هیچکس با این سوگ شوخی نکرد هیچکس
ما در جنگ ،در کرونا ،در گرانی ،در تحریم، در هر حالتی شوخ بودیم اما لبخند برای همیشه از این سرزمین رخت بر بست
لبخند امروز در سرزمین من جرمیست که هرکس خودش را پیش از دیگری مجازات میکند.
این است مرثیه سوگواران.
اگر ایران بجز ویرانسرا نیست/من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است/من این افسانهها را دوست دارم
نوای نای ما گر جانگداز است/من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست/من این آب و هوا را دوست دارم
ايران براى من
بشريت به صليب كشيده شده است
زنى زيبا
كه سرود آزادی را میخواند
و آنها گلويش وا شكافتهاند
ايران براى من
رنگینکمانیست
كه نور را خواهد آورد
پس از طوفان و رعد
ايران براى من زخمیست باز
او مادرم است، مُرده بر تخت
كودكىِ به خاك و خون كشیدهام
او كابوس است و اميد
نكرانى و بيدارى
ايران براى من يتيمیست آواره
زنى كه هر شب ديوى پير او را میدرد
زنى بهدام افتاده
كه حرمتش را ريختهاند و
به اجبار به مردى دادهاند