انقدر مونده که منم عین خیلیا باز مثل ایوم قدیم چنل تل بزنم 🤏، ولی متأسفانه یادمه سرهمون چنل دیلی کوچیکم چه دارامایی درست شد
کلا بخیالش میشم . حاضرم بچاش برم تیک تاک یا یوتوب رو فتح کنم 😌🤣🚶
در طول روز و حین کار هزار تا ایده خاص و خارقالعاده میان تو ذهنم و از بس نشخوارفکری دارم از یه به بعد محو یا کم رنگ میشن
میخوام از این به بعد یه دفترچه کوچیک مثل زمان دبستان همیشه کنارم باشه و بنویسم
ولی فکر می کنم از یه جایی به بعد مخوصا با شناختی که از خودم دارم این
مقدمات مشکلات و چالش هاش و سربالایی و پایینی های یه فاز دیگه از زندگی من آغاز گردید
امیدوارم به خیر و خوشی بگذره و تهش با وجود تموم خوبی و بدی و سختی و آسانی وایناش آزمون یه یادمان به یادگار بمونه ..
البته رندوم مثلاً بزار اینم بگم که امروز باز بابام به این موضوع اشاره کرد که برعکس بقیه همسن و سالات از همون اوایل نوجوونی تنهایی و هیچ دوست و رفیقی نداری که باهاش مسافرت رف��ه باشی و وقت بگذرونی و اینا /
واقعا برای نعمت خانواده شکرگذارم با این که خیلی چالش ها مخصوصا از بلوغ به این ور باهاشون داشتم که واقعا یه توماره و نمیشه همشو گفت
ولی همیشه حامی و حمایت گرم بودن به اندازه و توان خودشون و از این رو واقعا خوشحالم تا حدود زیادی :))
حالا برای بار هزارم بعد از چندین بار فروپاشی روانی و بگا دادن های روانم باز بلند میشم و با امید یه شروع دوباره پرقدرت تا جایی که از توانم بربیاد هم خودمو خوشحال میکنم هم پدرمو و مادرمو.
با دوستاشون و اینا ، ولی خب چکار کنم که همیشه خجالتی و درونگرا و معذب و آروم و ساکت و مهربون بودم از بچگیم و همین چیزا بلای جونم شد که هم حسرتش رو دل خودم بمونه هم پدر و مادرم/