قطره های خون قلبم هیچی نگه... پتوم رو دور نندازین،پتوم به جای همه شما گرم ترین بغل دنیا رو به من میداد... کبوتر سفید پشت پنجره نوک میزنه به شیشه،حواسمو پرت میکنه،میگه وقت رفتنه؛راست میگه.. وقتشه پرواز کنم اسمون برای من جای بهتریه.
"سلام مامان خوبی؟میدونم که نیستی توهم مثل من ناراحتی اما خیالت راحت قراره دیگه نباشی الان که اینو میشنوی حالت خوبه چون من دیگه نیستم رفتم اره.... رفتم. چمدون جمع نکردم لباسام مثل همیشه پخشه همه ور اتاق دفترام نامنظم پخشو پلا ان رو میزو تو کشو ها تختم نا مرتبه عجیب نیست؟/۱
ولی نمیخوام فراموش شم،دوست دارم منو با این جمله به یاد بیاری:"من پژمردم،بدون اینکه بفهمین.من غرق شدم،قبل اینکه دستمو بگیرین،من ته یه چای سیاه نشسته بودم،بدون اینکه واسم طناب بندازین.بعد من حالمو از بالش زیر سرم بپرسین،اشکامو پاک میکرد:) به سقف اتاقم بگین از چکیدن/۴