پریشب توی پارک که نشسته بودم، یک خانمی کنارم دست پسربچهاش رو گرفت و بهش گفت:«باید وقتی که دوستات میخوان برن، بهشون اجازه بدی برن. نباید گریه کنی یا شونههات رو شل کنی. باید بری و دوستهای جدید پیدا کنی.»
اقا من تا خودکشی ذره خیلی کوچیکی فاصله دارم دیگه نمیکشم
دارویی که با بیمه قبل میگرفتم با هزینه بیمارستانش میشد ۵ میلیون ( هر دوماه باید بزنم ) امروز آزادش شده ۱۳۲ میلیون و با بیمه ۵۳ میلیون الان من چه خاکی تو سرم بریزم ؟
ناموسا چه گوهی بخورم روم نمیشه تو چهره مادر پدرم نگاه کنم