با یه خانوم موجهی دوطبقه تو آسانسور شرکت هممسیر
بودم
زمان کوتاهتر از چیزی بود که فرصت فکر کردن برای باز کردن سر صحبت داشته باشم
خیلی استرس داشتم
آسانسور هم داشت با سرعت نور بالا میرفت
دیگه وقتش رسیده بود یه چیزی بگم
یه نفس عمیق کشیدم
و بالاخره موقع پیاده شدن گفتم:
درخدمت باشیم
دهنم سرویس شد از صبح انقد x,y,z رو زیر پستای این آنلاینشاپای اینستاگرام کامنت کردم😖
بابا لاشیا اولین نفری که کامنت کرد براش فرستادن بیاد همونو تو کامنتا بگه بقیه رو راحت کنه دیگه🥲
با کسی که مراوده مالی دارين رفاقت نکنید
با کسی که مراوده مالی دارين رفاقت نکنید
با کسی که مراوده مالی دارين رفاقت نکنید
با کسی که مراوده مالی دارين رفاقت نکنید
با کسی که مراوده مالی دارين رفاقت نکنید
ولی حاجی اینم ایدهی باحالیهها که دارین استفاده میکنید؛
نظری که میدونید کصشره رو بیان میکنید تهش یه " دارم بلند بلند فکر میکنم " میگید و خودتون رو راحت میکنید 😉