درويشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت:شنيدهام مالی در راه خدا نذر کردهای که به درويشان دهی، من نيز درويشم
خواجه گفت: من نذر کوران کردهام، تو کور نيستی
درويش تاملی کرد و گفت: ای خواجه، کور حقيقی منم که درگاه خدای کريم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمده ام
#مناجاتنامه
كاش دشمن باشرف و عاقل داشتم، نه اين نفله هاي بيشرف كوتوله که برای انتقام و آزاردادن به روشهای كثيف پناه بردن و از بيشرف تر از خودشون (شرخر) کمک گرفتن!