تو کتاب شوهر آهو خانم یه جا نوشته:
"در زندگی لحظاتی پیش می آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می خواهد کسی او را دوست داشته باشد.از همه چیز و همه کس حتی از وجود خود بیزار است؛مثل اینکه تمام نیروها و رشته های زندگی را از او بریده اند."
دقیقا همین جا.
شما اگر در جمعی عرقخور به نماز بیایستید طعنه و آسیبی نخواهید دید، اما اگر در جمعی نمازخوان به عرق خوردن بنشینید نماز را شکسته میخوانند تا زودتر شکمتان را سفره کنند!
همین نکته را اگر دریابید، هیچگاه قدرت را به دست افراد ایدئولوگ نمیسپارید.