از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله .. از ��ر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان..
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا.. از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد…
از او بگو به دنیاااا
@MahnazShirali وقتی تصمیم میگیری روبروی مردم قرار بگیری نتیجش همین میشه. کامنت ها خودش گویاست..! البته اگه گیر نمیدی منی که هیچی فالوئر ندارم چرا نظر دادم!
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگ��ن ملت ایران، برای ادای ا��ترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشو�� های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف ��زینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پ��شرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پد��م با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع ��ها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین ��ز مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.
شاهدخت نور پهلوی: «هدف پدرم و هدف ما بهعنوان یک خانواده تنها یک چیز است: گذار به انتخابات آزاد و عادلانه.»
نشست سالانه انجمن آزادی اسلو
۲ خرداد ۲۵۸۵/۱۴۰۵
شاهزاده رضا پهلوی روز جمعه ۱ خرداد (۲۲ مه)، در نشستی آنلاین با شماری از فعالان و چهرههای رسانهای و هنری گفتگو کردند. ایشان ضمن شنیدن دیدگاهها و نظرات حاضران، به برخی پرسشها نیز پاسخ دادند. بخشهای بیشتری از این گفتگو در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
HAPPENING NOW: Iran’s Exiled Crown Prince @PahlaviReza joins our @DashaBurns to discuss the latest develops in the conflict with Iran and his vision for what comes next.
Tune into a live taping of #TheConversation at @POLITICOLive’s Security Summit 👇 https://t.co/Y5V8cLzaJj
در روز جهانی کارگر، به همهی شما کارگران زحمتکش و شجاع ایران درود میفرستم.
در این روزهای سخت و طاقتفرسا -حاصل عملکرد ویرانگر چهلوهفتسالهی جمهوری اسلامی- در کنار شما ایستادهام. میدانم که شما کارگران و زحمتکشان، همچون اکثر هممیهنان، زیر فشار سنگین اقتصادی و تنگنای معیشتی هستید؛ سفرههایتان هر روز کوچکتر و خالیتر میشود، در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ما را صرف جنگافروزی و حمایت از گروههای تروریستی میکند.
این وضعیت شایستهی کارگر و شهروند ایرانی نیست؛ و با سرنگونی این رژیم و به ثمر نشستن جانفشانیها و خون پاک دهها هزار جانفدای راه آزادی ایران، پایان خواهد یافت.
رسیدن به این هدف، به مشارکت تکتک ما نیاز دارد. در هر لحظه و هر قدم، از خود بپرسیم: آیا این اقدام بر عمر رژیم میافزاید یا اینکه به پیروزی انقلاب شیروخورشید کمک میکند؟ هر اقدام، هرچند کوچک، در از کار انداختن دستگاه سرکوب رژیم، در تعیین سرنوشت یک ملت بزرگ و تاریخی موثر است.
از آموزههای زرتشت تا دوران پرافتخار هخامنشیان، جایگاه کار و کارگر، به عنوان یکی از اصلیترین بازوان توسعه، آبادانی و رفاه، همواره در تاریخ و فرهنگ ایرانی گرامی و ارجمند بوده است. داریوش بزرگ بیش از ۲۵۰۰ سال پیش شخصا به امور کارگران و کارمندان زن و مرد شاغل در تختجمشید رسیدگی میکرد و دستور پرداخت مستقیم حق و حقوقشان را میداد. در دوران معاصر نیز شاهد بازیابی این فرهنگ کهن بودیم. پدربزرگ و پدرم همواره توجه ویژهای به کار و کارگران داشتند. در زمان پدرم با انقلاب سفید شاه و ملت، رفاه و معیشت کارگران در کانون توجه قرار گرفت: از سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، تا تسهیل خرید مسکن، و ایجاد امکانات آموزشی، رفاهی و ورزشی برای کارگران و خانوادههایشان.
موضوع توسعهی اقتصادی و صنعتی، کار و کارآفرینی با محوریت رفاه، آسایش و زندگی شرافتمندانهی کارگران، برای من نیز اهمیتی ویژه و اساسی دارد. از اینرو، تیم من در پروژهی شکوفایی ایران، بهطور کامل و هدفمند بر این موضوع متمرکز شده و ایدهها و راهکارهای متناسب با شرایط ایران را بهصورت دقیق مطالعه، بررسی و ارائه کرده است.
باور دارم که با قرار گرفتن دوباره ایران بر ریل ترقی و توسعه، و بازگشت رونق و آبادانی، کارگران کشور و خانوادههای شریف آنان بار دیگر از احترام، رفاه، و کرامتی که شایسته همه ایرانیان است برخوردار خواهند شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
ساسان آزادوار قهرمان ۲۱ساله کاراته در اصفهان امروز به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید.
رژیم هفتههاست اینترنت را قطع کرده، در سکوت ایرانیان را اعدام میکند و به بهانه «مذاکره» از جهان برای بقایش وقت میخرد.
هرلحظه بقای این رژیم جنایتکار به بهای جان جوانی دیگر از ایران تمام میشود.
We are relieved that President Trump and the First Lady, along with the Cabinet members in attendance at the White House Correspondents Dinner, are unharmed.
This attack on the American President and American democracy is appalling.