منم حد و مرز خانوادرو مشخص میکنم همین تو جلسات یاد گرفتم بعد اینا میگن رفتی تراپی که بحث نکنی , گذشت کنی و فلان
انتظار دارند بیان دهنت سرویس کنند ولی چون تو میری تراپی جوابشون ندی 🙂
داشتم سر مامانم داد میزدم که «شما حق نداری بدون اجازه من آدرس خونهام و به فلانی بدی»، آروم گفت «تو این همه تراپی میری که یاد بگیری آروم حرف بزنی و آرامش داشته باشی، نه که سر من داد بزنی برای یه چیز الکی! الانم چیزی نشده!»
متوجه شدین دیگه؟ حد و مرز من الکیه!
@nena_h531 سوپری های محل ما رمز کارتای کل خاندانمون حفظن من یه بار مامان رمز کارتشو عوض کرده بود رمز قبلی میدونستم اقای سوپری محل گفت نه خانم فلانی رمزش عوض کرده اینه زد و با لبخند رضایت از خودکارت داد بهم 😁
دوران غارنشینی طلاییترین دوران زندگی انسان بوده. آتیش روشن میکردن، رو دیوار کسشر میکشیدن، زیاد حرف نمیزدن، هرشب کباب میخوردن و طرف حسابشونم نهایتا گرگی، خرسی چیزی بوده، نه یه سری انسان زبوننفهم خوارکسه.
@1happyandhappy اره ولی مشاورم رو خودم تاثیر داشت اینکه بفهمم دردام کجاست از زندگیم چی میخوام و حتی الان هم تو این وضیعت که خیلی بهم ریختم دارم به روالم ادامه میدم تنش ندارم مدیونشم ولی خب نمیتونم در مقابل اینهمه ترکش بمونم باید حل بشه الانم محیط خونرو ترک کردم برای حفظ ارامش خودم و بچم
حالا چند هفته پیش این مرد گفت ادم بخواد طلاقم بگیره باید شرایط بچش در نظر بگیره و ببینه با کی بهتر میمومه و رشد سالم تری داره .
ولی من کیدونم این مرد سر بچه شاید من اذیت نکنه ولی خانوادش قطعا اذیتم میکنند .
من از سه شنبه دوباره برگشتم خونه بابام
دررابطه بااین توییت نکته ای وجوددارد
قطعاادبیات ایشان راتاییدنمی کنم اماگاهی عریانی حقیقت آنقدرتلخ وگزنده است که نمیخواهیم بپذیریم.به عنوان درمانگری که سالها دراتاق درمان بازوج های زیادی صحبت کرده باید بگویم این مورد فقط به مادر و پسر مربوط نمیشود، پدرانی که به دلیل رفتارهای
کوکوریا، بازیکن اسپانیا،توی مصاحبهاش گفت خیلیها به خاطر موهاش مسخرهاش میکنن.
بعد با بغض گفت:
«اما پسرم اوتیسم داره... و تنها راهی که میتونه منو توی زمین پیدا کنه، موهامه.»
😭😭
بعضی چیزهایی که ما به چشمِ «عجیب بودن» میبینیم، برای یه نفر، نشونهی امنِ تمام دنیاست.