۴۰ روزه که فقط دارم به مرگ فکر میکنم.
به هر طرفی نگاه میکنم انگار نشسته روبروم و داره خودشو بهم نشون میده.
۴۰ روزه با حتی تصور مرگ یکی از عزیزانم گریه میکنم و آرزو میکنم که من قبل از اون ها بمیرم.
بمیرم برای دل خانواده همشون.
از نگاه گربهها بخواییم نگاه کنیم خیلی ترسناکه یه آدم غولپیکر با لبخند کریپی که صدای پیس پیس پیس میده بیفته دنبالت با هدف اینکه بهت دست بزنه
من گربه بودم تخم میکردم