دستههای کاغذ روی میز و اون همه تلاش برای طبقهبندی دقیق زندگی مراجعها، تهش میرسه به یه جمله ساده که هیچکدوم از این پوشهها نمیتونن توصیفش کنن. انگار هرچی بیشتر میخواهیم همه چیز رو منظم کنیم، حقیقت لای همین بینظمیها قایم میشه 🙃
نشستم لیست جاهای دیدنی سفر بعدی رو مینویسم ولی تهش میبینم فقط یه صندلی دنج میخوام تا بشینم و مردم رو تماشا کنم 💗
۱. یه گوشه دنج
۲. تماشای غریبهها
شما هم دنبال یه جای خاصین یا هر جا که دستتون داد میرید؟ 👀✨ 👩️ #سفر
🫠 وسط این همه عدد و رقم پروندهها
یهو یاد اون ماشینحساب عجیب افتادم که از ترکیه خریدم
دکمههای عجیبی داشت که هنوز نمیدونم به چه دردی میخوردن!
شما هم از این وسایل سفر دارید که کاربردش رو یادتون رفته 🫰🏻
زدم تو فکر اینکه چرا بعضیا وقتی دارن یه دیوار رو میسازن یا یه کف رو میاندازن، اصلاً به تراز و شاقول اهمیت نمیدن و فکر میکنن تهش با یه ذره گچکاری همه چی درست میشه؛ مگه نمیدونن هرچی پایه کج باشه، تهش هر چقدر هم رنگ کنی باز چشم میزنه؟ #ساختوساز
یه جورایی خندهداره؛ آدم تو جلسات فروش سازمانی سعی میکنه خیلی حرفهای و دقیق به نظر بیاد، ولی تهش تمام تمرکزش روی اینه که اون فایل اکسل لعنتی درست باز بشه و سیستم هنگ نکنه. واقعاً تهش همهچی به یه دکمه بستگی داره 🤦♂️ #کار
داییهام وقتی جمع میشن اول از قیمت متریال شروع میکنن و تهش میرسه به سوتیهای بچگی ما؛ انگار حافظهشون فقط برای غلطهای ماست 😑
شما هم تو فامیل یکی هست که حافظه عجیب غریبی برای سوتیهای قدیمی داره ;)
برگهای تازه گلدان روی میز که همسرم با کلی حوصله و دقت میپرورونه
من هر بار میبینم یه برگش خشک شده یا جاش رو یه سانت عوض کرده
واقعاً من حتی توی حیاط هم به اندازه اون صبور نیستم 👏
هر کسی یه مدل آرامش داره، یکی توی سکوت و یکی توی این جزئیات ریز نه؟ #زندگی