میگه مثلا ما میدونیم که قلب سالم چطوری کار میکنه اما اینکه روان سالم چطوری کار میکنه جواب مشخصی براش وجود نداره.این عدم قطعیت نسبت به همه چیز به نظرم دید خیلی خوبیه به زندگی.
از این میگه که روان شناس های مختلف دیدگاه های مختلفی به مسائل دارن و حتی ورژن های مختلف DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی) که یه مرجع خیلی مهم برای روان شناس تغییرات خیلی بزرگی کرده.حتی این عدم قطعیت رو درمورد روان سالم هم مطرح میکنه.
حس هایی داریم که میدونیم منطقی نیستن ولی نمیتونیم باهاشون مقابله کنیم چون کنترل خیلی از کار هایی که انجام میدیم در دست نا خود آگاهمونه ولی با دونستن این در طولانی مدت میتونیم کنترلش رو به دست بگیریم و تصمیم های بزرگمون رو آگاهانه تر بگیریم.
به نظرم خیلی از آدم هایی که دهه هفتاد به دنیا اومدن با یه موجی از ایده ها و کتاب هایی بزرگ شدن که یک تصور دور از واقعیت از زندگی بهمون دادن. ایده های تک بعدی مثل قانون جذب، خیلی از کتاب های برایان تریسی، فرمول هایی برای شاد بودن که از دور خیلی جذاب به نظر میرسن /
شخصی که توی دنیای سه بعدی (x, y, z) زندگی میکنه میتونه در یک لحظه تمام اون دنیای دو بعدی رو ببینه و روش کنترل داشته باشه به عبارتی این فرد خدای اون دنیاس و میتونه همه چیز رو تغییر بده. و اون فرد ذهن نا خود آگاه ماست. غلبه بر ذهن نا خود آگاه کار آسونی نیست ما خیلی وقت ها /