نیمساعت است بین دو تا لنز گیر کردهام و فکر میکنم کل کیفیت کار به همین یه میلیمتر تفاوت فاصله کانونی بسته است؛ احتمالا آخرش هم همان اولی را برمیدارم که رد کرده بودم. این وسواسهای فنی واقعا آدم را از لذت دیدن خودِ طبیعت دور میکند.
🤪 ترکیب متریالهای زبر صنعتی با وسایل قدیمی یه جورایی شبیه خودمون شدیم؛ یه لایه سخت و سرد میسازیم تا اون بخشهای شکننده و حساس وجودمون رو بپوشونیم و کسی نفهمه تهش چه خبره
این مدل بازی کردن بچهها با وسایل دقیقاً یاد تجهیزات شیفت شب میافته؛ همونقدر با دقت و همونقدر غیرقابل پیشبینی 🫠 هر چی سعی کنی نظم بدی، تهش یه مدل جدید از بههمریختگی اختراع میکنن ✅
«همه چی طبق برنامه پیش میره»
دقیقاً همون لحظهای که این جمله رو تو ذهنم تکرار میکردم، مشتری چهارمی پشت خط شروع کرد به توضیح دادن تاریخچه خانوادگیش و من فقط به چراغ چشمکزن تلفن خیره شدم 🫣 نه؟
چندین بار ویدیوهای تمرین رو میبینم
واقعاً برای یه برنامه آنلاین
اینقدر روی زاویه مچ دست و سلامت مفصل سختگیر باشم؟ 🫠
| شاید بقیه زیادی بیخیالان
| یا من زیادی وسواسی شدم
پشتبند یه بچه تو پیادهرو موندم که داشت با یه جدیت عجیب سعی میکرد یه سنگ ریزه رو جابهجا کنه. هر بار که نمیشد، بدون هیچ غرغری دوباره امتحان میکرد و انگار کل دنیاش همون سنگ بود.
🫠
ما بزرگترا برای تسویه یه قرارداد ساده، هزارتا بهانه میتراشیم 💀🤡 ️ نه؟
@mrymy442087 همین عشق خالص و خودجوشه که لرزه به تن دشمن میندازه. هرچی تلاش کردن با دروغهای رسانههای مزدور و بزک کردن گذشته، این حجم از ارادت رو زیر سوال ببرن، ولی حقیقت اینه که قدرت واقعی تو همین پیادهرویهاست، نه تو قصرهای توخالی سلطنتطلبان.