یعنی همش بخاطر حرف مردم نیستا، یه بخشیش اون مخاطب اون حرفه که چه ری اکشنی داره یا برداشت بقیه از اون حرف و قضاوت شدنه
نه که بترسم که بقیه درموردم چی فکر میکنن، حوصلشو ندارم(گوه میخورم، ترسم هست) اما این چیزیه که بخاطرش تقریبا توی اکثر فضا های مجازی فعالیت نمیکنم
فک کنم فعلا کافیه
آقا من این توییترو زدم که توش راحت باشم هرچی میخوام بنویسم
الان دیگه نه تنها اینجا دیگه چیزی نمینویسم، جاهایی که قبلشم مینوشتم دیگه نمینویسم
واقعا این فضاهای مجازی چه ابزارهای مضخرفی شدن، یهو میوفتی توشون، بعد پیش خودت میگی خب که چی!
همین الان به این فکر کردم که، خب که چی، من اینو پست بکنم یا نکنم چه فرقی میکنه، ولی الان که تا اینجاشو اومدم میخوام بگمم
من بیشتر مواقعی که حرفی دارم بخاطر اینکه "بقیه میبینن" نمیام توی اینطور فضاها پستش کنم از اینکه تو لفافه صحبت کنم و غیر مستقیم حرفمو بزنم هم خیلی بدم میاد
من که نتونستم تحمل کنم و تا آخرشو بخونم ولی اگر شما تا آخرشو خوندین بهم بگید چندتاشو اشتباه نوشته بود.
گاهی شاید بهتر باشه راجب مسائلی که درموردشون مطالعه کافی نداریم، بر اساس دانش ناکافیمون اظهار نظر نکنیم. و سعی نکنیم با ادعای بلد بودن اون دانش ناقص رو به بقیه منتقل کنیم.
یکی سکته کرد مرد، اونیکی از ساختمون افتاد مرد.
اخه چطور میتونید انقدر حرومزاده باشید. از همتون متنفرم.
واقعا دیگه نمیدونم چی باید خطابتون کنم که در خورتون باشه.
#مهسا_امینی#اعتصابات_سراسری