سهمیه اول: ۶۰ لیتر با نرخ ۱٬۵۰۰ تومان
سهمیه دوم: ۵۰ لیتر با نرخ ۳٬۰۰۰ تومان
سهمیه سوم: ۱۵ لیتر با نرخ ۵٬۰۰۰ تومان
مصرف مازاد بر سهمیهها با نرخ آزاد محاسبه خواهد شد.
#بنزین
@mohamadmsb کاش یه عاقل پیدا میشد میگفت بیاین #پولطلا راه بندازیم برینیم به مبانی اقتصاد دنیا
دارن با اقتصاد خودساخته خودشون ما رو نابود میکنن باید یه حرکتی زد که هنگ کنند
تنها راهی که میشه مقابله اقتصادی کرد باید #پولطلا راه بندازن. باید دل از ریال بکنن و همه طلا رو معیار پول ایران کنند البته اگر طلایی وجود داشته باشه تو خزانه!
پس از ناکامی «سناریوی الف»، یعنی تلاش برای اشغال جزایر و تصرف برخی نقاط راهبردی در جنوب ایران از طریق عملیات هلیبرن و نیروهای ویژه، جنگ علیه ایران در ماه گذشته وارد مسیر تازهای شده است. در این مرحله، هدف دیگر لزوماً تصرف سریع سرزمین نیست. به نظر میرسد طراحان جنگ دشمن میکوشند میدان اصلی نبرد را از جزایر و سواحل، به درون اقتصاد، جامعه و خیابانهای ایران منتقل کنند. منطق این سناریو از یک زنجیره نسبتاً روشن پیروی میکند. آمریکا با همکاری امارات و برخی دیگر از دولتهای عربی، تلاش میکند مسیر صادرات نفت ایران، ورود کالا و دسترسی کشور به ارز خارجی را محدود کند. موج تازه تحریمها و محاصره اقتصادی قرار است درآمد ارزی را کاهش دهد، واردات را دشوارتر و گرانتر کند و فشار شدیدی بر بازار ارز وارد آورد.
بالا رفتن قیمت دلار در اینجا فقط یک تحول اقتصادی نیست. این همان نقطهای است که جنگ خارجی مستقیماً وارد زندگی روزمره مردم میشود.
در این سناریو که البته در پاییز و زمستان قبل کاراییاش با اختلال در نظام ارزی کشور چه از طریق تراستیها و چه تصمیمات غلط برای جراحی اتفاق افتاد؛ دوباره این مسیر طی میشود: با جهش نرخ ارز، قیمت کالاها بالا میرود، معاملات دچار اختلال میشود و فضای نااطمینانی بر بازار حاکم میگردد. واردکننده نمیداند کالای بعدی را با چه قیمتی خواهد خرید، فروشنده از ترس افزایش قیمت حاضر به فروش نیست و مصرفکننده هر روز با قدرت خرید کمتری روبهرو میشود. در چنین شرایطی، بازار بیش از آنکه محل معامله باشد، به مرکز انتقال اضطراب اقتصادی به جامعه تبدیل میشود.
ااگر اختلال ارزی جدی باشد؛ اعتصاب بازاریان تهران میتواند نخستین نشانه آشکار ورود بحران اقتصادی به مرحله سیاسی باشد. بازار در تاریخ معاصر ایران هرگز صرفاً یک نهاد اقتصادی نبوده است. تعطیلی گسترده بازار میتواند این پیام را منتقل کند که بیثباتی دیگر محدود به آمارهای رسمی یا نوسان قیمتها نیست و به یکی از پایههای اصلی زندگی شهری رسیده است.
اما بحران احتمالاً در تهران متوقف نمیماند.
فشار تورمی، کمبود کالا و سقوط قدرت خرید در شهرهای کوچکتر ممکن است حتی شدیدتر احساس شود. خانوارهایی که پسانداز کمتری دارند و بخش بزرگتری از درآمدشان را صرف نیازهای اولیه میکنند، زودتر در برابر افزایش قیمتها آسیب میبینند. در نتیجه، تجمعات پراکنده میتواند ابتدا در شهرهای کوچک شکل بگیرد و سپس، از طریق شبکههای اجتماعی، ارتباطات صنفی و بازتاب رسانهای، به یک موج اعتراضی گستردهتر تبدیل شود.
در این مرحله، اعتراضات دوباره با قدرت بیشتری به تهران بازمیگردند. آنچه در آغاز واکنشی به قیمت دلار، گرانی یا کمبود کالا بود، بهتدریج زبان سیاسی پیدا میکند. مطالبات اقتصادی با نارضایتیهای انباشتهشده پیوند میخورند و خیابان به محل تلاقی گروههایی تبدیل میشود که الزاماً هدف، سازمان و حتی برداشت مشترکی از بحران ندارند.
احتمال دارد مانند دی ۱۴۰۴ نیروهای نظامی و امنیتی در روزهای نخست تا حد امکان از برخورد شدید پرهیز کنند. چنین رفتاری لزوماً نشانه ضعف یا بیتصمیمی نیست. ممکن است هدف اصلی، جلوگیری از تبدیل اعتراض اقتصادی به یک رویارویی سیاسی تمامعیار باشد. حکومت میداند که نخستین کشتهها میتوانند ماهیت بحران را تغییر دهند و راه بازگشت را دشوار کنند.۱👇
@HosseinGhatib تنها راهی که میشه مقابله اقتصادی کرد باید #پولطلا راه بندازن. باید دل از ریال بکنن و همه طلا رو معیار پول ایران کنند البته اگر طلایی وجود داشته باشه تو خزانه!