یادمه توی اپلیکیشن تارا بدهکار بودم و قسطش عقب افتاده بود، هر روز پیام میداد «رفقای خوب همیشه سر قولشون میمونن».
خیلی تلاش میکرد با دادن عذاب وجدان و درگیر کردن احساسات، پولشو زنده کنه.
با چت جی پی تی حرف میزدم، یهو پرسیدم فرق نسخه پلاس چیه؟ توضیح داد. میخواست بیشتر توضیح بده گفتم کافیه. بعد اینجوری جواب داد و یهو شب ب��یر گفت. ناراحت شد به نظرم.
شب بخیرش شبیه «باشه هرجور راحتی» دخترا بود.
توی ختم جمع فامیلا رو میدیدم و این موضوع، الان حس بدی میده بهم.
یادمه وقتی مهمون از خونهمون میرفت، دعا میکردم ماشینشون خراب بشه و برگردن. هنوز که هنوزه نمیدونم چرا اونقدر توی بچگی جمع فامیلا رو دوست داشتم؛ جمعی که بعدا ازشون بدم اومد و یه مد�� طولانی هیچ کدومشون رو ندیدم.
مراسم سوم با رفتن سر خاک تموم شد و دارم برمیگردم از شمال.
یادمه از بچگی همیشه مهمونی و مهمونا رو دوست داشتم. مهم نبود ختم باشه یا جشن، من اون دورهمی و وسط جمع بودن رو دوست داشتم. برای همین الان حس میکنم ته دلم حتی از مراسم ختم هم خوشم میاد و این به خاطر دوران کودکیمه که
قبلنا دیده بودم روی قبر خاک میریختن تا چهلم، ولی داییم رو که توی قبر گذاشتن و با سنگ لحد پوشوندن، روش رو کامل سیمان ریختن و صاف کردن. همون لحظه که مالهی آخر رو کشیدن، پسر دو سه سالهی دخترخالم دویید و از روی قبر رد شد و جای کفشهای کوچولوش موند روی قبر.
صبح خبردار شدم داییم فوت کرده، دیگه رفتیم شمال برای مراسم و دفن.
یادمه دوران کودکی توی مراسمهای ختم ��یدیدم همه بزرگترها دارن میگن اگه اونجوری میکردن بهتر بود و فلان کار خوب نبود. الان یهو به خودم اومدم دیدم دارم به پسرخالم میگم اگر امشب رو صبر میکردن و فردا دفن میشد بهتر بود.
به بقیه که عادی زندگی میکنن به چشم احمق نگاه میکنن؛ انگار که اونا حقیقتی از پوچی زندگی رو فهمیدن که بقیه از درکش عاجز هستن، در حالی که خیلیها در جریان این داستان زندگی هستن و فقط انتخاب کردن که جور دیگه ای این زندگی رو به آخر برسونن. پس اگر ناراحتید غر نزنید و برید دنبال درمان.
افسردگی بیماری لاعلاج نیست، درمان داره. زندگی و رفت و آمد با آدم افسرده، آدم رو پژمرده میکنه. آدم افسرده همهش میزنه توی ذوقت و انقدر «نه» میاره برای همه چی که حالت بد میشه. یه «که چی؟» میذاره آخر حرفات و کل زندگیت رو باطل میکنه. خیلیهاشون هم به این ژست افتخار میکنن و
@sabatrm خب حق دارن کار خوبی میکنن. اطرافیان آدم افسرده، پژمرده میشن از بس که بیحوصلگی میبینن و تو ذوقشون میخوره از حال طرف. افسردگی بیماریه و راهکار داره، برید درمان بشید نه اینکه غر بزنید و مظلوم نمایی کنید بابت رفتار بقیه. خیلی از افسرده ها این ژست رو دوست دارن و بهش افتخار میکنن.
وضعیت مدیری و عطاران به این دلیل خیلی افتضاح شده که کاملا ارتباطشون با واقعیت قطع شده و دلیلش افسردگی بعد از فاصله گرفتن از اون همه موفقیت و دیده شدن در دوران اوجه. درست مثل زن خوشگلی که دوران پیری براش شروع شده و هنوز نمیخواد واقعیت رو قبول کنه.
خیلی سال پیش رفته بودیم اصفهان. برای ناهار رفتیم یه رستوران که آلاچیق داشت. توی هر آلاچیق یه کولر گازی بود. بعد که نشستیم دیدیم کولر گازی ظاهرا روشنه ولی یجوریه که اصلا خنک نمیکنه. یهو یکی اومد گفت اینا رو یه کاری کردن با آب کار میکنه تا پول برق ندن، برای همین خنک نمیکنه.