این روزا فقط نشستم تو خونه، درواقع لم دادم رو تختم و سریال میبینم. اونم سریالای تکراری. چون خب نمیشه با این نت سریال دانلود کرد
روزها پشت سر هم میرن و میان و هیچکار خاصی نمیکنم. اینه زندگی در ایران.
این تاکسی هایی که وقتی منتظر تاکسی وایسادی سرخیابون و چون جا ندارن از کنارت رد میشن مسافراشون چرا یه نگاه از بالا به پایین دارن؟ لاشی تو تاکسی ای دیگه سوار بنزت نیستی که منم دو دقیقه دیگه تاکسی گیرم میاد.
کارهای رندومی که مردم انجام میدن و خیلی خوشم میاد: وقتی چشم تو چشم میشین و بهت لبخند میزنن
یا وقتی از تاکسی پیاده میشن در رو نگه میدارن که نخوره تو صورتت
من دقت کردم دیدم همه ب کیمیا ها مخصوصا کیانا ها خیلی دافن
به همکلاسی داشتم ابتدایی، اسمش کیمیا بود، اون موقع کلمه ی داف رو نمیدونستیم به حاش بهش میگفتیم خوشگل پری دریایی
خیلی دلم میخواد قیافه الانشو ببینم
مطمئنم داف تر شده
یعنی لاشی تر از گربه ی من وجود نداره
از خونه فرار کرده رفته حامله شده الان برگشته
بعد اون یکی گربم که تازه به نبودش عادت کرده بود دوباره حالی به حالی شده