وقتی یه دردی داری ، بپذیرش !
این درمان کردنش نیست که با ارزشه ، وجودِ خودِ دردِ که با ارزشه چرا که یادت میندازه یه جا نقص داره ، یه چیزی درست نیست ، تا وقتی از درد کشیدن فرار کنی ، همیشه درد مندی
منم وقتی همسن این بچه بودم، سال ۸۸، بدون اینکه هیچ مشارکتی تو اعتراضات داشته باشم، موقع برگشتن از کلاس زبان به خونه بازداشت شدم.
پنج مرد نرهخر با باتوم و چماق و لوله و شوکر ریختن سرم و اونقدر زدنم که بیهوش شدم. وقتی یکی از مامورها روی زمین میکشیدم تا پرتم کنه توی هایلوکس، با