یک سال دیگر به تجربیات زندگی افزود شد و من با مروری گذشته، با امید به آینده مینگرم.
از مهربانی و لطف خانوادهی عزیزم و دوستان گرانارج سپاس فراوان. به آرزوی شادکامی و تندرستی همه تان.
با مهر و سپاس
سعد محسنی، مالک موبی گروپ و تلویزیون طلوع، که طی بیست سال حضور جامعه جهانی، بیشترین سود را از تبلیغ حضور نیروهای خارجی، روند دموکراسی و روندهای قانونی ضد تروریزم برد، پس از روی کار آمدن طالبان، در برآمدهای رسانهای با چشم بستن به وضعیت اسفبار زنان تحت اداره طالبان، از این رژیم تروریستی و ضدانسانیت دفاع نموده و در تازهترین موضعگیریاش در لندن گفته است که وضعیت زنان در افغانستان عادی است. او مدعی شده است که زنان در شهرها بدون هیچ مشکلی کار میکنند و حضور دارند؛ در حالیکه گزارشهای تحقیقی سازمانهای معتبر بیرونی و داخلی، حاکمیت طالبان را یک نظام آپارتاید جنسیتی دانسته و وضعیت زنان و دختران افغانستان را وحشتناک گزارش میدهند؛ از سلب تمامی حقوق زنان و دختران گرفته تا قتل، شکنجه و تجاوز در زندانها علیه زنان، که همگی در گزارشهای سازمان ملل نیز مستند شده است.
این فرد، اکنون رسانههای خود را به بلندگوی طالبان تبدیل کرده و عملاً به لابی یک گروه تروریستی و زنستیز بدل شده است.
تنها در یک مورد از حملات تروریستی گروه طالبان، چندین خبرنگار و رسانهگر که در طلوع کار میکردند، جان باختند؛ یعنی طی بیست سال گذشته، نزدیک به نیم میلیون غیرنظامی و نیروی امنیتی قربانی حملات تروریستی طالبان شدند و بخشی از هزینه تبلیغ و برنامهسازی این روند را، سعد محسنی به دست آورد.
حالا این فرد، با وقاحتی کمنظیر، درست در روزی که چندین زن به دلیل نوع پوشششان در هرات توسط نیروهای طالبان کشانکشان به زندان برده میشوند، ادعا میکند که وضعیت زنان در افغانستان زیر اداره طالبان عادی است.
سعد بداند که او و همه لابیهای طالبان، شریک جرم طالباناند.
نیاز جدی است که همه کنشگران، علیه او و دیگر لابیهای طالبان، به دلیل شراکت در رنج و ظلم تحمیلشده از سوی طالبان علیه زنان، شکایت نمایند.
قصه به همین سادگی است: در پنج سال حاکمیت طالبان، گروهی که بر هیچکس و هیچچیز رحم نکرده، نهتنها هیچیک از سیاستگران مدعی رهبری قوم پشتون موضعی علنی و شفاف در مخالفت با این گروه و همدردی با قربانیان آن نگرفتهاند؛ بلکه همواره زیر عنوان شیکِ «مخالفت با جنگ» تلاش کردهاند حاکمیت طالبان قوام یابد و عادیسازی شود.
متأسفانه حقیقت تلخ افغانستان این است که سیاستگران پشتون بهشدت قومی عمل میکنند و در اندیشه و عملکردشان، طالبان بازوی قدرت قومی تلقی میشود. از همینرو، تضعیف طالبان را تضعیف قدرت قومی خود میدانند. حقوق بشر، حقوق زنان و نظم دموکراتیک نیز برای آنان، بیشتر ابزاری برای تخدیر افکار مخاطبان سادهلوح بوده است.
با این همه، باز همین افراد و همکاسههایشان میآیند و میگویند که نگاه قومی به مسئله افغانستان، طالب را تقویت میکند.
برای هر چهار تن از همدیاران گرامی که در انتخابات اخیر موفق به راهیابی به شوراهای محلی در انگلستان شدند؛ بانو شهیره کریمی، بانو رابعه نسیمی و بانو پیمانه اسد در حوزههای مختلف لندن، و آقای عبدل بوستانی در گلاسکوی اسکاتلند، صمیمانه تبریک عرض میکنم. به آرزوی موفقیت و تندرستی شان.
بانو کوفی گرامی!
آنچه گروه جانی طالبان در برابر مردم ما انجام داده و میدهد، جنایت آشکار است؛ جنایتی که با اهداف فرهنگی، قومی، مذهبی و جنسیتی روا داشته میشود. شما حتی اگر هیچ جرمی نداشته باشید و هیچ فعالیتی هم نکنید، تاجیک بودن، فارسیزبان بودن و زن بودنتان بهتنهایی بهعنوان «جرم» تلقی میشود. بنابراین، آنچه در برابر شما روا داشتهاند، ادامه همین روند جنایت است.
همه میدانند و میدانیم که دلخوشی و خبث شماری از طالبفکران نشسته در غرب که همسوییشان را با این گروه بدوی و جنایتکار پنهان نمیکنند و نیز مزدبگیران غیرهمقومشان، ریشه در کجا دارد. آنان طالبان را بازوی نظامی و ابزار تحمیل تفکر و اهداف خود میدانند تا آمال غیرانسانی و فاشیستیشان را به کرسی بنشانند. اما بیتردید این را نیز میدانند و باید بدانند که طالبان همانگونه که در یک توطئه به قدرت رسانده شدند، روزی نیز سقوط خواهند کرد؛ و آنگاه، این افراد در هر کجا که باشند، پاسخگو خواهند بود و در برابر مردم و تاریخ سرافکنده و مسئول خواهند ماند.
برای دوستانی که در بند طالبان قرار دارند، سلامتی و رهایی آرزو دارم و برای شما استواری و موفقیت میخواهم.
خانه را خانه نه کشور پس خواهند داد.
اعلامیه مطبوعاتی!
بسم الله الرحمن الرحیم.
طالبان که با حاکمیت غیرمشروع خویش زندگی مردم ما را هر روز سختتر از روز دیگر ساختهاند، با هجوم به منزل شخصیام سه ماه قبل آن را غصب نمودند. البته در آن زمان من در این مورد واکنشی نداشتم و طبق روال عادی به مبارزه خود ادامه دادم، چون مبارزه من و ما برای آزادی افغانستان است، نه برای اهداف شخصی. در پی این اقدام، اعضای خانواده و نزدیکانم که شماری از آنان در آن خانه زندگی میکردند، ناگزیر به ترک آن و انتقال به محل دیگری شدند.
روز سهشنبه، ۲۸ اپریل، محل جدید نیز مورد حمله قرار گرفت. در این یورش، شماری از بستگان و حتی از هموطنان بدخشانی که هیچگونه وابستگی خانوادگی به من نداشتند، بازداشت شدند. از آن زمان تاکنون، خانوادههای این افراد از سرنوشت، وضعیت صحی و شرایط آنان بیاطلاع هستند. دو تن از آنان مشکلات صحی نیز داشتند.
این جوانان آگاهانه انتخاب کردند که در افغانستان بمانند و همچون شهروندان عادی، در کنار چهل میلیون انسان دیگر، به زندگی و کار خود ادامه دهند. چنین حملهای اقدامی بزدلانه است و نشان میدهد که گروه طالبان از یکسو در وضعیت ضعف، تزلزل و فروپاشی قرار دارند و از سوی دیگر، مبارزات زنان افغانستان تأثیرگذار و تعیینکننده بوده است. ما به این مبارزه تا تحقق آزادی و اعاده عزت و کرامت انسانی مردم مان ادامه خواهیم داد.
در اینجا لازم میدانم از همه کسانی که تاکنون با پیامها، تماسها و دادخواهیهای خود در راستای تأمین مصونیت و امنیت بازداشتشدگان همکاری کردهاند، صمیمانه سپاسگزاری کنم. امیدوارم این تلاشها با فشارهای بیشتر ادامه یابد. همچنین از نهادهای ذیربط که در این راستا کار میکنند، میخواهم که در زمینه پیگیری وضعیت بازداشتشدگان اقدام کرده و خانوادههای آنان را از سلامت و امنیت عزیزانشان مطمئن سازند.
اعمال سرکوبگر طالبان باعث ضعف اراده ما نشده، بلکه اطمینان خاطر از تأثیرگذاری مبارزهمان است. یقین دارم وضعیت موجود مملکت ما تغییر خواهد کرد، ولی این تغییر مستلزم موضع مشترک و مبارزه مشترک است. من در این لحظات حساسی که کشورمان در آن قرار دارد، از هممیهنان، بهویژه زنان و دختران سربکف و آزاده کشورم، اعم از داخل و خارج کشور، میخواهم با اتفاق و همصدایی به مبارزه خود ادامه دهیم.
تا پیروزی
با احترام
فوزیه کوفی
بانو کوفی گرامی!
آنچه گروه جانی طالبان در برابر مردم ما انجام داده و میدهد، جنایت آشکار است؛ جنایتی که با اهداف فرهنگی، قومی، مذهبی و جنسیتی روا داشته میشود. شما حتی اگر هیچ جرمی نداشته باشید و هیچ فعالیتی هم نکنید، تاجیک بودن، فارسیزبان بودن و زن بودنتان بهتنهایی بهعنوان «جرم» تلقی میشود. بنابراین، آنچه در برابر شما روا داشتهاند، ادامه همین روند جنایت است.
همه میدانند و میدانیم که دلخوشی و خبث شماری از طالبفکران نشسته در غرب که همسوییشان را با این گروه بدوی و جنایتکار پنهان نمیکنند و نیز مزدبگیران غیرهمقومشان، ریشه در کجا دارد. آنان طالبان را بازوی نظامی و ابزار تحمیل تفکر و اهداف خود میدانند تا آمال غیرانسانی و فاشیستیشان را به کرسی بنشانند. اما بیتردید این را نیز میدانند و باید بدانند که طالبان همانگونه که در یک توطئه به قدرت رسانده شدند، روزی نیز سقوط خواهند کرد؛ و آنگاه، این افراد در هر کجا که باشند، پاسخگو خواهند بود و در برابر مردم و تاریخ سرافکنده و مسئول خواهند ماند.
برای دوستانی که در بند طالبان قرار دارند، سلامتی و رهایی آرزو دارم و برای شما استواری و موفقیت میخواهم.
خانه را خانه نه کشور پس خواهند داد.
سوگمندانه دهها غیرنظامی، بهویژه زنان و کودکان در حملهی تروریستی بر یک گردهمایی خانوادهها در هرات به شهادت رسیده اند. این فاجعه دردناک را به مردم شریف هرات تسلیت گفته و برای خانوادهها و بازماندگان این جنایت ضدانسانی، صبر و سلامتی آرزو میکنم.
متأسفانه افغانستان تحت اداره تروریستان طالب، به محلی برای تجمع و پرورش گروههای مختلف تروریستی تبدیل شده است؛ گروههایی که نهتنها بلای جان مردم ما، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت منطقه و جهان به شمار میروند. تردیدی نیست که پیامدهای این وضعیت، در صورت تداوم حاکمیت تروریستی طالب، فراتر از مرزهای افغانستان به کشورهای جهان گسترش خواهد یافت.
امیدوارم با آگاهی، مبارزه و تلاش مردم، هرچه زودتر به این حاکمیت جهل و خشونت و چرخه ویرانگر آن پایان داده شود.
ایران! ای شکوه بزرگ، ای نام جاودان، ای راه روشن تاریخ، ای تکیهگاه تمدنی، ای میراث پر افتخار نیاکان، ای روح بلند مولوی و حافظ، ای تغذل سعدی و حکمت خیام، ای معرفت عطار و عشق رابعه، ای سرزمین دلاوران عاشق، ای خراسان، ای بلخ و بدخشان، ای کابل هرات و سیستان، ای تهران، ای سپاهان، ای فارس! ای سرزمین سر به داران، پاینده و درخشان بمانی و سربلند و سرافراز بگذری.
بکتاش سیاووش، کسی که درد از دست دادن عزیزانش را توسط عوامل تروریزم طالبانی و فساد و ستم فاشیزم افغانی تجربه کرده است. دردی به تلخی و جانکاهی از دست دادن برادر گرامی اش یما سیاووش و پدرش عزیزش داوود سیاووش را. او چه به عنوان خبرنگار و نماینده مردم، وجدان بیدار و آگاهی را به تصویر کشیده است.
اکنون در حمایت از دادخواهی زنان سرزمین، کارزار دادخواهی به راه انداخته است. کارش ستودنی و مستلزم حمایت است.👇
چهارمین روز خیمهٔ تحصن در دفاع از حقوق زنان و دختران میهن، در برابر پارلمان اتحادیهٔ اروپا، با دیدارهای مردمی و اعلام حمایت گسترده و صمیمانهٔ مردم همراه بود.
On its fourth day, the protest sit-in in support of the rights of the women and girls of our homeland, held outside the European Parliament, drew many visitors and received heartfelt and widespread support.
شما نیز میتوانید از هر کجای جهان، تنها با یک امضا، به این تحصن بپیوندید:
https://t.co/PTUCzKmJrr
Wherever you are in the world, you can stand with this protest—simply by adding your signature.
در نشست «بهسوی اعتماد و همگرایی» در لندن، در کنار تأکید بر حاکمیت قانون، عدالت و برابری، بر ضرورت بازتعریف هویت و نمادهای بهاصطلاح ملی در افغانستانِ پساطالبان نیز بحث شد.
از دید ما، بدون شکلگیری یک هویت سیاسی فراگیر و مورد پذیرش همگان_که بر اصل عدالت استوار باشد_دستیابی به آیندهای باثبات و عادلانه ممکن نیست.
همچنین جا دارد از تلاشهای پیگیر و اثرگذار بانو کوفی و همراهانش در برگزاری این نشستها قدردانی کنم. اقداماتی که در عین برانگیختن حسادت و دشمنی برخی جریانهای طالبگرا و قوممحور، برای همهی کسانی که به حقوق زنان، آزادی و آیندهی افغانستان میاندیشند، ارزنده و حیاتی است.
فرارسیدن نوروز خجستهپی و عید سعید روزهگشایی را به همهی شما عزیزان، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض میکنم.
برایتان روزگاری سرشار از تندرستی، شادمانی، کامیابی و سرفرازی آرزو دارم.
به امید آنکه جشنهای ما جانمایهی آزادی و سربلندی شوند چنانکه مفهوم شان است و سرزمینمان بار دیگر شاهد رهایی، عزت و آبادی باشد.
به آرزوی این که سال پیشرو، پایانبخش روزگار دشوار و آغازگر فصل روشن آزادی، عدالت و امید برای مردم ما باشد.
This incident demands an immediate, independent, and transparent investigation. Yet, under the current circumstances, all official information coming out of Afghanistan passes through Taliban-controlled channels, which seriously undermines its credibility and raises significant doubts about its reliability.
برای دوستانی که از موضعگیریهای اخیر نوچههای اشرف غنی و همسوییشان با طالبان دچار شگفتی شدهاند، باید گفت: زمان پدیدهای شگفتانگیز است. کافی است اندکی تأمل کنیم و صبر پیشه نماییم؛ آنگاه خواهیم دید که چگونه بسیاری از واقعیتها و چهرهها بهتدریج آشکار و بیپرده میشوند.
روزی نه چندان دور، مسئولیت جنگ و حفاظت از دستگاه اشرف غنی ـ بهاصطلاح در برابر طالبان ـ بر دوش حلقهای از بهاصطلاح «تکنوکراتها» و «جنرالهای جوان» گذاشته شده بود؛ کسانی که در دوران او با اتکا به رابطه و وابستگیهای قومی بر ارگ، ادارات پولساز و نهادهای امنیتی مسلط شده بودند. اینها سالها در رسانهها لاف دلاوری میزدند و خود را قهرمانان میدان جنگ معرفی میکردند؛ اما در لحظههای سرنوشتساز، بسیاری از همین افراد از نخستین کسانی بودند که تفنگ و خاک را به طالبان واگذار کردند.
امروز همان چهرهها که روزگاری در سایهی خون جوانان این سرزمین شهرت یافته بودند، از کشورهای مختلف به بلندگوهای تبلیغاتی و حتی مشاوران طالبان تبدیل شدهاند. زمان میگذرد، خطها روشنتر و چهرهها آشکارتر میشوند. هرچه صف فاشیسم قومی و طالبان در هم تنیدهتر گردد، صف عدالتخواهی نیز استوارتر و با ارادهتر در برابر آن ایستاده خواهد ماند.
هشتم مارچ، روز پاسداشتِ مبارزه، استقامت و ایستادگی زنان برای دستیابی به برابری و عدالت را به همسر عزیزم ـ که همواره با آگاهی، شجاعت و تعهد در این مسیر گام برمیدارد ـ و به همه زنان آزاده و عدالتخواه شادباش میگویم.
نزدیک به پنج سال است که زنان و دختران سرزمین رنجدیدهی ما زیر حاکمیت مستبد و بدوی طالبان از بسیاری از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند. با این همه، در همین سالها، از خیابانهای اعتراض تا استیژهای جهانی، رساترین و استوارترین صدا در برابر این نظام سرکوبگر، صدای زنان آزاده و عدالتخواه بوده است.
از همینرو، بیهیچ تردیدی فردای آزادی میهن مدیون پایداری، شجاعت و قربانیهای آنان خواهد بود؛ فردایی که بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن است تا جایگاه انسانی، شایسته و برابر زنان در همه عرصههای زندگی به رسمیت شناخته شود و با احترام و ارجگذاری پاس داشته گردد.
آیندهی روشن این سرزمین بدون حضور آگاهانه، آزاد و برابر زنان نه ممکن است و نه پایدار.
راستی، این وطنداران بهاصطلاح دلسوز و مدافع حقوق غیرنظامیان مظلوم! در تمام این مدتی که طالبان چپ و راست غیرنظامیان را کشتند، کودکان را کشتند، زنان را کشتند و شفاخانهها، بازارهای مزدحم، زیارتگاهها، مراسم عروسی و حتی مراسم جنازه را به قتلعام تبدیل کردند، اینها کجا بودند؟
تمام این جنایات با افتخار توسط تروریستان شبکهٔ حقانی و شاخهٔ دیگر طالبان، یعنی شورای کویته، انجام شده و همچنان ادامه دارد. آن زمان شما کجا بودید؟
در همین چهار و نیم سال حاکمیت طالبان، این گروه بهگونهٔ پیوسته در حق غیرپشتونها ظلم روا داشتهاند. به مردان و زنان غیرپشتونی که با آنان مخالفت کردند، هیچ رحم نکردهاند. چرا آن زمان صدای شما بلند نشد؟ بروید و تمام پستهای خود را مرور کنید؛ ببینید آیا حتی برای ظاهر هم که شده، از کوچک تا بزرگ، علیه جنایات جنگی، برخوردهای قومی و رفتارهای ظالمانهٔ طالبان علیه تاجیکها، هزارهها و ازبکها اظهار تأسف کردهاید؟ نه، نکردهاید.
چرا؟ چون در اعماق دلتان از سرکوب، قلعوقمع ما، فرهنگ ما و داراییهای ما خوشحال میشوید و در ذهن بیمار و دیگرستیزتان، پیروزی طالبان را پیروزی خود میدانید.
متاسفانه چنانچه تجربه ثابتکرده، حتا کشتار کودکان معصوم نیز وسیلهی بوده برای بهرهکشی به نفع این تفکر ناسالم.
ما کشتار غیرنظامیان را در هر دو کشور افغانستان و پاکستان جدا محکوم میکنیم. پاکستان باید بهجای حمله به مناطق مسکونی، محل تجمع و حضور تروریستان طالب را هدف قرار دهد.
وطنپرستی را با تحمیل هویت جعلی «افغان»، همسویی با طالبان و ایجاد دشمنی احمقانه با همسایه تعریف نکنید.
همین حالا هم بخش بزرگی از تجارت و منافع شما با کلدار پاکستانی محاسبه میشود؛ یک پایتان در پشاور است و پای دیگر در جلالآباد.
بعید هم نیست که بسیاری از شما، مانند اکثر بازیکنان کریکت، شناسنامهٔ پاکستانی نیز داشته باشید.
خانم ها و آقایان! دیگر فریب دادن مردم به این سادگی نیست.
تامل کنید و از ریا و جهالت دستبردارید.
با آن که جنگ گروه تروریستی طالب با پاکستان، جنگ ما نیست؛ اما از سقوط و تضعیف تروریستان طالب، جدا حمایت میکنیم. امیدوارم در این زد و خورد، به افراد بیگناه آسیب نرسد. پاکستان به جای حمله به شهرها، به مراکز تجمع و تربیت تروریستان حمله کند.