در مواجهه با پچپچ و حرف زدن همسایههای تو کوچه، بازی بچهها و صدای تمام ماشینها و موتورها کاملا یک پیرزن شدم. با غرولند میرم دم پنجره و جوری که یکم صدا بده میبندمش.
یک سری آدم که کم هم نیستن، هیچ رویا و هدفی نداشتن و هیچ کاری تو زندگی نکردن که بهش افتخار کنن، دارن از زیر پتو آدمهای بزرگ دنیا رو مسخره میکنن. جالبه.
قسمت اول Not Planned روی Soundcloud منتشر شد.
میکسی ۱ ساعته از موزیکهای مورد علاقهام. (بیشتر House)
سعیام اینه که زود به زود قسمتهای جدید رو هم منتشر کنم.
دوست داشتید گوش کنید:
https://t.co/HJPvTSBIo8
از انباری خونهی دانشجویی هزاران هزار کاغذ از تمرینهای طراحی و کلی بوم از نقاشیها و ژوژمانها منتقل کردم به کارگاه. خیلیاشون کپک زدن و تغییر رنگ دادن. اما نگاه کردن به این مسیرِ طی شده همیشه خوبه.
این خصلت ادامهدهندهی انسان خیلی عجیبه. خودم هم نفهمیدم از کی دوباره دارم برای آینده و کارهام برنامهریزی میکنم. با وجود تمام شواهدی که علیه امید وجود داره.