دوستانی که منو میخونین از اینجا، میخوام یه کانال تلگرام بزنم توش بنویسم و محتواهایی که دوس دارم رو شیر کنم. چون قراره اونجا یه پرده به خودم نزدیکتر باشه همچی، اگه حس میکنین اونقد فضای فکری مشترکی نداریم با هم، لطفا درخواست لینک ندین.
@AttendSlayer@Kimyfarrahfowlr خب اگه نتونه منتقل کنه چی؟ بنظر باید با پیشفرض حرف تو محیط ایده آلی (قطعا غیر ایران) هم باشه واسه رشدش در کنار این قضیه...
من دیدم که اعتیاد به قمار چجوری مغز و سیستم پاداش و زندگی آدما رو به فنا داده.
دیدم چجوری آدمای زرنگ و خوشفکر، رفته رفته احمقانهترین تصمیما رو گرفتن.
تو قمار اگه ببری هم نمیبری، چیزی که میبازی سیمکشی مغزته که برای همیشه به گا میره.
عجب بازیکنی بود جدی من هافبک یادم نمیاد که قد بلند و فیزیک خوب و فرست تاچ و تکنیک عالی و دید باز و خلاقیت استثنایی رو همه با هم داشته باشه. مرد تو چی کردی با خودت…
۱ از ۲۷
از همون اول دو نکته در مطالعه و ترجمهی آثار محافظهکاری و لیبرالیسم کلاسیک وجود داشتن که بسیار بدیهی بهنظر میرسیدن، چنان بدیهی که معمولاً فراموش میکردیم اشارهای کنیم و فرض میگرفتیم که علاقمندان به این ادبیات هم براشون بدیهی باشه، اما ظهور و تکثر این بلاگرها
به عنوان کسی که 6 سال سمپاد درس خونده و کلی رتبه برتر دیده
عملا 99 درصد کسایی که رتبه برتر کنکور میشن آدم های به شدت تک بعدی هستند و هیچ ایده ای نسبت به دنیای بیرونشون ندارن
از اول زندگیشون فقط درس خوندن
و کلا عقیده ای به تعادل در زندگی یا همون life balance ندارن
واقعیت همینه🤷🏻♀️
که نه اجازه میدن و نه میتونه خیلی سوال بپرسه از جلسات نامنظم و زیرزمینی که دارن. شرایط دیگه جامعه هم به گونهای توصیف شده که تماما برداشتهای دووجهی میشه داشت. ظرافت قلم احمد محمود به همین واقعگراییشه که اثرش رو هنوز هم خوندنی نگه داشته. ۳/۳
بسیار موافق؛ با اینکه مخاطب میتونه از یک زاویهای چپگرا بودن احمد محمود رو کامل حس کنه، از طرف دیگه وضعیت جامعه رو بقدری واقعی توصیف کرده که تو مقدمه کتاب همسایهها نسخه قبل انقلاب، با ارجاعت گسترده به نقاط مختلف داستان، اصلاحات ارضی و انقلاب سفید بعنوان دوره گذار از جامعه ۱/۲
احمد محمود در چپترین رمانهاش هم دگم نبود. برعکس تقریبا تمام همنسلانش.
داستانهای دوران اوج چپگراییش («همسایهها 🔥» و «داستان یک شهر») هم دید منصفانه و نه آرمانگرایانهای نسبت به جریان تودهگرایی داره و بیشتر توصیفیه تا جایی که حضور ذهن دارم.
غیر مدرن دهه ۲۰ و ۳۰ به ایران مدرن و صنعتیتر دهه ۴۰ و ۵۰ معرفی میشه. از یک نگاه شاهنشاهی کتاب موجهی بوده چون خالد که جوون بیسواد و تحت تاثیر پندار و چپهای طرفدار مصدق بود در قسمتهایی از کتاب براش خط و مشیایی رو تعیین میکنن که حتی تو ذهنش پر از ابهام و سردرگمیه جوری که ۲/۳