«چطور جنگ زندگی آدم را دو شقه میکند اما هنوز مجبوری طوری زندگی کنی که انگار یکپارچه هستی.
اما آنطور که از زندگی او فهمیدم دیگر نمیتوانی یکپارچه بمانی-و هرگز هم نخواهی توانست.»
بالکان اکسپرس / اسلاونکا دراکولیچ
درختها شکوفهٔ زودرس دادهاند. شکوفهٔ زودرس همیشه یک سرنوشت تکراری دارد؛ با اولین سرما از سر شاخه میریزد. مادرم گفت «انگار این همه جوان بیگناهی که در خاکاند، خاک را گرم کردهاند. زمین تب کرده.»
شکوفههای زودرس درختها میریزند. مثل جوانها. و اسم این ریزش تکراری «ایران» است.