در تاریخ خواهند نوشت در روزی که نفت صعودی بود، نفت مربان در یک روز ۷ درصد رشد کرده به ۱۲۱ دلار رسیده بود و نفت برنت نیز ۳ درصد رشد کرده به ۱۰۷ دلار رسیده بود، آنهم به دلیل رد شدن پروپوزال ایران توسط ترامپ و نگرانی بازارها از ادامه یافتن اختلال در روند جابجایی در تنگه هرمز، و رسانه ها از تاثیر مخرب جنگ ایران و تنگه هرمز بر بازار اوراق قرضه آمریکا سخن میگفتند، و بازدهی اوراق ده ساله رکورد دو دهه ای را شکسته بود، عده ای در حال جا انداختن "تنگه هرمز=برگسوخته" بودند تا زمینه برای تعلیق دو دهه ای صنعت هسته ای کشور در برابر "رفع تحریمها" فراهمشود، آنهم در معامله با ترامپی که دوبار در میانه مذاکرات، میز مذاکره را بمباران کرده و بارها ایران را به بمباران اتمی تهدید کرده است و اساسا معلوم نیست که به قولی که در مورد رفع تحریمها به ایران میدهد وفادار باشد.
پ.ن.: وقتی برای بالا نرفتن تنش، تعمدا از خرجهای پایین انفجاری در حمله به کشتیها استفاده کنید تا مبادا ملوانی بمیرد و یا نفت به دریا بریزد و محیط زیست آلوده شود و امارات و عمان و ... ناراحت شوند، ملوان تا خرخره تطمیع شده با کشتی اسقاطی هر طور شده خود را به آنسوی تنگه میرساند. این مماشات بیجا بهای بسیار سنگینی دارد که حداقل آن جا افتادن گزاره ناتونی ایران در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و به هم خوردن موازنه مذاکرات به نفع ترامپ است، اما بعید نیست که تاوان این اشتباه با ریخته شدن خون کثیری از هممیهنان ما پرداخت شود.
۱/
انتشار برخی تفاسیر و نقل قولهای خلاف واقع از سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره موضوع حمل و نقل هوایی، موجب طرح سوالات و ابهاماتی گردیده است که بدین وسیله اعلام میدارد:
If the economic war continues, not a single drop of oil will be exported٫ neither through the Strait of Hormuz nor from anywhere in the Persian Gulf. Iran will regard any country’s participation in or support for America’s economic war against the Iranian people as an act of war.
ای قتیل مظلوم سرافراز! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق شما را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بشارات و وعدههای الهی دل ببندیم.
با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پلهای راه آهن در دو منطقه آق قلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟
ضربه به پل آق قلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلامآباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کوریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کوریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟
پیشتر گفتیم که مساله تنگه هرمز و کوریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مساله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کوریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر آمریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بشدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.
واشنگتن با ذهنیت "کوریدور در برابر کوریدور" (چشم در برابر چشم) به آق قلا حمله کرد، و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینه ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، اینکار را صورت داده است.
به زعم آمریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کوریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبل علی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد.
ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه می ریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد.
ایران تا زمانیکه نگاه "نظممحور" به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و "بازی بزرگ" ابرقدرتها را درک نکند، برغم داشتن ظرفیتها و دستاوردهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها و جنگ بلندمدت نظم منطقه ای بازنده خواهد بود.
نکاتی که مقارن با آغاز محاصره دریایی عرض شد: "طرف مقابل تلاش میکند به تدریج آتش بس را به ابزار قدرت خود مبدل و با اقداماتی چون محاصره دریایی و جنگ رسانه ای، شکافهای داخلی ایران را مجددا فعال و زمینه را برای تحرکات موساد فراهم کند." امروز و بعد از گذشت ۵۰ روز قاطعانه میتوان گفت که سرویسهای اطلاعاتی متخاصم با سوء استفاده از تعلیق و شرطی شدن جامعه ایران به اخبار مذاکرات فرسایشی، از تمام موضوعات محل اختلاف و ابزارهای خود جهت شکاف افکنی و نابودی "اتحاد حول پرچم" و در نهایت فعالسازی گسلها استفاده میکنند، تا در نهایت زمینه برای امتیازدهی کنترل نشده و بیسابقه ایران فراهم شود.
و باز تکرار میکنیم "یک وضعیت بینابینی بدون ابتکار عمل بدترین چیز برای ایران و زمینه ساز شکاف در کشور است و تحرکات ایران در میدان (چه در جنگ و چه زیر استانه جنگ) و دیپلماسی باید مستظهر به ابتکارات متعدد و بروزی باشد که در نهایت منجر به چشم اندازی پایدار برای امنیت و توسعه کشور شود."
پارادوكس آمريكا: اگر مانع خريد بنزين توسط ژاپن نشود، قيمت بنزين داخل آمريكا باز هم بالاتر مى رود. اگر مانع شود، كنترل بهره ين از دست مى رود.( بعد از ان همه برنامه بسنت براى تقويت ين)