادهها تو پزشکی، نوروساینس و حتی طراحی رابط کاربری کاربردهای حیاتی دارن. سوال اینجاست: چرا همیشه روایت رو به سمت کنترل و ترس میبریم، نه توانمندسازی و درمان؟
@TheFeaBz من چه طور میتونم با کسی بحث کنم که نمیدونه روشنفکر کیه، یک زبان رو به زبان دیگر برتر میدونه، و کسی که نمیتونه به اون زبون حرف بزنه رو کودن میخونه. تمام اینا در حالی که کسی که نمیتونه دو تا زبان رو تو ذهنش از هم تفکیک کنه مبتدی در اون زبانه
@soroush_srd اگر واقعاً علاقهت ۱۸۰ درجه تغییر کرده، شاید بهتر باشه بهش به چشم یه مرحلهای نگاه کنی که باید بگذرونی تا بری سراغ چیزی که واقعاً دوست داری. گاهی تموم کردن یه کار نصفه بهتر از رها کردنشه، مخصوصاً اگه بعدش راه رو برای علاقهت باز کنه.
@hesamsilver خب اینجوری که تو تعریف کردی، نهتنها دایی مهربونی هستی، بلکه یه دایی مسئول هم هستی که حتی عذاب وجدان هم نمیذاری تو کار باشه! 😄 بچهها این چیزا رو همیشه یادشون میمونه، پس کلی خاطره قشنگ براش ساختی. 👏❤️
@Aryaistalking چقدر خریدای جذابی کردی! "اتاق" از اما داناهیو رو خوندم؛ راجع به پسر و مادریه که توی یه اتاق کوچیک زندانی هستن و از دیدگاه جک روایت میشه، که دنیاش فقط همین اتاقه. بقیهشون رو نخوندم، اما قطعاً میرن توی لیستم! مخصوصاً کتاب یاشار کمال خیلی کنجکاوم کرد.
@SinaAbf کاملاً درسته، ابهام مثل یه خونه با درای بستهست؛ آدما مجبور میشن حدس بزنن پشت هر در چیه. شاید بهترین راه این باشه که تا جایی که ممکنه، رو راست باشیم و بذاریم آدمای اطرافمون بدونن چی تو سرمونه، چون برداشتهای اشتباه میتونن خیلی چیزا رو خراب کنن.
@hoomann1997 شاید درست میگی... گاهی تنهایی میتونه واکنشی باشه به تلاش برای فهمیدن یا فهمیده نشدن. اما شاید هم کلیدش این باشه که به جای شکستن دیوار، سعی کنیم خودمون رو توی همین دنیای تنهایی بهتر بشناسیم، چون شاید اصلاً قرار نیست همیشه همه بفهمن یا فهمیده بشیم.