هموطنان عزیز خارج از ایران لطفا صدای برادرم و هزاران جوان بیگناه باشید، نگذارید بیگناه هر کاری خواستند باهاشون بکنند،صدوبیست ودو روز است که برادرم #جهانگیر_کاظمی (میلاد) دختران خردسالش که فقط ۲ و ۹ سال دارند و وابستگی شدید به پدرشون دارند و همسرش رو در آغوش نگرفته بیگناه با پرونده سازی دروغین وزارت اطلاعات کرج که با گرفتن اعتراف اجباری از فامیل های نزدیک بر علیه برادرم پرونده ای با عنوان لیدری برای برادرم تشکیل دادند !! به تازگی با خبر شدم که از دوستان برادرم به نام محمد که کارگر ساده است (سقف کاذب) را دستگیر کردند منزلش مهرشهر کرج است که از گوشی محمد تصویری بیرون آوردن که محمد روی موتور در حال فیلم برداری است (فیلم عادی) و صدای برادرم هم در فیلم بوده که یک تصویر عادی بوده و همون لحظه یک ماشین گشت پلیس هم تو ویدئو افتاده حین فیلم برداری و وزارت اطلاعات جنایتکار تو پرونده نوشته تعقیب و گریز نیروهای امنیتی!!! آخه شما چقدر کثیف و بی وجدان هستید! هر کی داره تو خیابون برای خودش فیلم میگره و حالا تو فیلم یه ماشین گشت پلیس که فراوان هست در خیابان های ایران اتفاقی بیوفته تو فیلم باید بگید تعقیب و گریز نیروهای امنیتی! شما همون هایی هستید که محیط بانان بیگناه را بازداشت و پرونده دروغین براشون تشکیل دادید چون فقط ناخواسته حین انجام وظیفه در کوه و بیابان ها و حفاظت از محیط زیست حیوانات اتفاقی شهرسازی موشکی که غیر قانونی سپاه در دل طبیعت را ناخواسته دیدند! دارید چیکار میکنید با مردمی که سالهاست همه سختی هایی که حقشون نبوده را تحمل کردند و هر بلایی که دوست داشتید به سرشان آوردید و هنوز هم دست بردار از نیستید از جنایت ! تا کی و تا کجا میخواهید این جنایتهای آشکار را ادامه بدید؟! برادرم و هزاران جوان بیگناه ایران را آزاد کنید!بگذارید مردم ایران کمی زندگیکنند.
آقای اژه ای شما که گفتید زندان رجایی شهر رو دیوارهایش را خراب کنید در دید مردم قرار بدید که مردم ببینند در اونجا زندانی نیست ولی باید عرض کنم که وزارت اطلاعات در آنجا دارد در سکوت و بی خبری جنایت انجام میدهد ما منزل پدری مان دقیقا کنار زندان رجایی شهر است و غافل از اینکه برادر من #جهانگیر_کاظمی (میلاد) را وزارت اطلاعات کرج از ۲۴ دی ماه از منزلش ربودند و سیزده روز بعد همسرش #فاطمه_گل_محمدی را از سیزدهم گوهردشت در خیابان ربودند و ۵۶ روز شکنجه جسمی شدید و انفرادی به برادرم دادند که باید قبول کنی مسجد فلان آدرس رو تو آتش زدی!! برادرم زیر شدیدترین شکنجه ها قبول نکرده این اتهام واهی را چون برادر من بچه هیئتی است ما چهل سال است تو محل حسینیه داریم هیئت لرها معروف هست تو محله ما خود من چک برای خرید صفحه ستون و آهن و…. حسینیه داده ام و خرج نذری میدادیم در حسینیه اصلا فکرش را هم نمیکردیم بعد از این همه سال برادرم را بیگناه با اتهام های واهی و دروغین نظیر تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی بدون هیچ مدرکی به زندان بی اندازند و برایش اینگونه پرونده ای که حتی اجازه ندانند دفاعیاتش را بنویسد و هنوز وکیل نتوانسته در پرونده وارد شود و پرونده را به درستی مطالعه کند و برادرم حتی خودش هم ننوشته و هر چه نوشته شده توسط شکنجه گرهای وزارت اطلاعات نوشته شده از طرف برادرم و گفتند حالا برو دنبال خط شناسی و ثابت کن من ننوشتم !! این ظلم رو باید به چه کسی بگوییم ،شما لطفا رسیدگی کنید این موضوع را برادر من بیگناه است،دو دختر خردسال ۲ و ۹ ساله دارد و الان ۱۵۶ روز است که زندگی ش را نابود کرده اند، الان بلاتکلیف در زندان قزلحصار کرج است من هنوز امید دارم که صدای بیگناهی برادرم شنیده میشود که اینجا نوشتم صدای برادرم باشید لطفا و نجاتش بدهید او سالهاست که با آبرو و نان بازو هایش زندگی کرده تلاش کرده و همه محل و کسبه گوهردشت او و خانواده ما را میشناسند که همه ما با آبرو و درست زندگی کرده ایم نگذارید فرزندان برادر من بیشتر از این شکنجه روحی بشوند حتی زمان یورش به منزل برادرم با شکاندن درب منزلش بدون هیچ حکم قضایی برادرم با دو فرزندش مشغول تماشای کارتون تلویزیونی بوده اند،فقط ۲ و۹ سال دارند و سن آنها برای اینهمه فشار روحی کم است لطفا ترتیبی دهید که برادر من آزاد شود و بتواند به کشورش خدمت کند،
با تشکر
ایوب کاظمی.
برادرم #جهانگیر_کاظمی (میلاد) پس گذشت ۱۵۰ روز هنوز بلاتکلیف اینبار نه در زندان رجایی کرج بلکه در زندان قزلحصار کرج ،بعد از ماه ها تازه تونستم خبرهایی از شرایط سخت و شکنجه هایی که وزارت اطلاعات کرج در زندان رجایی که هنوز میگویند تعطیل است و هیچ زندانی در آنجا نگهداری نمیشود !از ۲۴ دی ماه که برادرم را از منزلش ربودند هر روز تحت شکنجه شدید جسمی بوده و مقاومتی که در برابر خواسته های ماموران ظالم و کثیف وزارت اطلاعات داشته باعث شد بود که ۱۳ روز بعدش همسر برادرم هم از خیابان سیزدهم گوهردشت ربودند،همسر برادرم گفته هر روز تحت شکنجه شدید جسمی بودند ماموران اسم همسر برادرم را صدا نمیزدند بهش میگفتند حرومزاده! میگفتن حیف اسم فاطمه که روی تو گذاشتند! همیشه چشمان همسر برادرم با چشم بند بسته بوده و بیشتر مواقع برادرم را میاوردن در اتاقی که همسر برادرم هم بوده و چند نفری شروع میکردن به ضرب و شتم شدید برادرم 💔 برادرم برای اینکه همسرش ناراحت نشه سعی میکرده داد و بیداد نکنه از درد و به خودش میپیچیده ولی شدت شکنجه آنقدر بالا بوده ولی بعد از چند دقیقه ضرب و شتم همسر برادرم صدایی از برادرم میشنوم و متوجه میشه برادرم را دارند شکنجه میدهند و التماس به ماموران بی وجدان که تو روندا نزنید میلاد را گویا یکی از شکنجه گرها حاجی صداش میکردن و چند نفر دیگه با نام های سید و … میگفت حاجی توروخدا نزنید مگه ما چیکار کردیم که دارید اینطوری شکنجه میدید مارو!؟ گفتند باید بنویسید که مسجد فلان جارو شما آتیش زدید و چند مورد دروغ دیگر که اصلا برادر من هیچکدام را انجام نداده و به زور دست همسر برادرم را گرفتند که باید بنویسی گفته کاری که ما نکردیم را برای چی به زور میگید باید بنویسم!؟ ماموران خودشان شروع کردند به نوشتن یکی سوال میکرده و دیگری از طرف همسر برادرم مینوشته در حال نوشتن گفتن حالا برو دنبال خط شناسی حرومزاده!! در آخر به زور دستش را گرفتند که اثر انگشت باید بزنی! همسر برادرم گفته اگر همه انگشت های دستم را قطع کنید من این کار را نمیکنم چون ما بیگناهیم و این کاری که شما دارید انجام میدید اعتراف اجباری هست، یکروز میگفت وقتی چشم بند روی چشمانم بود صدای چندین نفر اومد که وارد اتاق شدند یکی گفت چشم بندش را بردارید برداشتند دیدم چندین نفر لباس شخصی دور من هستند اون شخصی که گفته بود چشم بندش را بردارید گویا بازپرس پرونده بوده گفته شما ککتل مولوتوف درست میکردید و مسجد آتیش زدید و… همسر برادرم زانو زده گریه کرده گفته بخدا ما هیچ کاری نکردیم بخدا بیگناهیم یهو چند نفر از پشت حمله کردند که بزنن بازپرس گفته چیکار دارید میکنید و نگذاشته! میگفت بعد از اینکه بازپرس رفت اینها دوباره شروع کردند به فحاشی و تهدید به شکنجه که چرا جلوی بازپرس اینطوری گفتی!! میگفت من رو صبح میبردن زندان رجایی شهر برای شکنجه و اعتراف اجباری بعد از اینکه کارشون تموم میشد میبردن آگاهی و بعد شب زندان کچویی!! ۲۲ روز تمام اینکارشون بوده 💔 بعضی روزها از ساعت ۸:۳۰ که میبردنش برای اعتراف اجباری تا ساعت ۱۰:۳۰ شب طول میکشیده و برادرم تمام این روزها (۴۶ روز) در انفرادی زندان رجایی شهر بیگناه هر روز تحت شکنجه شدید💔 یکروز قبل از بمباران همسر برادرم با سند سنگین آزاد میشود و چند روز بعد برادرم را به زندان قزلحصار میبرند،هموطنان خارج و داخل ایران برادرم و همسرش و دو دختر خردسالش در شرایط روحی و جسمی بدی قرار دارندلطفا صدای برادرم و هزاران جوان ایران زمین بیگناه جانشان در خطر است لطفا صداشون باشید .
@Kurdishgirl878@SolenCallae854 آرش کجا برگشته ایران کصخلی چیزی هستی؟! چند ساله دوست صمیمی من هست و داش پر میزنه برای ایران و ایرانی ولی تا وقتی این حکومت هست نمیتونه برگرده،ای کاش همه مثل آرش بودن صاف و ساده و ایران دوست،برو ببین شاهزاده رو فالو داره شاهزاده هم اونو فالو داره دوستان صمیمی هستند.
@DNA_shadowx سپاس ،
الان ۱۳۸ روزه که وزارت اطلاعات کرج با شکوندن درب خونه ش ربودنش و پرونده ای دروغین با گرفتن اعتراف اجباری از نزدیکان براش درست کردن…
@____ROHI____@Sahar38433 متاسفانه سطح جنایت خیلی بالاست و هنوز بعضی ها درک درستی از اتفاقاتی که رخ داده و هنوز هم در حال رخ دادن هست ندارند اتفاقاتی که هر کدومش جنایت بزرگی ست.
تا حالا براتون پیش اومده همچین موقعیتی؟! برادرتون رو بی دلیل وزارت اطلاعات درب خونه ش رو شکونده باشه و ربوده باشه جلوی چشم دو تا دختر بچه خردسال و ندونید کجاست و سیزده رو بعددهمسرش رو از خیابان بیان بدزدن ببرن برای شکنجه بیشتر برادرتون و گرفتن اعتراف اجباری ! و از نزدیکان و دوستان ببرن برای بر علیه برادرت اعتراف اجباری بگیرن و پرونده ی سنگین براش درست کنن و اسم تو هم که زندگی عادی در خارج از ایران داشتی رو بیارن بگن سیاسی هست و از اونطرف خانواده ت تحت فشار پیغام بدن لطفا اینقدر اسم برادرت رو همه جا نگو از ترس اینکه یه وقت بلایی سر برادرت بیارن و تو انگار روی لبه ی تیغ داری راه میری تو کشوری مثلا آزاد نمیتونی صدای برادرت رو به خوبی به گوش دنیا برسونی چون بعضی از هموطنان متاسفانه مرده پرست هستند و بیشتر از جاوید نام ها میگن تا از کسانی که در خطر جاوید نام شدن هستند! هزاران جوان سرنوشت تاریکی دارند با وجود سیستم بی عدالتی ج.ا ما باید صدای اونها باشیم،الان دو تا از دوستای برادرم هم تو زندان هستن حتی اسم یکیشون رو هم من نمیدونم که اطلاع رسانی کنم اسم یکیشون محمد هست ورزشکار خوشتیپ و یک جوان معمولی و ساده و زحمت کش که رفتن از مهرشهر کرج آوردنش چون تو شماره های برادرم بوده و ازشون اعتراف اجباری گرفتن
دقیقا داماد دختر خاله من را هم مامورای وزارتذاطلاعات کرج برای اینکه اعتراف اجباری بر علیه برادرم ازش بگیرن وقتی مقاومت کرده دارو بهش تزریق کردند زیر شکنجه به کما رفته بردنش بیمارستان دکترها گفتن درصد هوشیاری روی سه درصد هست و هر لحظه امکان داره بمیره اونام سریع زنگ زدن خانواده پسره و دختر خاله از تهران پاشن بیان بیمارستان به خانواده من هم که تو کرج بودن زنگ زدن و وقتی رسیدن بیمارستان دیدن جوان سالم رو که از خونه بردن زیر دستگاه تو کماست جیغ و فریاد که چیکارش کردید!!! اونام گفتن ساکت شید و به زور اسلحه ازشون امضا گرفتن که ما سالم از زندان آزادش کردیم خودش اینطوری شده!! امضا کردن و بعد از دو روز معجزه ای شده و از کما برگشته و بعد از چند روز دیگه از بیمارستان مرخصش کردن اون هم دو تا بچه کوچیک داشته اگه از کما بر نمیگشت و میمرد کی جواب میداد!!!؟ اینها جنایت هایی کردند که تاریخ به خودش ندیده.
@MSAlmalik شما خودتون رو قاطی نکنید یه وقت بی خایه ها این آتیش دامن شما رو هم میسوزونه حالا بنشینید و نگاه کنید چطور دهنتون سرویس میشه این وسط خایه مال ها. برادر من #جهانگیر_کاظمی و هزاران جوان بیگناه جانشان در خطر است شما باز از مردم دست خالی دعوت میکنید بیان کشته بشن!