دیروز داشتم از خونه زیدم میرفتم شرکتی که باید برم مصاحبه، کاملا حاضر بودم ولی دم در دیدم دکمههای شومیزم بازه. گفتم عه دکمههام رو یادم رفته بوده ببندم زیدم گفت آره من دیدم ولی پیش خودم گفتم سگ کی باشم به بهت بگم دکمههای لباستو ببند :))))))
ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم، مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم
واسه این دوره از تاریخ،واسه این نقطه از جغرافیا، حیف بودیم عزیز من.