بعضی روزها فکر میکنم خب دستکم کمی هگل میفهمم و درجا جملهی اپیکتت میاد توی ذهنم که:
«هنگامی که کسی به خود میبالد که میتواند نوشتههای کریسیپوس را بفهمد و تفسیر کند، با خود بگو: اگر کریسیپوس مبهم ننوشته بود، این شخص چیزی برای افتخار کردن نداشت.»
@settaysh 😂کنایهی هگلی میاندای؟
„Es ist die gewöhnlichste Selbsttäuschung wie Täuschung anderer, beim Erkennen etwas als bekannt vorauszusetzen und es sich ebenso gefallen zu lassen…“
یعنی وقتی ما نبودیم! برای بمبهایی که بر سر ما ریختند رفتید رقصیدید و تشکر کردید! بر این ویرانی و کشتار کف زدید؟ ای رقصندههای لئیم بر گورهای ما، که بوی خون و باروت مستتان میکند. خاک این وطن و گور کشتهشدگان بر سر و روی سیاه و زندگی نکبتتان در آوارگی...
به آدمهایی که توی ایستگاه مترو به این فکر میکنن که کدوم سمت وایسن که ایستگاه مقصد راه کمتری برن، بیاعتمادم. دغدغهت چیه؟ دنبال چی هستی؟ از کجا اومدی که به این فکر میکنی؟!