Fight against the Taliban terrorist militia by any means and tools available
Member of the Green Trend of Afghanistan.
به توکل خدای لایزال - تا روز پیروزی.
🔴 خبر اختصاصی | ۴ میزان
یک سند رسمی از وزارت نامشروع دفاع طالبان نشان میدهد که در پی یک درگیری در ولایت نورستان، شماری از نیروهای نظامی کشته و زخمی شدهاند.
بر اساس این سند، ۸ تن از نیروهای نظامی کشته، ۱۵ تن زخمی و ۲ تن ناپدید شدهاند.
همچنین در این مکتوب آمده است که از طرف مقابل ۲ تن کشته، ۲ تن زخمی و ۶ تن به نیروهای رژیم تسلیم شدهاند.
در سند تأکید شده است که هنگام تنظیم گزارش، درگیری همچنان ادامه داشته و برای رسیدگی به زخمیها و انتقال نیروها، به مسئولان مربوط هدایت داده شده است.
📌 تاریخ انتشار: ۴ میزان ۱۴۰۵
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
"The challenge liberation forces as you call them the anti-Taliban, have created is real but the bombs they have used so far are not loud enough"
https://t.co/h6PZUWEWVx
A clarification on the 20-year NATO and U.S. military presence in Afghanistan:
First, our fight against the Taliban has nothing to do with whether foreign forces were present or whether they withdrew. We were fighting them before (9/11) they arrived. We were still fighting them after they left August 2021. In fact, their intervention disrupted an indigenous struggle and overlaid it with slogans and political frameworks that had little to do with Afghan realities. Second, yes, they stayed for 20 years with one publicly stated objective: to defeat the Taliban. That objective proved false and a lie. Instead of defeating the Taliban, they ultimately empowered them through the shameful Doha deal. So please do not hold those 20 years up as proof of Western sacrifice that Afghans somehow failed to honor. The reasons they empowered the Taliban are contained in the secret annexes of the Doha deal. If those annexes are not shameful, and if they do not amount to a deal made over the heads of the Afghan people, they should be made public.
محترم امرالله صالح :
وقتی از وحدت ملی صحبت میکنیم باید هدفمان انسجام همهٔ نیروهایی باشد که میخواهند کشور از این وضعیت عبور کند و عبور از این بحران و فاجعه بدون سرنگونی گروه طالبان معنای عمیق و تحولآفرین نخواهد داشت و انشاالله مردم ما به این هدف ملی و مقدس دستیاب خواهند گردید.
افغانستان هست و وجود خواهد داشت. اما فعلا حاکمیت ملی وجود ندارد. قانون ملی وجود ندارد. پرچم ملی را گروه طالبان لغو کرده است. شورای ملی وجود ندارد. در ضمن، این همه آفات گروه طالبان کاربرد کلمهٔ ملی را نیز در همهٔ امور خود ملغی کردهاند. پس وقتی از وحدت ملی صحبت میکنیم، باید هدفمان انسجام همهٔ نیروهایی باشد که میخواهند کشور از این وضعیت عبور کند؛ و عبور از این بحران و فاجعه بدون سرنگونی گروه طالبان معنای عمیق و تحولآفرین نخواهد داشت. و انشاالله مردم ما به این هدف ملی و مقدس دستیاب خواهند گردید.
ما قبلا از ممانعت ملاقات سفیر جاپان توسط استخبارات طالبان خبر داده بودیم، حالا معلوم میشود که مشکل طالبان با حامد کرزی، رئیس جمهور اسبق که در حالت شبح حبس خانگی بسر میبرد، بزرگتر و جدی تر شده و حتی با بزرگان قومی و مردمی اجازه ملاقات ندارد.
یک پروندهٔ استخباراتی در امنیت ملی؛روایت پیوند #القاعده با جنبش اسلامی #ترکستان شرقی
در سال ۲۰۱۸، ریاست امنیت ملی افغانستان در یک عملیات استخباراتی، عبدالله منصور، معروف به «انصاری» یا «معصوم»، معاون رهبر جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، را در مسیر پاکستان به افغانستان بازداشت کرد. این بازداشت، زنجیرهای از رویداد ها را به حرکت درآورد که پرده از یکی از جنبه های کمتر شناخته شدهٔ روابط القاعده با گروههای همسو برداشت.
مأموریت ابوذر #البرمی برای آزاد سازی #انصاری
اندکی پس از بازداشت انصاری، ابوذر البُرمی یکی از چهرههای ارشد رهبری القاعده و مسئول هماهنگی روابط این سازمان با گروه هایی چون جنبش اسلامی ازبکستان (#IMU)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (#ETIM) و تحریک طالبان پاکستان (#TTP), از طریق یک واسطه با ریاست امنیت ملی افغانستان تماس گرفت. او در ظاهر همکاری استخباراتی و تبادل اطلاعات را پیشنهاد میداد، اما هدف واقعیاش زمینه سازی برای آزادی عبدالله منصور بود.
برای اثبات جدیت این پیشنهاد، البُرمی حتی خطر سفر از کراچی به افغانستان را پذیرفت و شخصاً در چند نشست با مقام های امنیت ملی شرکت کرد. اما با ادامهٔ این نشست ها، امنیت ملی افغانستان به انگیزهٔ اصلی او پی برد: آنچه در قالب همکاری اطلاعاتی مطرح میشد، در واقع پوششی برای رهاسازی یک فرمانده بازداشت شده بود.
چرا یک چهرهٔ کلیدی #القاعده چنین خطری را پذیرفت؟
پاسخ را باید در ساختار شبکهٔ القاعده جستجو کرد. از دید القاعده، گروه هایی مانند حزب اسلامی ترکستان شرقی و تحریک طالبان پاکستان صرفاً متحدان ایدئولوژیک نیستند، بلکه بخشی از ظرفیت عملیاتی و بال نظامی این شبکه بهشمار میروند. پیشینهٔ روابط ابوذر البُرمی با جریان های آسیای مرکزی نیز نشان میدهد که این پیوند ها فراتر از همکاری تبلیغاتی یا ایدئولوژیک، ماهیتی عملیاتی و ساختاری دارند.
#حفاظت رهبران این گروه ها توسط القاعده
شبکهٔ القاعده حفظ چهره های کلیدی گروه های همسو را بخشی از مسئولیت خود میداند و در افغانستان، مکانیزم های مشخصی برای ضدِ ردیابی و حفاظت از این رهبران با تجربه وزیرستان و ورود افراد مسلکی و با تجربه در این بخش به کار میگیرد. نمونهٔ گویای این کارآمدی را میتوان در ناکامی #پاکستان طی پنج سال گذشته دید. با وجود موج حملات پیاپی، اسلام آباد نتوانسته حتی یک رهبر کلیدی تحریک طالبان پاکستان را از میان بردارد.
برای سازمانی مانند القاعده، از دست دادن یک چهرهٔ برجسته در گروههای وابسته، تنها از دست دادن یک فرد نیست؛ بلکه تهدیدی است برای انسجام پیوندها و کارایی عملیاتی کل شبکه.
#نتیجهگیری
مأموریت ابوذر البُرمی در نهایت به شکست انجامید، اما همین تلاش ناکام، حقیقتی مهم دربارهٔ ماهیت رابطهٔ القاعده با شبکهٔ گروههای همسو را آشکار کرد: القاعده در موقعیت های حساس، حاضر است حتی چهره های ارشد خود را وارد مأموریت های پر مخاطره کند تا از رهبران گروه های همسو یا وابسته محافظت کند.
این واقعیت نشان میدهد که القاعده این گروهها را بشمول #طالبان بال نظامی خود در منطقه، و حفاظت از آنها را مسوولیت خود میداند. و ساختار خود را بر همین مبنا سازماندهی میکند.
@AmrullahSaleh2 exactly. Pakistan wants Afghanistan to face trouble yet it doesn't want the Taliban to suffer any headaches. This is evident from the fact that they do not target the Taliban leadership
🎥 گوشهای از سخنان محترم امرالله صالح، رئیس روند سبز افغانستان-رسا، درباره ادبیات سیاسی طالبان؛ گفتمانی آمیخته با انحصار، حذف و تحمیل که چهره واقعی سیاستورزی این گروه را آشکار میکند.
وقتی زبان سیاست به ابزار سرکوب و حذف مردم تبدیل شود، دیگر سخن از «گفتمان» نیست؛ سخن از تحمیل اراده بر یک ملت است.
آمبولانس در خدمت قاچاق مواد مخدر:
نتیجهٔ سلطۀ نامشروع و فاقد شعور گروه طالبان بر وزارت صحت عامهٔ افغانستان را در تصاویر نگاه کنید . وقتی کمکهای بهاصطلاح بشردوستانه بدون نظارت و در نبود مطبوعات و جامعهٔ مدنی در دسترس طالبان قرار گیرد، نتیجهاش همین میشود که در تصاویر میبینید. این آمبولانس مربوط شفاخانهٔ مرکزی ولایت تخار می شود و از آن بصورت منظم در قاچاق مواد مخدر استفاده میگردد.
ترجمه گزارش تحقیقی از روسی به فارسی
======================
رسوایی خانوادگی، رقابت میان «ملاهای سرسخت» را تشدید می کند
رقابت میان «حقانیها» و «قندهاریها» بر اثر رسوایی مرتبط با یکی از بستگان وزیرداخله طالبان تشدید شده است.
نویسنده: آندری نیکولایویچ سرینکو
تحلیلگر سیاسی و خبرنگار ویژه «NG»
یکی از رهبران طالبان، سراج الدین حقانی، وزیر داخله، تلاش دارد یک رسوایی خانوادگی را مهار کند، رسواییای که میتواند آینده سیاسی شخصی او را تهدید کند. یکی از بستگان نزدیک حقانی به شاخه داعش خراسان شعبه افغانستان پیوسته است و این موضوع، وزیر قدرتمند داخله طالبان را در برابر حملات رقبای داخلی در میان «ملاهای سرسخت» این رژیم آسیب پذیر میسازد. این «ارتباط با خلافت» در خانواده گسترده حقانی میتواند برای سراج الدین در تماس هایش با امریکا، که به آن کشور پیشنهاد همکاری در مبارزه با تروریسم، به ویژه داعش، داده است، مشکلاتی ایجاد کند.
سراج الدین حقانی، وزیر داخله طالبان و رهبر شبکه حقانی ــ بزرگترین گروه جهادی مسلح در داخل طالبان ــ چندین ماه است که نتوانسته با آرامش خاطر به سر ببرد. افزون بر مسئولیتهای پیچیده اداری، او باید با «مشکل مسلم» نیز مقابله کند؛ پسرکاکایش که با گروه تروریستی «ولایت خراسان»، شاخه داعش شعبه افغانستان، که در روسیه ممنوع است، بیعت کرده است. داستان مسلم حقانی از اواخر سال ۲۰۲۵ بهشدت محرمانه نگه داشته شده و حتی اکنون نیز جزئیات آن تنها برای حلقه بسیار محدودی از افراد نزدیک به سراجالدین حقانی و همچنین رهبری ارشد ریاست عمومی استخبارات طالبان (GDI) معلوم است.
در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و اوایل جنوری ۲۰۲۶، طالبان اطلاعات نگرانکنندهای درباره افزایش فعالیتهای مسلم حقانی در داخل «ولایت خراسان» دریافت کردند. یک منبع استخباراتی طالبان این اطلاعات را به واحد موسوم به مبارزه با تروریسم ریاست عمومی استخبارات طالبان منتقل کرد و این واحد نیز بلافاصله موضوع را به ملا تاجمیر جواد، معاون اول ریاست عمومی استخبارات و مسئول امور عملیاتی، گزارش داد. ملا جواد، که از نزدیکان سراجالدین حقانی است، دستور کوتاه و محرمانهای به شماری از واحدهای استخبارات صادر کرد و از آنان خواست موضوع «پرونده مسلم» را بهگونه جدی و فعالانه پیگیری کنند.
درباره خود مسلم حقانی اطلاعات اندکی وجود دارد. منابع معدودی که از این موضوع اطلاع دارند، او را «پسرکاکا» سراجالدین حقانی میدانند و میگویند که مسلم به دلیل تمایل و همدلی با داعش، مدتی در حبس خانگی نگهداری میشد. سراجالدین شخصاً او را تحت کنترل داشت و بهدرستی نگران بود که مسلم در صورت آزادی بتواند مشکلات قابلتوجهی برای او ایجاد کند؛ بهویژه از طریق مرتبط ساختن علنی خانواده حقانی با پروژه داعش. این موضوع بهخصوص از آن جهت اهمیت دارد که گروه «حقانیها» از مدتها پیش با چنین ارتباطاتی مظنون دانسته شده است. سراجالدین حقانی نمیخواست برای رقبای خود در «جناح قندهاری» طالبان اهرم بیشتری برای انتقاد از او فراهم شود؛ از اینرو ترجیح میداد خویشاوند خود را بدون ثبت رسمی بازداشت، در حبس نگه دارد. این نوع برخورد در میان طالبان، که امتیازات قبیلهای و شخصی در آن نقش پررنگی دارد، نسبتاً معمول است.
با این حال، مسلم حقانی پس از چند ماه حبس خانوادگی، بهگونهای موفق شد از کنترل خویشاوند بانفوذ خود فرار کند. ظاهراً فرار او نیز در اسناد رسمی امنیتی طالبان ثبت نشده است. از اینرو، گزارش زمستانی یک منبع اولیه درباره افزایش فعالیت مسلم در صفوف شاخه داعش و دستور بعدی ملا تاجمیر جواد برای آغاز تحقیقات ریاست عمومی استخبارات درباره این رویداد، در میان برخی واحدهای استخبارات طالبان موجب نگرانی جدی شد. بر اساس اطلاعات مورد اشاره در این گزارش، طالبان بهشدت نگران بودند که یک حمله بزرگ تروریستی داعش با مسلم حقانی بهعنوان سازماندهنده اصلی آن مرتبط باشد.
اسناد استخباراتی تازه بهدستآمده طالبان ادعا میکنند که «ولایت خراسان» قصد داشته است از پسرکاکای سراجالدین حقانی بهعنوان طعمهای برای جذب اعضای ناراضی طالبان استفاده کند. داعش همچنین استفاده تبلیغاتی از مسلم حقانی را در نظر داشته است تا نبود وحدت در داخل جنبش و در رهبری رژیم طالبان را به نمایش بگذارد.
بر اساس ارزیابی استخبارات طالبان، ممکن بود از مسلم حقانی در «ولایت خراسان» بهعنوان یک استدلال قدرتمند دیگر برای تقویت روایت فزایندهای استفاده شود که طالبان کنونی افغانستان را «دستنشانده امریکا» معرفی میکند: «پسرکاکا» سراجالدین حقانی که با مشاهده انحراف ایدئولوژیک طالبان، به داعش پیوسته است. این نگرانیها در اظهارات محرمانه واحدهای مختلف استخبارات نیز بازتاب یافته است؛ واحدهایی که، در ضمن، بهشدت از اصل دسترسی تفکیکشده به اطلاعات پیروی میکنند و آگاهی واحدهای استخباراتی را که بهطور مشخص از سوی ملا جواد اجازه دریافت اطلاعات ندارند، محدود میسازند.
اسناد استخباراتی طالبان همچنین ادعا میکنند که کشورهای خارجی مخالف «امارت اسلامی» طالبان ممکن است برای حمایت از برنامه ضدطالبانی مسلم حقانی، «وعدههای اغراقآمیز و دروغین» به او داده باشند. بهطور مشخص، بر اساس ادعای استخبارات طالبان، فرستادگان این کشورها مسلم حقانی را متقاعد میکنند که توانایی تشکیل یک نیروی چند هزار نفری و آغاز یک مبارزه مسلحانه موفق برای کسب قدرت در افغانستان را دارد. این «کشور متخاصم» بهوضوح پاکستان دانسته شده است.
منابع آگاه از وضعیت میگویند که «مسئله مسلم» برای سراجالدین حقانی بسیار حساس است. بهطور مشخص، او بهشدت نگران است که یک حمله بزرگ تروریستی داعش که به نام مسلم حقانی انجام شود، روایت ضدطالبانی مبنی بر نبود مرز روشن میان «شبکه حقانی» و «ولایت خراسان» را بهشدت تقویت کند. یکی از منابع گفته است: «در آن صورت، درخواستهای اخیر سراجالدین حقانی از امریکا برای همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم، بهشدت زیر سؤال خواهد رفت و اعتبار خود سراج خلیفه نیز آسیب جدی خواهد دید.» این منبع تأکید کرده است که چنین رویدادی ضربه سنگینی به وجهه او بهعنوان رهبر «شبکه حقانی» نیز وارد خواهد کرد. در نهایت، این مسئله میتواند اقتدار سراجالدین حقانی را در میان گروه اصلی حامیان او، یعنی قبایل پشتون غلجایی در جنوب، بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
«عامل مسلم حقانی» در حال تبدیلشدن به یکی از عناصر مهم در روند سیاسی کنونی افغانستان است. برای سراجالدین حقانی، این موضوع به یک آزمون خطرناک تبدیل شده است؛ آزمونی که وزیر داخله طالبان هنوز از آن سربلند بیرون نیامده است. بدون شک، رسوایی خانوادگی حقانی در رقابت قدرت میان جناحهای اصلی رقیب در رژیم «ملاهای سرسخت» ــ یعنی «حقانیها» و «قندهاریها» ــ مورد استفاده قرار خواهد گرفت. تشدید این رقابت نیز به نوبه خود بحران موجود در ساختار قدرت و نظام حکمرانی طالبان را که از تابستان گذشته تشدید شده و همچنان در حال افزایش است، عمیقتر خواهد کرد.
https://t.co/lQfsKZZcUY
The meaning of a “precision strike”:
At 03:30 on 21 September 2026, the Pakistan Air Force bombed Patman village in Noragal District of Kunar. The bombs fell on the house of Noor Mohammad, also known as Mohammad Azam. He, his wife, and his 14-year-old daughter were all massacred. In and around this area there are plenty of TTP operating bases, but Noor Mohammad was a simple native villager with no affiliation to anyone. If this is what Pakistan calls a precision strike, I wonder what a non-precision strike is.
I am sure Pakistan knows the exact locations of key Taliban leaders. They are all safe and walking. It has been a year since the Pakistan Air Force started these strikes—each one is called a precision strike. But Pakistan has failed to provide the profile of a single TTP leader killed in these dumb attacks. These so-called precision strikes would be better called pre-censored.