چه دفترچهای بوده این «دفترچه گذار» و ما نمیدونستیم🫠 یه بخش داره برای سلامت روان که مسئولیتش سپرده شده بوده به فرخ صدیق دیلمی، مسئول تیم سلامت و تندرستی این پروژه.
طنز تلخ روزگار اما اینجاست که ظاهرا خودشون حال خرابی دارند.
امروز خبر بازداشت ایشون در کانادا به اتهامهای آزار جنسی و مداخله جنسی در ارتباط با یک بیمار نوجوانِ زیر سن قانونی در کلینیک خودش منتشر شده. 😖 البته این اتهامها هنوز در دادگاه رسیدگی نشدهاند و نتیجه نهایی پرونده مشخص نیست.
دربارهی «سروان پاسدار مدافع حرم» میگفتند «از کسب مدال طلای تیراندازی المپیک توسط او احساس غرور کن و به سپاهیبودناش کاری نداشته باش!»
حال دربارهی تیمی شامل حامیانِ سپاه میگویند: «از حضور آنان در جام جهانی احساس غرور کن و به حمایت آنها از سپاه کاری نداشته باش!»
در شوروی هم میگفتند «از عظمت کانال دریای سفید احساس غرور کن و به مرگ دهها هزار زندانیِ دگراندیش در جریان احداث کانال نیندیش!»
(نادژدا ماندلشتام، امید بهرغم ناامیدی)
همۀ این توصیهها را میتوان چنین خلاصه کرد: «ارزشهای اخلاقی» را به نفع «شر» نادیده بگیر.
اما «چشمبستن بر آنچه در اطرافتان میگذرد کار آسانی نیست و به تلاش زیادی نیاز دارد. ندیدنِ آنچه در برابر چشمانتان رخ میدهد، صرفاً رفتاری منفعلانه نیست» و «تجاهل به بهای عواقب فاجعهباری برای کل ساختار روانی» تمام میشود.
(نادژدا ماندلشتام، امید بهرغم ناامیدی)
مارتین لوتر کینگ در زمانی به مخالفت با جنگ ویتنام برخاست که هنوز بسیاری از آمریکاییها حامی این جنگ بودند و در نتیجه اعتراض به جنگ، اقدامی «اخلاقی اما نامحبوب» بود و حتی اتهامات سنگین اما بیاساسی نظیر خیانت به وطن را در پی داشت.
دربارهی حمایت از تیم فوتبالی متشکل از حامیان سپاه و رهبر باید همصدا با مارتین لوتر کینگ از خود پرسید:
«غرور میپرسد آیا این کار محبوبیت دارد؟ و وجدان میپرسد آیا این کار درست است؟»
میان «شوونیسم غرورمحور» و «میهندوستیِ وجدانمحور»، تفاوت از زمین تا آسمان است. شگفت نیست که اولی پایافزار و عصای دستِ هر خودکامهای است و دومی بلای جانِ او.
ولادیمیر کارا-مورزا، دگراندیش روس و زندانی سابق رژیم پوتین، میگوید: «هر رژیم خودکامهای خودش را با ملت یکی میگیرد. در چنین دستگاه مختصاتی "وطندوستی" بهمعنای وفاداریِ شخصی نسبت به رژیم است و هر مخالفی "خائن به روسیه" تلقی میشود.»
در آلمان نازی «خائنان» ضدفاشیست بودند و در آفریقای جنوبی کسانی را که با آپارتاید مبارزه میکردند «خائن» میخواندند.
توماس مان، برندهی جایزهی نوبل ادبیات، در بحبوحهی جنگ جهانی دوم خطاب به هموطنانش گفت: «شما باید نکتهای را ثابت کنید که هنوز جهان بهزحمت آن را باور میکند: اینکه ناسیونال سوسیالیسم و آلمان با هم فرق دارند و یکی نیستند.»
به نظر آدام میچنیک، روشنفکر سرشناس لهستانی، میهندوستیِِ حقیقی یعنی اعتراف به خطا و اشتباه هممیهنان و احساس سرافکندگی از ظلم و ستم و بیعدالتیِ هموطنان:
«کسی که از خطاهای لهستانیها شرمسار است، لهستانی است.»
مارک کوهن، نویسندهی بریتانیاییِ لهستانیتبار، در تفسیر سخن میچنیک میگوید که او «وجدان را مبنای هویت میداند… میهندوستی بدون وجدان بیمعناست. میهندوستی اغلب مایهی غرور است؛ غرور مستلزم وجدان است؛ و وجدان احتمالاً متضمن شرم است. اگر تنها احساس غرور مجاز باشد، وطندوستی چیزی جز شوونیسم نیست.»
شگفت نیست که بسیاری از شوونیستهای ایرانی یک دههی قبل چشم بر جنایتهای جمهوری اسلامی در سوریه بسته بودند و قاسم سلیمانی را قهرمان ملی میخواندند!
یولین توویم، شاعر لهستانی، میگفت که از نقض حقوق بشر توسط هممیهنان خود بیش از نقض حقوق بشر به دست غیرلهستانیها برآشفته و شرمنده میشود، و همین امر را گواه راستین لهستانیبودن خود میدانست.
به همین ترتیب، میتوان گفت این واقعیت که یک ایرانی از نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی بیش از نقض حقوق بشر توسط دیگر دولتها آزردهخاطر میشود و از حمایت بعضی از ایرانیان ــ از جمله برخی ورزشکاران ــ از این رژیم احساس شرمندگی میکند، شاهد صادق ایرانیبودن اوست.
سوزان نایمن، فیلسوف نامدار آمریکایی و نویسندهی کتاب «درس گرفتن از آلمانیها»، میگوید:
«به نظرم رابطهی ما با کشورمان مثل رابطهی یک آدم بالغ با پدر و مادرش است. باید به این رابطه سر و سامان دهیم و بگوییم: میتوانم به این بخشهای تاریخ کشورم افتخار کنم و از این بخشها متأسفام و میخواهم با تمام قوا برای جبران مافات بکوشم. به نظرم، وقتی چنین روندی را پشت سر بگذاریم، میتوانیم میهندوستیِ سالمی داشته باشیم.»
به ندای وجدان گوش میدهیم و «میهندوستی وجدانمحور» را برمیگزینیم یا فریفتهی غرور میشویم و به «شوونیسم غرورمحور» دل میبندیم؟
@Haghaie این داره تو آینه با خودش صحبت میکنه یا چی!!! خب تخم سگ تو که خودت یکی از اون رویا فروشا بودی… دو کلمه هم فقط بلدی تو تحلیلات بگی .. بازدارندگی آمریکا.. بازدارندگی رو ازت بگیرن فقط حرف اضافه میمونه تو تحلیلهای تخمیت.. دست پیش میگیرین؟ ریدم دهن تک تکتون…
قهرمان #رضا_عطایی در ۱۹ دی در منطقه طبرسی #مشهد کشته شد
۱۸ دی رضا با دستای خالی اشکآورهای سرکوبگرا رو برمیداره و پرتاب میکنه. دستاش میسوزه ولی ۱۹ دی بازم میره و اینبار با رگبار دوشکا توسط سپاه تروریستی کشته میشه
رضا ۲۲ سال داشت و یک کارگر سادهی اهلِ تربتجام بود...
یادت سبز قهرمان
#کشتار_دی
پخشان عزیزی گفته تا حالا چهار بار حکمش تأیید شده و متوقف نشده. از همهٔ کسانی که علیرغم اختلافات فکری نگرانش بودن، تشکر کرده. پخشان عزیزم، نمیدونم صدامو میشنوی یا نه؟ما هر شب با این امید میخوابیم که صبح بیدار شیم و خبری بخونیم که حکمت شکسته. تمام روز با نگرانی اخبار رو چک میکنیم که مبادا اسمت تو لیست اعدامها باشه. نه اینکه جونت با جون بقیهٔ عزیزایی که اعدام شدن فرقی داشته باشه، نه. فقط چون باهات زندگی کردیم. دوستی نزدیک باهم نداشتیم، از قضا فکر کنم هیچوقت حوصلهٔ حرف زدن با من رو نداشتی و من هم با تو. اما از دور، جزئیات زندگیت آدم رو ول نمیکنه. صدای مویههات برای بابا روناهی هنوز تو گوشمه. اینکه از آدمایی مراقبت میکردی که شرایطشون بهتر از خودت بود، یادم نمیره. نگرانیهات برای تسنیم… همهشون هنوز تو حافظهم جاریه. حافظه بیرحمه پخشان، حافظه سربند سرت رو هم یاد آدم میآره، بعد ترکیبش میکنه با نون پختنت، بعد ترکیبش میکنه با حق حیاتت، بعد میگه مثلاً اگه یه روزی نبودی چی؟ اگه نبودی دنیا سختتر از این میشه برامون. اگه نبودی واقعاً یه چیزی از این دنیا کم میشه. نمیدونم خیلیها اومدن و دیدنت و بعدش فهمیدن چقدر حکم اعدام ظالمانهس. خیلیها نوشتههای پرشنگ رو میخونن و میفهمن ستم حکم اعدام چهها که نمیکنه. گاهی به یادت که میافتم، با خودم میگم: کاش نمیدیدمت… کاش از دور هم نمیدیدمت.
عزیز دلم، تو مثل پرومتهای که آتش رو دزدید و به ما داد؛ حالا خودت در بند شدی. اما آتش تو خاموش نمیشه. امیدوارم حکمت بشکنه، زنجیرهات پاره شود و دوباره برگردی پیش ما. شانا، پرشنگ، الهام و همهٔ ما منتظرتیم. بیا، دنیا بدون تو ناقصه.
#پخشان_عزیزی
گرارش تازه گاردین از بازداشتهای وحشیانه، شکنجه و مرگ در زندانهای ایران
لطفا همرسانی کنید
‘They beat me until I lost consciousness’: growing reports of brutal arrests, torture and deaths in Iran’s prisons
https://t.co/CZCqN9Y2Bq
پسرم معین...
قلب مادر، با همون گلولهای که به قلبت نشوندند، پاره پاره شد
تو فقط یه جوون ساده و عاشق آزادی بودی
نور چشمم
تا صبح کنار بدنت نشستم، یخ زده و خونآلود، التماس میکردم تورو نبرن...
نذاشتم ببرن جونم رو
حالا هر شب با عطر لباسهات خوابم میبره و با صدای خالی خونه بیدار میشم
چطور باید بدون تو نفس بکشم معین؟
💔
#معین_عباسپور
#انقلاب_شیروخورشید
به نام دخترم ریرا
دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد. ریرا و مادرش - همسر عزیزم پریسا- از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که در روز هجدهم دیماه ۱۳۹۸ بر فراز فرودگاه تهران با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.
در تمام تولدهایی که بدون ریرا میآید و میگذرد به لحظاتی فکر میکنم که از ما، از من، او و پریسا، دریغ شد. فرزند من به دست حکومتی جنایتکار به قتل رسیده است اما هر آنکس که فرزند از دست داده است میداند که سالیان آتی به مرور ناتمام تصاویری میگذرد که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نمیگیرد. بسیاری میخواهند بدانند اگر فرزندشان زنده بود اکنون چگونه میخندید، اگر زنده بود چگونه حرف میزد، اگر زنده بود موهایش را میبست یا میگذاشت معوج و سرگردان بر شانههایش بریزد، اگر زنده بود پاییز را بیشتر دوست میداشت یا همچنان بهار را، اگر زنده بود…
برای من همهی اینها بوده است و نبوده است اما آنچه بیش از هر چیز خاطرم را تاریک میکند گفتوگوهاییست که با ریرا از دست دادهام. با تماشای هر غروب، با بیدار شدن ناگزیر هرروزه، با به یاد آوردن برخی کتابها و برخی فیلمها، با تکتک وقایع تلخ و شیرینی که هر روز در دنیا رخ میدهد با خودم میگویم گفتوگوی دیگری با او از من ربوده شده است. پس گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت اگر او بود چگونه فکر میکرد دربارهی مسایل مختلف چه احساسی داشت و اگر او بود… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.
ریرا دوندهی خوبی بود و در یکی از تیمهای فوتبال در شهر ریچموندهیل بازی میکرد. اگر او را زنده میگذاشتند ورزشکار خوبی هم میشد. هر پدری برای تولد شانزده سالگی فرزندش برنامههای کوچک و بزرگی دارد. من نمیتوانم از تعلیق بیپایانِ زندگیام دریارهی ریرا چیز بیشتری بگویم. عناصر این تعلیق در ذهن من مدفون شدهاند اما از دو سال پیش گمان کردم میتوانم به یاد او در روز تولد شانزده سالگیاش در یک ماراتن شرکت کنم. او که نیست اما با دویدن با تصویر او میتوانم به هرکس که این چهره را میبیند بگویم دنیا بدون ریرا دنیای زیبایی نیست. دنیا بدون بچههایی که به ظلم کشته شدند، با موشک، با گلوله، با بمب، فرقی نمیکند، دنیای زیبایی نیست.
فردا صبح در ماراتن اتاوا به یاد دخترم ریرا میدوم و مرارتِ این دو سال تمرین بیوقفه را، رنجش را، انضباطش را، تنهاییاش را، تقدیم میکنم به او که برای من زیباترین دختر جهان بود، هست و خواهد بود. تا زندهام عاملین قتل او را نخواهم بخشید و تا زندهام قتل همسرم پریسا و دخترم ریرا را فراموش نخواهم کرد.
#دادخواهی
هر شب بهت فکر میکنم زن زیبای ناشناس شمارهی ۱۲۷۶۰. به اینکه در لحظهی مرگ و غرق خون اونقدر زیبا بودی؛ کهغریب موندی. به اینکه لابد خواهر عزیز کسی بودی که پیدات نکرد. بیشتر از صد روزه که به بغض شبانه سوگم تو هم راه پیدا کردی، برات توی دلم لالایی میخونم که خوابیدی بیدرد و غصه.
آقای حاجتی عزیز، بنده نه مشروطهخواه هستم و نه جمهوریخواه. خود را چپ یا راست هم نمیشمارم زیرا تحری حقیقت را با اسارت در این اردوگاههای فکری ناسازگار میدانم. میکوشم تا مطابق تعریف مایکل والزر، فیلسوف آمریکایی، در کتاب «مبارزه برای سیاستی آبرومند»، لیبرال باشم، نه در مقام «اسم» و به عنوان هوادار یک نظام فکری به این نام بلکه به عنوان نوعی «صفت».
بنده راست افراطی و چپ افراطی را با «سیاست ارزشمحور» ناسازگار میدانم زیرا هر دو، البته از دو قطب متضاد، بر طبل «سیاست هویتمحور» میکوبند و امکان همبستگی و «وحدت در کثرت» را از میان میبرند.
راستگرایان و چپگرایان میتوانند «میهندوست» باشند. از قضا عنوان کتاب جدیدی که انتشارات دانشگاه استنفورد دربارۀ جورج اورول چاپ کرده «سوسیالیستِ میهندوست» است.
اما راست افراطی و چپ افراطی چنین نیستند؛ اولی به ورطۀ «ناسیونالیسم» میافتد و دومی در قفس «کمونیسم» اسیر میشود. همانطور که کمونیسم به عدالتخواهی کمک نکرده، ناسیونالیسم هم با میهندوستی ارتباطی ندارد و حتی به آن صدمه میزند. میهندوستی و عدالتخواهی فضیلتاند اما ناسیونالیسم و کمونیسم دو ایدئولوژیِ قرن نوزدهمی هستند که با نیازهای دنیای درهمتنیده مغایرند.
میهندوستی مبتنی بر مهر، وجدان، و دیگرپذیری/دوستی است اما ناسیونالیسم متکی بر غرور، برتریطلبی و دیگرستیزی/هراسی.
ان اپلبام، روزنامهنگار و مورخ، مینویسد: «جوهره و عصارۀ ناسیونالیسم عبارت است از نوعی احساس برتری: ما از شما بهتریم. کشور ما از کشور شما بهتر است… ناسیونالیسم با میهندوستی فرق دارد زیرا میهندوستی یعنی میل به فعالیت به نفع هموطنان خود، دفاع از ارزشهای مشترک و بنا نهادن چیزی سودمند…ناسیونالیسم هیچ ربطی به ارزشهای دموکراتیک ندارد: اقتدارگرایان میتوانند ناسیونالیست باشند؛ در واقع، اکثر اقتدارگرایان ناسیونالیستاند. ناسیونالیسم هیچ ربطی به قانونمداری، عدالت یا فرصت ندارد. ناسیونالیسم در اصل نوعی رقابت است، رقابتی زشت و زیانبار.»
به نظر آدام میچنیک، روزنامهنگار لهستانی، میهندوستیِ حقیقی یعنی اعتراف به خطا و اشتباه هممیهنان و احساس سرافکندگی از ظلم و ستم و بیعدالتیِ هموطنان: «کسی که از خطاهای لهستانیها شرمسار است، لهستانی است.»
مارک کوهن، نویسندۀ بریتانیاییِ لهستانیتبار، در تفسیر سخن میچنیک میگوید که او «وجدان را مبنای هویت میداند…میهندوستی بدون وجدان بیمعناست. میهندوستی اغلب مایۀ غرور است؛ غرور مستلزم وجدان است؛ و وجدان احتمالاً متضمن شرم است. اگر تنها احساس غرور مجاز باشد، وطندوستی چیزی جز شوونیسم نیست.» شگفت نیست که بسیاری از ناسیونالیستهای ایرانی تا همین چند سال قبل چشم بر جنایتهای جمهوری اسلامی در سوریه بسته بودند و قاسم سلیمانی را قهرمان ملی میخواندند.
حال میتوان فهمید که چرا یولین توویم، شاعر لهستانی، میگفت که از نقض حقوق بشر به دست هممیهنان خود بیش از نقض حقوق بشر به دست غیرلهستانیها برآشفته میشود، و این امر را گواه راستین لهستانی بودنش میدانست.
میهندوست روادار است و پذیرای کثرت اما ناسیونالیست ناروادار است و وطندوستی را ملک طلقِ خود میداند. درست همانطور که به روایت بیهقی در ماجرای اعدام حسنک وزیر، سلطان محمود به درخواست خلیفۀ عباسی بیوقفه به دنبال دگراندیشان میگشت تا آنان را «قرمطی» بخواند و «بر دار» کشد، امروز نیز ناسیونالیستها بی اعتنا به خِرَد و اخلاق، دگراندیشان را به «خیانت، مزدوری، بیوطنی و تجزیهطلبی» متهم میکنند تا اسباب حذف آنان را فراهم آورند.
یک ایرانیِ میهندوست بهرغم اختلافنظر با دیگر مخالفان ج.ا، هرگز به خود اجازه نمیدهد که چنین اتهامات بیاساسی را به آنان نسبت دهد، اما یک ناسیونالیست به آسانی مرتکب چنین کارهای غیراخلاقیای میشود زیرا رانۀ اصلیِ ناسیونالیست، نه مهر و دوستی بلکه ستیزهجویی و رقابتطلبی است. میهندوستی را باید از قفس ناسیونالیسم آزاد کرد. جانتان خوش باد
The Iranian regime is sentencing a woman to death for participating in the January 2026 anti-government protests in Tehran.
Human rights organizations say that Bita Hemmati will be the first female protester executed in response to the uprising, along with three others.
ج.ا. فهمید که همه شما با گرایشهای سیاسی مختلف دشمنش هستین، ولی دیاسپورا کسخل ایرانی با گرایشهای سیاسی مختلف نفهمیدن که دشمن مشترکشون ج.ا. هست. بازم جای اینکه باهم یک جبه واحد تشکیل بدین.. بشینین هم دیگرو مقصر بدونین یا بگین همه باید بریم پشت سر یک کسخل.
#DigitalBlackOutIran
لیست اسامی افرادی که اموالشان در ایران مصادره شده منتشر شد.
از طرف خودم باید بگویم، مصادره اموال در برابر مصادره وطن چیزی نیست.
فدای سر جاویدنامان وطن و خانوادههایشان.
@ShahinModarres دیگه از اطرافیان پهلوی آیا انتظاری جز هیاتی برخورد کردن با هر موضوعی رو میشه داشت؟!.. این جماعت تو طرز فکر و برخوردشون با مشکلات مو به مو ج.ا. هستن فقط کراوات میزنن.. شلوارم گاهیمواقع میپوشن..
#DigitalBlackOutIran