چه کسی بهای جنگ را میپردازد؟
متاسفانه امروز هم مملکتمان زیر بمباران و حملات هوایی قرار دارد، به ویژه زدن زیرساختهای مملکت. این زیرساختها متعلق به ملت ایران است، متعلق به هیچ نظامی نیست، زدن پلها و زیرساختها منجر به مشکلات بسیار زیادی برای مردم مملکت که البته فکر میکنم هدف هم همین باشد.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#نه_به_جنگ
#نه_به_حمله_بیگانگان
#محکومیت_زدن_زیرساختهای_ایران
انسان؛ صاحب اختیار یا اسیر عادت؟
مهم این است که ما تصمیم گرفتیم که این عنان اختیار دستمان باشد، یعنی خودمان باشیم. آن استقلال وجودیِ ما را هیچ چیزی تحت الشعاع قرار ندهد و ما خود خود خودمان باشیم.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
#نجات_از_اعتیاد
#تشکل_نجات_از_اعتیاد
ما مخالفت خود را از تجاوز بیگانگان در کشور عزیزمان اعلام میداریم و خواهان بریده شدن دست بیگانگان از مرز و بوم این کشور هستیم
این حق ملت ایران است که در اداره امور کشور خود مستقل باشند
#نه_به_حمله_بیگانگان#نه_به_جنگ
هرگونه جنگطلبی و تجاوز بیگانه، تیر خلاص بر امیدِ نسلی است که برای رشد، رفاه و عزت کشورش تلاش میکند. ما خواهان امنیت پایدار و حفظ تمامیت ارضی هستیم.
#نه_به_حمله_بیگانگان#نه_به_جنگ
ایران خانه مشترک تمام ایرانیان است و امنیت آن شرط لازم برای تحقق هرگونه آزادی و رفاه. قاطعانه با هرگونه دخالت، تجاوز و تهدید نظامی خارجی مخالفیم و صلح را فریاد میزنیم.
#نه_به_حمله_بیگانگان#نه_به_جنگ
بیثباتی و جنگ، بهترین بازار برای معاملهگران قدرت و بزرگترین بلا برای رفاه جامعه است. نمیتوان از جنگ کاسبی کرد و ادعای خیرخواهی برای ملت داشت. سرنوشت ایران را اراده مردم مستقل آن میسازد، نه تجاوز و مداخله بیگانگان.
#نه_به_حمله_بیگانگان#نه_به_جنگ
محکومیت جنگافروزی علیه ایران؛
پاسخگویی متجاوزان و مروجان جنگ
اعتبار حقوق بینالملل زمانی معنا پیدا میکند که قانون، بدون تأثیرپذیری از قدرت نظامی، نفوذ سیاسی یا حمایت متحدان، درباره همه حکومتها بهطور یکسان اجرا شود. حمله به زیرساختهای حیاتی، تخریب گسترده محیط زیست و تحمیل جانباختن، آوارگی و بیخانمانی مردم، بسته به ماهیت و گستره آن، میتواند در زمره جنایات جنگی و دیگر جرایم بینالمللی قرار گیرد. افزون بر این، آثار چنین اقداماتی با پایان درگیری خاتمه نمییابد، بلکه پیامدهای آن تا سالها بر سلامت انسان، اکوسیستمها و کیفیت زندگی نسلهای آینده سایه میافکند.
هنگامی که جنگ به ابزاری برای چانهزنی ژئوپلیتیکی، کسب نفوذ، تأمین منافع اقتصادی یا پیشبرد اهداف قدرتطلبانه تبدیل میشود، رنج ملتها نیز به بخشی از محاسبات سیاسی بدل میشود. آمران، عاملان، حامیان و مروجان این تجاوز باید در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو باشند؛ زیرا هیچ منفعت سیاسی یا اقتصادی، مجوز تعرض به مردم، سرزمین و محیط زیست ایران نیست.
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بهویژه مناطق جنوبی کشور و اقدامات جریانها، چهرهها و رسانههایی که با تبلیغ جنگ، توجیه حمله یا دعوت به مداخله بیگانگان، به عادیسازی خشونت کمک کردهاند، بهشدت محکوم است.
#نه_به_حمله_بیگانگان
#نه_به_جنگ
رد مداخله بیگانگان در امور ایران؛
دفاع از حق ملت بر امنیت، استقلال و رفاه
در کشوری برخوردار از منابع عظیم طبیعی و ظرفیتهای گسترده انسانی، تداوم فقر، ناامنی و محرومیت مردم واقعیتی دردناک است. جنگ و مداخله خارجی، این وضعیت را عمیقتر میکند و با گسترش بیثباتی، رکود اقتصادی، توقف فعالیتهای تولیدی، افزایش بیکاری و تشدید فقر، دسترسی مردم به زندگی درخور و امکان توسعه برای نسل امروز و فردا را بیش از پیش محدود میسازد. در چنین شرایطی، برخی بازیگران و جریانها نیز از تحریم، تشدید تنش، نوسانات بازارهای مالی و انرژی و فرایندهای جنگ و آتشبس، منافع سیاسی و اقتصادی کسب میکنند؛ در حالی که پیامدهای انسانی و اجتماعی این بحرانها بر ملتها تحمیل میشود.
حق ملت ایران در اداره مستقل امور، منابع و ثروتهای ملی خود، قابل واگذاری به هیچ قدرت خارجی نیست. حمله نظامی آمریکا و اسرائیل و هرگونه فشار، تحمیل یا مداخلهای که اراده و منافع مردم ایران را نادیده بگیرد، مردود و محکوم است. هیچ منفعت سیاسی، اقتصادی یا ایدئولوژیکی نباید بر جان، امنیت و رفاه ملتها مقدم شمرده شود. تبدیل جنگ به ابزاری برای تحقق منافع قدرتطلبانه، چرخه خشونت و رنج انسانها را تداوم میبخشد.
#نه_به_حمله_بیگانگان
#نه_به_جنگ
محکومیت تجاوز نظامی به ایران؛
تعرض به امنیت، تمامیت ارضی و حقوق ملت
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به سرزمین ایران، تعرضی آشکار به جان انسانها، کشتار سربازان وظیفه در حال خدمت به وطن، تمامیت ارضی، ثروتهای ملی و آینده کشوری است که مردم آن شایسته امنیت، آرامش و زندگی درخور هستند. حمله به بنادر، اسکلهها، پلها و دیگر زیرساختهای حیاتی جنوب ایران، همزمان با گرمای بالای ۵۰ درجه و تداوم قطعی برق، اختلال در خدمات اساسی و فعالیتهای اقتصادی، تورم، بیکاری و بحران معیشتی را تشدید کرده است.
هیچ ادعای سیاسی یا نظامی و هیچ عنوان فریبندهای مانند «حمایت از ملت ایران» نمیتواند چنین تجاوزی را مشروع جلوه دهد. این جنگ، جنگ ملت ایران نیست؛ بلکه محصول سلطهطلبی، زورگویی و رویکردهای قدرتمحوری است که منافع خود را بر حقوق ملتها ترجیح میدهند. از اینرو، تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل و هرگونه حمایت، همراهی، توجیه یا مشروعیتبخشی به این تهاجم را قاطعانه محکوم میکنیم و بر حق ملت ایران برای برخورداری از صلح، استقلال، امنیت و بهرهمندی از ثروتهای ملی خود تأکید داریم.
#نه_به_حمله_بیگانگان
#نه_به_جنگ
اعدام؛ تعرض غیرقابل بازگشت قدرت به حق زندگی؛
ضرورت لغو کامل مجازات اعدام و توقف اجرای تمامی احکام
هر نظام حقوقی، پیش از آنکه با نوع مجازاتهایش شناخته شود، با پاسخی که به یک پرسش اساسی میدهد، تعریف میشود که آیا حیات انسان، حقی ذاتی است یا امتیازی که قدرت میتواند آن را اعطا یا سلب کند؟
پاسخ به این پرسش، مرز میان عدالت و گسترش بیحد اختیار قدرت را مشخص میکند. اگر حق زندگی و حیات، ذاتی و غیرقابل سلب است، هیچ مرجعی، حتی با پشتوانه قانون، نمیتواند خود را مالک پایان آن بداند.
اعدام، در عمل، پذیرش این ادعاست که قدرت میتواند درباره جان و بودن و نبودن انسانها تصمیم بگیرد. چنین اختیاری، فراتر از اجرای قانون و اداره جامعه است؛ زیرا هیچ ساختار سیاسی یا قضایی نباید از جایگاه عدالت و خدمت به انسان عبور کرده و خود را در جایگاهی ببیند که بر اصل وجود او سلطه پیدا کند و فرصت زندگی کردن را از او بگیرد.
مخالفت با اعدام، پیش از آنکه بحثی درباره نوع مجازات باشد، مسئله تعیین حدود اختیارات قدرت است. پرسش اساسی این نیست که یک انسان به چه جرمی متهم شده است؛ پرسش این است که آیا هیچ مرجع سیاسی یا قضایی میتواند اختیار پایان دادن به حیات انسان را برای خود قائل شود؟ هر نظام حقوقی که چنین اختیاری را به رسمیت بشناسد، قدرت را بر اصلیترین حق انسان مقدم کرده است؛ در حالیکه کارکرد حقوق بشر، مهار همین اختیار و حفاظت از انسان در برابر تصمیمهای غیرقابل بازگشت و سهمگین است.
هیچ دستگاه قضایی از احتمال خطا مصون نیست. نقص تحقیقات، اعتراف تحت فشار، شهادت نادرست، اعمال نفوذ سیاسی و امنیتی یا نقض دادرسی عادلانه میتواند به صدور حکمی نادرست بینجامد و اعدام، خطای احتمالی دستگاه قضایی را به واقعهای قطعی و جبرانناپذیر تبدیل میکند.
این مسئله به ویژه درباره افرادی اهمیت دارد که از دسترسی مؤثر به وکیل، دفاع مستقل و امکانات برابر قضایی محروماند. مجازات مرگ در عمل بیش از همه کسانی را تهدید میکند که از حمایت مالی، اجتماعی یا حقوقی کافی برخوردار نیستند یا پرونده آنان تحت تأثیر فشارهای سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک قرار دارد.
در این راستا، صدور یا اجرای حکم اعدام برای نوجوانان و جوانانی که در ارتباط با اعتراضات اجتماعی بازداشت یا محکوم شدهاند، از شدیدترین مصادیق این رویکرد است. طرح این موضوع به معنای پذیرش اتهامات یا مجرم دانستن آنان نیست؛ زیرا در بسیاری از این پروندهها، اصل اتهام، کیفیت رسیدگی، استقلال دادگاه و رعایت حقوق دفاعی با پرسشهای جدی روبروست و هیچ نسلی را نمیتوان پیش از برخورداری از فرصت شناخت، انتخاب و رشد، از آینده محروم ساخت؛ چه رسد به آنکه اعتراض و مطالبهگری، مبنای سلب جان او قرار گیرد.
همچنین عدالت را نمیتوان با حذف انسانها تعریف کرد. عدالت باید در پی کشف حقیقت، پاسخگویی با برگزاری دادگاههای علنی و عادلانه باشد؛ عدالت زمانی معنا پیدا میکند که میان رسیدگی به اتهام و ارزش وجود و حق زندگی یک انسان تمایز قائل شود. حتی اثبات مسئولیت کیفری نیز نمیتواند حقوق انسانی فرد را از میان ببرد. در حالیکه اعدام، امکان رسیدگی دوباره و جبران خطاهای قضایی و برگشت قربانی به این زندگی، را برای همیشه از میان میبرد.
از اینرو، مجازات اعدام، به ویژه در پروندههای مرتبط با اعتراضات اجتماعی، باید به عنوان نقض شدید حقوق اساسی بشر، قاطعانه محکوم شود. هیچ مصلحت سیاسی، امنیتی یا ایدئولوژیک نمیتواند سلب عمدی و غیرقابل بازگشت حیات انسانی را توجیه کند.
بر همین اساس، لغو کامل مجازات اعدام، توقف فوری اجرای همه احکام اعدام، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، ضرورتی انکار ناپذیر برای پاسداری از حقوق بشر، حاکمیت قانون و صیانت از جایگاه انسان است.
#نه_به_اعدام
#حقوق_بشر
#StopExecutionsInIran