۱-میخوام یه خاطره از چند وقت پیشم بنویسم
چون طولانیه حوصله شو ندارم
امروز عصر که داشتم میخوابیدم یهویی خاطره اون روز مث فیلم ازجلوی چشمم گذشت :
یکی از روزایی بود که اینترنت قطع بود
شبکه های بانکی قطع بود
کلا اوضاعی داشتیم
تو خیابون داشتم میرفتم طرف خونه که دیدم ای دل غافل!
۱۹- پرسیدم : شغلشون چیه؟ گفت : گفتند معلم بازنشسته ن. گفتم : چه خوب. خدا رو شکر وضعشون خوبه. تو بازنشستگی اینجوری زندگی می کنن. منم بابا مامانم معلم بازنشسته ن. اونا هم خدا رو شکر وضعشون بد نیست ولی اینا مشخصه که مرفهن ماشالله. گفت : همه این خونه زندگی رو دخترشوت درست کرده
۱-میخوام یه خاطره از چند وقت پیشم بنویسم
چون طولانیه حوصله شو ندارم
امروز عصر که داشتم میخوابیدم یهویی خاطره اون روز مث فیلم ازجلوی چشمم گذشت :
یکی از روزایی بود که اینترنت قطع بود
شبکه های بانکی قطع بود
کلا اوضاعی داشتیم
تو خیابون داشتم میرفتم طرف خونه که دیدم ای دل غافل!