خیلیها فکر میکنن همشهری بودن یعنی فقط یه کد پستی مشترک یا لهجه مشابه.
ولی حقیقت اینه که ما یه سری کد رمزگذاری شده داریم که فقط تو کوچهپسکوچههای محلهمون معنا میده.
مثلاً یه نگاه خاص یا یه مدل سلام کردن که طرف مقابل سریع میفهمه از کدوم خیابونی هستی 😮 ️
میز پذیرایی
☕️ لیوانهای چایی که هیچوقت روی رومیزی جا نمیشن
🧐 بحثهای بیپایان فامیل سر قیمت زمینهای اطراف
🤦♂️ همین شلوغیهای هر روزه است که آدم رو زنده میکنه 🤡
«دخترم باز دیر اومدی، حتماً باز شیفتت طولانی شده...»
وقتی خانم همسایه تو راهرو اینطوری میپرسه، فقط به این فکر میکنم که زودتر برم تو خونه و تو سکوت مطلق یه قهوه فرانسه دم کنم 🩷💙️✨ 🫶🏾 ://
بعد از یه روز پر از خیره شدن به مردمکها و اون دقتهای میلیمتری، فقط صدای صفحههای قدیمی میتونه این حجم از تمرکز رو بشوره و ببره. هرچند هنوزم تو کلهمه که چرا بعضیها حتی توی محیط استریل مطب هم نمیتونن یه لحظه آروم بگیرن 🙏 نه؟ #روزمره
تیکتیکهای سریع ماوس همکار بغلی وقتی من دارم با وسواس روی جابهجایی یک میلیمتری لوگو فکر میکنم 🫠 واقعاً چطوری اینقدر راحت و سریع دکمه میزنید؟ 😂 شما هم تو محیط کار یکی رو دارید که سرعتش اعصاب آدم رو خرد کنه 💔🙏
بعضی فیلمها رو فقط برای صدای محیطشون تحمل میکنم. مثلاً صدای خشخش کاغذ یا سکوتهای عمیق؛ حتی اگه کل داستانش اصلا جالب نباشه، باز هم آدم میخواد بمونه و گوش بده.
رادیوی قدیمی گوشه مغازه
صدای این آهنگای قدیمی آدم رو میبره یه جای دیگه / عجیب است که اون زمان بدون این همه تجهیزات و ابزار پیچیده، چنین حسی رو منتقل میکردند. ما الان با کلی سیمکشی و دستگاههای گرونقیمت هم شاید نتونیم اون ریتم و روح رو توی کارمون بیاریم 🌟 :(((