چندسال قبل نشستم توماشین خطی یهو گفتم واای پول ندارم همراهم
پسره صندلی پشتیه گفت داداش کرایتو من میدم،یه مردی هم بغل دستش پشت من بود ازبغل صندلی یه پنجاهی دادگفت این کرایه دو نفرمون،راننده گفت آقا مهمون خودمه!آخر سر واسه اینکه دعوا نشه شماره کارت راننده رو گرفتم که بعدا براش بزنم
@masoudjfri سال ۸۵ سوار تاکسی شدم وسط راه یادم افتاد کیف پول را فراموش کرده بودم به راننده گفتم اقا من پوا همراهم نیست .گفت شماها شگردتونه اینجوری پول ندید دسته چکم تو کیفم را دراوردم ۵ هزار تومان چک کشیدم بهش دادم
۲/ ام آر آی کنه، گفتم انشالله زودتر عمل کنید و خارجش کنید و تشریف بیارید، گفت نمیتونم عمل کنم چون از پس هزینش برنیومدم!
از این دیدارها ها زیاد رخ میده برام
خیلیا که از میان ما رفتن، اما خیلیا موندن و شش هفت ماهه هر روز دارن زجر میکشن.
۱/ پسره با عصا و بسختی اومد، داشت شرح حال میداد که گفت تیر توی رونش خورده و استخونش خرد شده، یه بار عمل کرده و جوش نخورده و باید دوباره عمل کنه، ضمن اینکه امسال اصلا نتونسته کشاورزی کنه و از نظر مالی هم تحت فشاره، چند روز قبل هم خانمی میانسال اومد و ساچمه تو شقیقه اش بود و نتونست
اصرار کردن بمون، گفتم از این موضوع خوشم نمیاد و اومدم خونه.
حقیقت اینه که بچه شیعه هرکاری کنی ذهنش بیماره، تب داره، حتی اگر مرفه و جهاندیده و دانشمند! باشه
اون بخشهایی از ذهنش فعال و بخشهایی خاموشه کهه شعور و معرفت و منطق درش جایی ندارن
و اینها در مورد بهترینهاشون هم صادقه
ما تو محلمون یه هیئت داریم که من سالی یکی دوبار شاید هم چند سال یه بار میرم نیمه شب مثلا از ساعت یک به بعد با دوستان مینشینیم و گپ میزنیم و دورهم چای میخوریم، هرکسی هم به چیزی مشغوله و یکی گیم میزنه و دو تا تخته و قس الی هذه.
امشب رفتم به دوستان سر بزنم، آخراش صحبت کشید به...
۱۸ و ۱۹ دی
اینم بگم که اهالی هیئت موقع چسی اومدن اول و زمان آروق روشنفکری صدرن
با بی احترامی تمام نسبت به کشته شدههای این دو روز صحبت میکردن و روایتهایی میساختن و میگفتن که از دروغ بودنش من از شنیدنش شرمگین میشدم
تا اینکه بلند شدم و خداحافظی کردم که...
سریع پیاده شدم و با بقیهی مردمی که سریع جمع شدن رفتیم از ماشینهاشون درآوردیمشون،یه لندکروز و یه پیکاپ با چند تا جوان حدود بیست ساله بودن که دوتاشون بدجور زخمی شده بودن و ضربه خورده بودن
همه شون هم مست و چت
مرگ رو جلوی چشمام دیدم خلاصه، هنوز سستم
از مرگ برگشتم!
یه ساعت قبل داشتم از سرکار میومدم خونه که دو تا ماشین کورس گذاشته بودن و پیچیدن جلوم عین موشک، با بدبختی موتور رو جمع کردم تا نخورم زمین. بیست سی متر جلوتر از من یکیشون رفت تو گارد ریل و یکیشون هم چپ کرد
اینکه خیلیا در مورد شیر و خورشید صحبت میکنن نشون میده استفاده از فیلترشکن رایگان خیلی فراگیره.
فقط برام سواله چرا کسی اسلیپنت استفاده نمیکنه؟ یا حتی در موردش حرف نمیزنن؟ این که راحت وصل میشه!
برای کمک به این حیوونکی چکار باید بکنم؟ پاش آسیب دیده و لی لی راه میره و پرواز هم نمیتونه بکنه. گرفتمش آوردم خونه تا چند روز نگهدارم و سرماه ببرمش دکتر، ولی میترسم تا اونوقت دیر بشه. کسی ممکنه کمکی بکنه؟
@Tannazak یادشون گرامی. حتی فکر کردن بهش هم سخته، ای کاش میشد به پدر و مادرها عمر جاوید داد، رنج بزرگیه با چنین فقدانی سر کردن و حتی فکر کردن بهش، امیدوارم بعد از گذر بیست سال به. آرامشی در این زمینه رسیده باشید